پدر، اولین و موثرترین مرد در زندگی یک دختر است

پدران چگونه می توانند در پرورش دختران خود نقش مثبت و موثر ایفا کنند؟ در آستانه روز پدر که روز میلاد بهترین پدر است، علی (ع)، پدربهترین دختر، زینب (س)، برای پاسخ به این سؤال با مشاور و کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی گفت و گویی ترتیب داده ایم.

0

 پدر اولین مردی است که دختر در زندگی خود با او آشنا می‌شود و کیفیت ارتباط او با پدرش می‌تواند در شکل‌گیری ذهنیت او نسبت به مردان و ارتباط‌هایی که در آینده با مردان خواهد داشت موثر باشد. اما اینکه چگونه پدران می توانند دختران شان را تحت تأثیرمثبت قرار دهند و چگونه نقشی می توانند در پرورش آن ها ایفا کنند، از جمله سؤالاتی است که در گفتگو با فرشته نقدی مشاور و کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی بررسی خواهیم کرد.

 

 پدر اولین مردی است که دختر در زندگی خود با او آشنا می‌شود و کیفیت ارتباط او با پدرش می‌تواند در شکل‌گیری ذهنیت او نسبت به مردان و ارتباط‌هایی که در آینده با مردان خواهد داشت موثر باشد.

 

برای شروع بفرمایید آیا پدر که در ارتباط با دختر،والد غیر همجنس است، در رشد و پرورش دختر نقش و اثرگذاری خاصی دارد؟

  • تاثيرگذارترين افراد در زندگي و سرنوشت هر کودکي، والدين او هستند. معمولا بيشتر  از نقش، مسئوليت و اهميت مادر در تربيت کودک و به خصوص دختر سخن گفته مي شود و کمتر پيش مي آيد اهميت پدر و تاثير او بررسي شود. اما امروزه به اعتقاد روان شناسان، پدران به اندازه مادران براي تحول فرزندان شان در زمينه هاي روان شناختي و اجتماعي اهميت دارند و حتي جايگاهي منحصربفردي در پرورش فرزندان به ویژه دختران دارند که شايد حضور نداشتن و يا کوتاهي در ايفاي نقش پدري، به تکميل نشدن فرآيند شکل گيري شخصيت کامل براي کودک منجر شود.

 

 وقتی دختر با پدر ارتباطش خوب باشد، معمولا در ازدواج  نقش الگویی او و معیارهایی درست  دارد.

 

توجه داشته باشد طبق نظر بسیاری از روانشناسان همه ی انسان ها، زن ها و مردها هر کدام بخش متفاوت زنانگی و مردانگی را دارند یعنی یک بخش وجودی ما زنانگی ماست و یک بخش مردانگی و این بخش مردانه وجود زن توسط پدر می تواند به دختر القا شود و رشد داده شود. البته در خصوص مردان هم همینطور است. باید یک بخش عاطفی، حمایتی، مهرورزی در عین مردانگی در وجودشان داشته باشند.

بنابراین ارتباط پدر و دختر باید به گونه ای باشد که بتواند بخش مردانه وجودی زن را به دختر القا کند و این ارتباط می تواند ارتباطی مؤثر و خاص باشد.

 

 ارتباط پدر و دختر باید به گونه ای باشد که بتواند بخش مردانه وجودی زن را به دختر القا کند.

 

در مورد بخش مردانه ی وجود دختران که به آن اشاره کردید، بیشتر توضیح می دهید؟ چطور باید این بخش شکل بگیرد در دختران ؟

  • ما در بحث های شخصیت شناسی به این بخش ها اشاره می کنیم که البته در این فرصت محدود نمی توان کامل به آن ها پرداخت. پدر با ارتباطی که با دختر دارد و به هر حال جنس مقابل با دختر است ما نمی گوییم مخالف، بلکه می گوییم جنس متفاوتی است. بنابراین آن بخش وجودی دختر را در ارتباطات می تواند تکمیل کند. مثلا فرض کنید اگر پدر منطقی تر است با نوع تحلیل و بحث هایی که مطرح می کند، در عین ارتباط صمیمی این بخش مردانه را در دخترش تقویت کند و در عین حال به دختر شناخت می دهد. در واقع سفارش شده که پدران در دوره کودکی و نوجوانی چنان ارتباطی با دخترشان داشته باشند که دختران آواز های غریبه در گوش شان اغوا کننده نباشد. آنقدر از ارتباط و محبت پدر بی نیاز شده باشد که به راحتی فریب نخورد.

 

 سفارش شده که پدران در دوره کودکی و نوجوانی چنان ارتباطی با دخترشان داشته باشند که دختران آوازهای غریبه در گوش شان اغوا کننده نباشد. آنقدر از ارتباط و محبت پدر بی نیاز شده باشند که به راحتی فریب نخورند.

