سرنوشت کودکان زلزله زده، پس لرزه ای شدیدتر از زلزله

زلزله از حوادث طبیعی است که در زندگی اجتماعی مردمی که به آن مبتلا شده اند، اثرات عمیق و ماندگاری بر جای می گذارد. یکی از این اثرات کودکان یتیمند پس از این حادثه غمبار. در زلزله آذربایجان برای کودکان چه کاری صورت گرفته است؟

3

سرویس اجتماعی به دخت/

 حوادث غیرمترقبه‌ ای همچون زلزله می‌تواند آثار مخربی بر سلامت روانی کودکان بر جای بگذارد؛ چراکه  کودکان آسیب پذیر ترین قشر در بلایا و حوادث هستند. به گفته روانشناسان حوادث طبیعی همچون سیل، زلزله و طوفان می توانند به تاثیرات رفتاری، هیجانی و عاطفی طولانی مدت در کودکان منجر شوند. این احساس اضطراب و تنش های فزاینده در بازی ها، کابوس ها و ترس های ناگهانی کودکان نشان داده می شود.
حوادثی از این قبیل می تواند غمگینی، گوشه گیری، افسردگی، احساس گناه، بازگشت به عادت های بچه گانه و پرخاشگری را برای کودکان به همراه داشته باشد و آسیب دیدن اطرافیان کودک نیز به طرز دیگری بر رفتارهای او تاثیر می گذارد. کودکان در اثر وقوع زلزله خانه، خانواده، دوستان، بستگان و به عبارتی منابع مالی و عاطفی خود را از دست می دهند. ترس از ادامه زندگی بدون وجود این منابع باعث ایجاد فشار روانی در کودک شده و سلامت جسمانی و روانی آن ها  را به خطر می اندازد.
در این گزارش اقدامات برخی از مراکز و سازمان های ذیربظ در زلزله بم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این فعالیت ها اغلب از یک روش مشخص پیروی کرده و در مناطق مختلف به شکل یکسان اجرا می شود.

هلال احمر چگونه از کودکان در مواجهه با زلزله حمایت کند؟
جمعیت هلال احمر کشور با آموزش کودکان قبل از وقوع زلزله در محیط های آموزشی همچون مهد کودک ها و مدارس ابتدایی آنها را برای چنین موقعیت هایی آماده می کند. بدین منظور ابتدا می بایست کودکان را با لباس و پوشش های نیروهای امدادی و انتظامی در زمان بحران آشنا نمود تا در زمان وقوع حادثه بتوانند به راحتی به آنها مراجعه نموده و از آنها کمک بگیرند.
پس از زلزله یکی از نکات بسیار مهم ثبت اطلاعاتی است که در یافتن خانواده کودک بعد ها بسیار به کار می آید. به همین خاطر “مدیریت بحران جمعیت کاهش خطرات زلزله ایران” اقدام به تهیه کارت های گردن آویز شناسایی کودکان نموده که در آن اطلاعات مورد نیاز، گروه های پشتیبانی را جهت اطلاع رسانی و یافتن بستگان و خانواده کودک یاری می رساند. هر کارت دارای سه قسمت است که یکی متعلق به امداد گری است که کودک را پیدا می کند تا بعد ها در صورت در خواست گروه پژوهش در خصوص اطلاعات تکمیلی بتواند از طریق این قسمت، اطلاعات کامل تر خود را منتقل نماید. این کار ضمناً می تواند امنیت کودکان را در خصوص سرقت و یا مفقود شدن در پروسه تحویل موقت تا تحویل قطعی به مسئولان ذیربط بالا ببرد . قسمت دوم به مراکز انتظامی تحویل می شود که دارای مشخصات فردی کودک و نقطه یافته شدن و نیز یابنده کودک است و قسمت سوم به گردن کودک باقی می ماند تا در مراکز بهزیستی ثبت گردد و جزء اسناد کودک در مراکز بهزیستی نگهداری شود.
تهیه مواد غذایی مناسب و مخصوص کودک نیز از دیگر اقدامات ضروری و حمایتی کودکان است.

بهزیستی و حمایت از کودکان زلزله زده
محمد نفریه معاون اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با مهرخانه در این خصوص گفت: کودکان برای این که بتوانند به زندگی عادی برگردند، نیاز به تجزیه و تحلیل سانحه دارند. به همین جهت مراجعه به یک مشاور یا متخصص لازم است و در این میان نقش مددکاران اجتماعی پررنگ می شود. آنها به کودک آموزش می دهند که چگونه کاملاً آرام باشد و سپس کم کم او را با واقعیت روبه رو می کنند.
وی ساماندهی کودکان بی سرپرست زلزله زده را از وظایف مهم سازمان بهزیستی عنوان کرد و ادامه داد: این سازمان از همان ساعات اولیه زلزله، کودکان بی سرپرست را شناسایی کرده و اقدامات لازم را در راستای نگهداری انها انجام می دهد.

