گشت 2، فیلمی سخیف در خدمت پولسازی

“گشت 2″ فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی” سعید سهیلی” بود که پس از اکران در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در فهرست اکران نوروز 96 قرار گرفت و با وجود جلب گیشه و فروش نسبتا بالا، می توان گفت فیلمی سخیف و ضعیف بود که توهین می کند هم به زنان و هم به شعور مخاطبان.

0

نفیسه ترابنده/

“گشت 2″ فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی” سعید سهیلی” می باشد. فیلم “گشت۲” دومین قسمت فیلم “گشت ارشاد” ساخته سال 1390 است که در زمان اکران جنجال بسیاری به پا کرده بود. این فیلم پس از اکران در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در فهرست اکران نوروز 96 قرار گرفته است. فیلمی که به رغم ضعف در فیلمنامه و شخصیت پردازی به مدد حواشی قسمت اول آن در اکران نوروزی خود با استقبال تماشاگران و برپایی سانس های فوق العاده در سینماها روبه رو شده است.

خلاصه داستان:

فیلم از ندامتگاه یعنی جایی که گشت ارشاد به پایان رسید، آغاز می‌شود. عباس(حمید فرخ نژاد) و حسن(ساعد سهیلی) پس از پنج سال از زندان آزاد می شوند و به سراغ دوست دیگرشان عطا (پولاد کیمیایی) می روند. عطا برخلاف تصور تماشاگران قسمت اول فیلم نمرده، بلکه مدت ها در کما بوده است. عطا حافظه‌اش را ازدست‌داده و به‌جای آن توانایی عجیبی پیداکرده و می‌تواند آینده و گذشته افراد را با تمرکز کردن و دقت در چهره‌شان بخواند.

زنان داستان

در کنار سه شخصیت مرد اصلی داستان،”گشت 2″ تعدادی شخصیت جدید زن را نیز به داستان اضافه کرده است که بدون هیچ گونه شخصیت پردازی و منطق روایی، حضور آنها صرفاً  یک بهانه برای انجام شوخی های سخیف جنسی در فیلم است؛ شوخی هایی که هیچ ارتباطی به ماهیت داستان و روند فیلمنامه پیدا نمی کنند و فقط آمده اند تا مخاطب سینما را به هر روش ممکن بخندانند و همچنین توجیهی برای انجام کارهای خلاف قانون شخصیت های مرد داستان باشند.

همچون فیلم “گشت ارشاد ” که پریسا( نیوشا ضیغمی) برای رهایی از دست مرد خبیث فیلم،  فراتی ( با بازی “جمشید هاشم پور”) محتاج کمک مالی بود، در اینجا نیز چند دختر جوان با ظواهری امروزی  و در عین حال تنها، مظلوم و رنجدیده حضور دارند که با مشکلات مالی درگیر هستند و باز هم این عباس و حسن و عطا هستند که در نقش رابین هودهای قصه برای حل مشکل مالی آنها عزم شان را جزم می‌کنند. این سه قهرمان در این راه از هیچ کاری مضایقه ندارند، از فالگیری و تلکه کردن مردم و کلاهبرداری گرفته تا شرکت در مسابقات زیرزمینی. در واقع فیلمساز می خواهد به مخاطبان القا کند که هدف وسیله را توجیه می کند، نجات زنان تنها و گرفتار از دست مردان خبیث و فرصت طلب، مجوزی برای انجام هرگونه کار غیراخلاقی، غیرقانونی و غیرشرعی می باشد.

طلا( بهاره افشاری) به همراه خواهر کوچک خود- نقره-(ترلان پروانه) و دو دوست در خانه ای قدیمی در همسایگی عباس زندگی می کنند؛ دخترانی که بی سرپرست هستند و به تنهایی بار زندگی را به دوش می کشند. برادر  طلا و نقره به جرم قتل در زندان به سر می برد و آنها با ساز زدن در کنار خیابان سعی دارند پول دیه مقتول را تهیه نموده و برادرشان را از اعدام نجات دهند. در این میان وکیل خانواده مقتول مردی هیز است که چشم طمع به این دختران دارد و از طرف پدر مقتول مدام پیغام می آورد که دیه برادر می تواند مهریه یکی از این دو خواهر باشد.

