صدای شیپور جنگی خانگی را علیه زبان مادری می‌شنوید؟

راستی شما هم دیده‌اید که دیگر دوست دارم را دوس دارم ، گذاشتن را گزاشتن ، خواهر را خاهر و خواهش را خاهش و یا حتی خداحافظ را خداحافز می‌نویسند؟ اگر با دقت گوش کنیم این روزها صدای شیپور جنگی خانگی را که علیه زبان مادری ما نواخته شده است، می‌شنویم.

0

نسیم شهسواری/

 شاید خیلی از ماها در روزهای پایانی سال 95 و روزهای آغازین سال 96 با هجوم پیام‌های تبریک و مطالب مختلفی به مناسبت سال نو مواجه شده باشیم ، شاید خیلی از ما آدم‌ها روزهای تعطیل نخستین سال برایمان فرصتی را فراهم کرده باشد تا بیشتر در دنیای مجازی گشت‌وگذار کنیم و از داستان و مطلب و طنز و کلمات قصار همه‌چیز را در این مجاز آباد بیشتر خوانده باشیم و شنیده باشیم.

من هم بعد از پایان یافتن روزهای پایانی پرمشغله سال 95، شروع سال نو برایم فرصتی را فراهم کرد تا بیشتر در دنیای مجازی بی‌انتهایی که در یک گوشی سیاه‌رنگ زندانی‌شده بود سر بزنم ، فارغ از محتوا و کیفیت آنچه فضای مجازی به ما می‌آموزد ،این گشت گذار چندروزه ،حقیقتی دردناک را برایم روشن کرد ، حقیقتی که خبر از یک نابودی می‌دهد یک تباهی و یک از دست دادن بزرگ که از مرحله هشدار به مرحله بحران رسیده است.

نمی‌دانم چه قدر با دقت مطالبی را که در فضای مجازی نوشته می‌شود را خوانده‌اید. راستی شما هم دیده‌اید که دیگر دوست دارم را دوس دارم ، گذاشتن را گزاشتن ، خواهر را خاهر و خواهش را خاهش و یا حتی خداحافظ را خداحافز می‌نویسند ، اگر با دقت بیشتری گوش کنیم این روزها صدای شیپور جنگی خانگی را که علیه زبان مادری ما نواخته شده است را می‌شنویم.

این روزها زبان مادری ما در معرض شکستگی و انحطاط و نابودی است ، دیگر دقت برای درست نوشتن و یا حتی زیبا سخن گفتن نه‌تنها یک امر ارزشمند و پسندیده نیست بلکه التزام به آن نوعی وسواس فکری و تحجر و عقب‌ماندگی قلمداد می‌شود ، باید حواسمان باشد که این بار این درخت تناور از درون در حال فرسایش و از بین رفتن است باید حواسمان باشد که این بار خود ما هستیم ،خود ما کاربران فضای مجازی که حمله هولناک به میراثی ماندگار را دانسته یا ندانسته آغاز کرده‌ایم.

باید حواسمان باشد که میراث گران‌بهایی که بلندمرتبه نامی چون فردوسی برایمان به یادگار گذاشته است را با دستان خود از بین نبریم و نگذاریم این کاخ بلند ،گزندهای ناخوشایند را تجربه کند.

 این روزها همه‌چیز بوی شروع می‌دهد بوی نو شدن، این بهانه برای نو شدن می‌تواند دلیلی خوب برای پایان نبردی باشد که ناخودآگاه با زبان شیرین مادری‌مان آغاز کرده‌ایم ، هر کس از خودش شروع کند، ما درست بنویسم تا دیگران هم درست بنویسند.

رنج سی‌ساله فردوسی را به دست تباهی ندهیم.

/انتهای متن/