 

چقدر پرداختن پدر به مسائل دختران می تواند عملی و نتیجه بخش باشد؟

  • اگر دختر رابطه خوب، نزدیک و صمیمانه با پدرداشته باشد در ارتباطات بیرونی آن حس عطش و کنجکاو بودن نسبت به اینکه با جنس مقابل خود و پسرها آشنا شود، بسیار کم می شود و زمانی که بیرون می رود با گفتگو با یک پسر خیلی زود خام نمی شود. جنس مقابل خود را می شناسد و می داند چطور با او ارتباط برقرار کند. این است که پدر نقش خیلی کلیدی دارد که به دختر آگاهی و شناخت نسبت به جنس پسر بدهد. به هر حال از طرف دیگر دختر می خواهد در آینده انتخاب همسر کند. وقتی که با پدر ارتباطش خوب باشد معمولا پدر خوب به گونه ای ست که نقش الگویی دارد و دختر معیار پیدا می کند و به راحتی تن به هر کسی نمی دهد و این اثر عملی و نتیجه بخش ارتباط درست و مؤثر است.

 

 اگر دختر رابطه خوب، نزدیک و صمیمانه با پدرداشته باشد در ارتباطات بیرونی آن حس عطش و کنجکاو بودن نسبت به اینکه با جنس مقابل خود و پسرها آشنا شود، بسیار کم می شود و در گفتگو با یک پسر خیلی زود خام نمی شود.

 

 با توجه به آنچه گفتید، رابطه دوستانه دختر با پدر با  نقش انضباطی که پدر دارد، چقدر قابل جمع است؟

  • البته من مخالف این مسئله هستم که بگوییم ما دوست بچه هایمان هستیم چه دختر و چه پسر. ما دوست فرزندان مان نیستیم ما درعین اینکه رابطه صمیمانه، عاطفی، معقول و منطقی با فرزندان مان داریم، با یک ترفند مناسب که با تدبیرهمراه است، در کنار این بچه ها حمایت کننده و راهنماییم و در کنارشان بازی دوستانه داریم و دوستانه رفتار می کنیم. اما اگر بگوییم عین دوست بچه ها هستیم از جایگاه خود خارج می شویم و نقش الگویی خود را از دست می دهیم.

پس پدر بهتر است نقش سرپرستی، حامی بودن را داشته باشد اما با رابطه عاطفی که برقرار می کند دختر را بی نیاز از محبت کند و با مهر و محبت عامل خوبی شود برای رشد و پیشرفت اعضای خانواده از جمله دختر.

 

 ما دوست فرزندان مان نیستیم. یعنی درعین اینکه رابطه صمیمانه، عاطفی، معقول و منطقی با آنها داریم، حمایت کننده و راهنمای بچه هاییم و با آنها دوستانه رفتار می کنیم بدون این که  از جایگاه خود خارج شویم و نقش الگویی خود را از دست بدهیم.

 

توجه کنید مادر همیشه با بچه ها هست و پدر معمولا کم تر حضور دارد، به نیازها رسیدگی می کند و کارها را سامان می دهد اما اگر در انجام دادن مسئولیت های خود موفق باشد فرزندان در مواردی که دچار مسئله می شوند مجهز و آماده هستند اما اگر موفق نباشد ممکن است باعث  کجروی و انحراف بچه ها شود. پس نقش انضباطی و تربیتی پدر هم می تواند الگوی مناسبی باشد البته در صورتی که خود پدر هم با مسئولیت ها آشنا باشد، مسلما بچه ها می توانند الگوگیری خوبی داشته باشند به ویژه دختران. وقتی پدر در مواقع لزوم از دختر دفاع می کند، احساسات دختر را درک می کند، رابطه عمیقی از نظر عاطفی با دخترش دارد او را آماده می کند که نقش های متعدد زندگی را ایفا کند. جرأت و شجاعت در دختر ایجاد می کند که به سمت پیشرفت هدایت شود یعنی با راهنمایی دختر را از لغزش و خطا دور نگه می دارد. حتی اگر خطا کند و البته ما باید اجازه خطا های کوچک بدهیم باعث می شود با رفتارش افکار و عقاید دختر را شکل بدهد و بسازد.

 

وقتی پدر در مواقع لزوم از دختر دفاع می کند، احساسات دختر را درک می کند، رابطه عمیق عاطفی با او دارد، دخترش را آماده می کند که نقش های متعدد زندگی را ایفا کند و جرأت و شجاعت در او ایجاد می کند که به سمت پیشرفت هدایت شود و از لغزش و خطا دور بماند.

 

ادامه دارد…

/انتهای متن/