سهم موسسات غیر دولتی
بهجت واعظی عضو هیات مدیره موسسه پژوهشی کودکان دنیا در گفتگو با مهرخانه با بیان اینکه کودکان آسیب پذیرترین قشر در برابر زلزله و بلایای طبیعی هستند، گفت:‌ لزوم مداخلات روانشناختی در حوادث آسیب زا مورد قبول عموم متخصصان است و هرکس به روشی این مداخله را انجام می دهد. استفاده از هنر، علی الخصوص نقاشی یکی از مثمرثمرترین انواع مداخلات در پیش آمدهای طبیعی به شمار می آید. نقاشی روشی آسان و مستقیم جهت تشخیص و درمان در ادبیات رواشناختی است.
وی افزود: زمان لازم برای بازگشت کودکان آسیب دیده به زندگی طولانی بوده و او در تمام این مدت نیازمند همراهی و همدلی دیگران است.
وی با اشاره به این مطلب که کودکان پس از زلزله احساس گناه می کنند، ادامه داد: کارشناسان و مددکاران باید با کودکان ارتباط بگیرند و در این شرایط به آن ها آرامش دهند. اجرای برنامه هایی در قالب نقاشی، نگارش خلاق و … از جمله اقدامات لازم در مهیا کردن بچه‌ها برای بازگشت به زندگی پس از بحران است.
واعظی افزود: موسسه پژوهشی کودکان دنیا با برگزاری کارگاه های نقاشی و کتابخوانی برای کودکان قدم های بزرگی را در کاهش استرس و اضطراب کودکان در زلزله بم برداشت.
انجمن دوستدار کودک نیز در شهر بم فرآیند گفت و شنود را برای کودکان و زنان شهرستان بم برگزار و به آنها کمک کرد تا عوامل ناتوان ساز را در ذهنیت خود شناسایی کنند.
علاوه بر این اجرای خلاقانه نمایش، نگارش و نقاشی از دیگر اقداماتی بود که این انجمن برای کودکان بازمانده زلزله بم انجام داد. در این میان نیز به هفتاد معلم بمی از منابع مالی کمک‌های یونیسف آموزش‌های کارگاهی لازم داده شد. مدارس نیز با اختصاص یک کلاس به این آموزش ها، از نمایش خلاق برای آموزش به دانش آموزان استفاده کردند و نهایتاً کل مدارس بم در یک سال تحصیلی در زنگ خلاقیت، نمایش اجرا کردند.
فرشید یزدانی عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در خصوص آموزش های لازم به کودکان در بحران زلزله گفت: برنامه‌هاي متعددي همچون آموزش مهارت‌هاي زندگي به كودكان، كلاس قصه خواني، نقاشي و… در دستوركار انجمن است تا بتوان كودكان را از فضاي اضطراب و استرس دور كرد و اين كودكان را در كمترين زمان ممكن به زندگي بازگرداند.
وی با بیان اینکه انجمن حمایت از کودکان از همان روزهای پس از زلزله در آذربایجان حضور داشته گفت: در زلزله علاوه بر کودکان باید معلمان مدرسه نیز خدمات مددکاری دریافت نمایند و تا زمانی که این خدمات به درستی ارائه نشود اضطراب و افسردگی شدید همچنان در میان کودکان ادامه دارد.
یزدانی تاکید کرد: ما باید فشارهایی که به کودکان وارد می‏شوند را بررسی کرده و نسبت به کاهش آن قدم بر داریم.

سطح مهارت مددکاران اجتماعی
یزدانی در خصوص حمایت های روانی کودکان زلزله زده گفت: مددکاران اجتماعی باید امکانات بازی و سرگرمی برای کودکان فراهم کنند و به خاطر داشته باشیم که نقاشی کردن کودکان به تخلیه هیجانی و تسکین روانی کمک می کند.
سید حسن موسوی چلک رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران به مهارت های مددکاران اشاره کرد و گفت: مددکاران در زمان وقوع زلزله باید با مدیریت بحران، مهارت ارجاع، مدیریت استرس آشنا باشند، منابع اجتماعی و سازمان های ارائه دهنده خدمات را به خوبی بشناسند و اطلاعاتی نیز در خصوص مردم شناسی آن منطقه داشته باشند.
از زمان وقوع زلزله آذربایجان شرقی یک هفته می گذرد و در این مدت هرکس به هر طریقی اقدامات و فعالیت هایی را در حد توان خود برای کودکان انجام داده، که قابل تقدیر است. همه نهادها دغدغه سرانجام این کودکان را دارند؛ غافل از اینکه ممکن است به ظاهر پوسته این آموزش ها در راستای فرهنگ بومی شهر باشد ولی هسته این اقدامات به رنگ دیگری است و پس از مدت ها در می یابیم که الگوهایی که به کودکان آموزش داده می شود با فرهنگ جامعه در تضاد است.
باید توجه داشت که خیلی از کودکان زیر پنج سال قادر نیستند هویت فردی خود را بیان و یا پس از چند سال یادآوری کنند، آنها به راحتی دستور بزرگترها را گوش می کنند و قادر به محافظت از خود نیستند. بنابراین ممکن است فرهنگی در آنها نهادینه شود که با وضعیت بومی جامعه سازگار نیست و آنها را در بزرگسالی با ارزش هایشان دچار تضاد کند.

منبع: مهرخانه/انتهای متن/