حسن در اولین برخورد با نقره شیفته او می شود، نقره با ظاهری نه چندان مناسب ، آرایشی غلیظ، موهایی با هایلایت آبی و ناخن های لاک زده اصلا شباهتی به دختری ساکن در محله ای قدیمی و فقیر نشین ندارد. بیشتر به نظر می رسد این چهار دختر با ظواهر آراسته و آرایش کرده توجه مردم و کمک مالی آنها را جلب می کنند تا زدن ساز در کوچه و خیابان.

این دختران تنها به راحتی به این سه مرد داستان اعتماد کرده و آنها را وارد حریم زندگی خصوصی خود می کنند. غذا بردن برای عباس و دوستانش و بیرون رفتن به همراه آنها نمونه ای از این ارتباط است.

در میان فیلمخانه بی سر و ته در مضحک ترین نقطه فیلم که کارگردان بسیار شعاری و گویی از سر اجبار و برای گرفتن مجوز در کنار انبوهی از فحش های رکیک و تکیه کلام های جنسی آن را مطرح می کند، داستان پدر یکی از همخانه های طلا به نام ساراست. سارا پس از دیدن قدرت ماورایی عطا در اطلاع از غیب از او می خواهد که بفهمد پدرش چه سرنوشتی پیدا کرده و اکنون کجاست. عطا هم بعد از چند روز با تمرکز و دقت بسیار به سارا می گوید که پدرش در زمره شهدای گمنام در کجای شهر به خاک سپرده شده است. لحظه دیدار سارا با قبر پدرش و انداختن چادر روی سر و گریه کردن او بسیار نچسب و بدون کوچکترین تأثیرگذاری است و بیشتر نوعی توهین به ارزش های جامعه محسوب می شود.

در قسمتی از فیلم زمانی که حسن (حمید فرخ نژاد) میزبان یک شخصیت سیاسی است تا مشکل او را با رمالی حل کند، می توان این نکته را برداشت کرد که  مخاطبانِ فریبکارانی از سنخ رمالان و فالگیران بر خلاف تصور رایج، فقط  مردم عوام نیستند، بلکه خواصی هستند که اهل  سیاست را هم می توان در میان شان دید!

“گشت 2” در یک نگاه

به نظر می رسد که “گشت 2”  فیلمی است که فقط برای فروش و پولسازی ساخته شده است. فیلمنامه

” گشت 2″ مغلطه ای از تمام شوخی های رکیک است که می خواهد در لابه لای تکیه کلام های جنسی طعنه ای به مسائل سیاسی و اجتماعی روز داشته باشد همچون شوخی با رجل سیاسی، آقازاده‌ها و حق خوری هایشان و استثمار طبقه ضعیف جامعه. فضای اقتصادی جامعه در این فیلم، پر از نابرابری ، رانت‌خواری و اختلاف طبقاتی است و راه‌حل نمایش داده شده توسط کارگردان تنها اقدامات فراقانونی و خودسرانه است. مثلاً کامیار(مهدی ماهانی) که فردی ناهنجار و خلافکاری بزرگ است تنها می تواند توسط امثال عباس و حسن و عطا به سزای اعمال خود برسد و پلیس و قوای امنیتی کشور در دستگیری او عاجز می باشند.

 در پایان باید گفت “گشت 2” به شدت اسیر لمپنیسم و توهینی است به شعور مخاطب؛ فیلمی که بی شک محصول فضای بی در وپیکر مدیریت فرهنگی و ولنگاری موجود در جامعه است.

 /انتهای متن/