شوهرم وصیت نامه ای نداشت

مشکلات زندگی هر چند سخت باشد، می توان با تدبیر و درایت حل شان کرد به شرط این که از اهل علم و اطلاع و راهنمایی آنها هم کمک بگیریم؛ کاری که صبا خانم برای خلاصی از گرفتاری های فعلی اش می کند.

0

 کشتی زندگی همیشه در دریای آرام و بی موج حرکت نمی کند، گاهی امواج و طوفان ها سلامت و آرامش را از زندگی می گیرد، آن وقت است که باید با تدبیر و تلاش وصبر این کشتی را به سلامت به ساحل برسانیم.  

صبا خانم از زندگی اش این طور تعریف می کند:

بعد از پنج شش سال زندگی با همسرم به دلیل مشکلات زیادی که به جهت دخالت خانواده دو طرف پیش آمده بود مجبور شدم از همسرم جدا شوم. بعد از چند سال تنها زندگی کردن بالاخره با پادرمیانی دوستان نزدیکم با مسعود آشنا شدم و ازدواج کردم. مسعود قبلا ازدواج کرده بود و دو فرزند داشت و همسرش بعد از یک بیماری سختی به رحمت خدا رفته بود. اوچند سالی دست تنها دو ش را بزرگ کرده بود تا بالاخره با من ازدواج کرد.

مسعود مردی کاری و مودب بود و دختر و پسری خوب و با ادب داشت. من برای ازدواج با او هیچ سخت گیری و شرطی نداشتم و چیز زیادی نخواستم. فقط وقتی مطمئن شدم او مرد خوبی است با یک مهریه مختصر با او عقد کردم. پسرش هشت ساله و دخترش 12 ساله بود. هر دوشان هم خوشحال بودند از این که من  وارد زندگی شان شدم. بعد از مدتی من تقریبا مادر شدم وبا هم زندگی  خوب و آرامی داشتیم. بچه ها مشغول درس و مشق شان بودند و من مشغول کار و خانه داری.

مسعود درآمد خوبی داشت. بعد از مدتی زمین و خانه و مغازه خرید و کارش را گسترش داد. درست در همین زمانی که فکر می کردم در اوج حوشبختی و سعادتمندی هستم، مسعود دچار تشنج و سرگیجه های سخت و دردناک شد و این شروع یک بیماری سخت بود. بعد از دو ماه او تبدیل شد به یک بیمار بستری که دیگر قادر به کار و فعالیت نبود.

در ایامی که او بستری بود خانه ما پر می شد از عیادت کنندگان و اقوام و فامیل و مسعود که بیشتر به آرامش نیاز داشت، نتوانست دوام بیاورد و حالش وخیم تر شد و مجبور به بستری شدن در بیمارستان شد. من باید از یک طرف به بچه ها می رسیدم و از طرف دیگر در بیمارستان مراقب همسرم بودم.

در زمان هایی که من مجبور بودم او را تنها بگذارم، پدر و مادر و برادرهمسرم در بیمارستان حاضر شدند و با صحبت با او که نیمه هوشیار بود از او وکالت و امضا گرفتند که بتوانند از حساب بانکی های همسرم  برداشت کنند. حال یا با نیت خیر یعنی پرداخت خرج و مخارج بیمارستان و احتمالا پرداخت مخارج لازم در صورت فوت او یا با هر نیت دیگر. خلاصه بدون اطلاع من با ورقه ای که در دست داشتند و امضای شوهرم پول های او را برداشت کردند. شوهرم بعد از یک هفته فوت کرد. او که فکر رفتن به این زودی ها را نمی کرد، وصیت نامه ای هم از خود نگذاشته بود که تکلیف من روشن شود که بعد از فوتش با اموال غیر منقول و منقولی که گذاشته بود، چه کار کنم. پدر و مادرش خیلی سعی داشتند و دارند که فرزندانش را نزد خود ببرند و من را از خانه بیرون کنند. در حالی که فرزندان شوهرم و من هیچ اختلافی نداریم و در کنار هم راحت هستیم و زندگی آرامی داریم.

سوال من این است که حالا بعد از چندین سال زندگی آبرومندانه با همسرم و فرزندانش آیا من هیچ حق و حقوقی دارم؟ آیا آنها می توانند چون همسرم وصیت نامه نداشته،  مرا از ارث و میراث محروم کنند؟ در حال حاضر من در همان خانه مشترک مان زندگی می کنم ولی با اضطراب و نگرانی. نگرانم که بالاخره این حرف و سخن ها روی بچه ها که الان 15 و 19 ساله هستند، تاثیر بگذارد.

لطفا مرا راهنمایی کنید.

 

پاسخ دکتر فرزانه اژدری:

گاهی اوقات حوادثی در زندگی اتفاق می افتد که هیچگاه فکرش را نمی کردیم. همیشه می خواهیم کشتی زندگی در یک دریای آرام و بی موج و طوفان به ساحل برسد و هیچ مشکلی پیش نیاید و آرامش و سلامت مان در زندگی مان ابدی باشد. البته این خوب است که همیشه با امید به آینده نگاه کنیم و آن را با زحمت و تلاش و با توکل به خداوند بسازیم ولی گاهی با بی توجهی از کنار بعضی مسائل می گذریم؛ بی توجهی که  باعث مشکلاتی در زندگی خود و اطرافیان مان می شود. البته می شود این مشکلات را هم که گه گاه مثل گره ای کور می شود، با صبر و حوصله و  تدبیر و هم با استفاده از عقل و دانش و راهنمایی دیگران حل کرد. 

در پاسخ به صبا خانم برای حل مشکلش این موارد را به او توصیه کردیم:

  1. اولا وجود یا نبود وصیت نامه هیچ تاثیری در دریافت سهم الارث برای هیچ کدام از وراث، چه سببی و چه نسبی، ندارد. یعنی وجود وصیت نامه یا نبود آن مانع دریافت سهم الارث برای هیچ کدام از وراث نمی شود.
  2. امضایی که فردی در حال بیماری، آن هم بیماری منجر به فوت (که به آن بیماری متصل به فوت می گویند) به کسی می دهد، از اعتبار خارج است و از نظر قانونی کسی که از این امضای بی اعتبار استفاده می کند، مجرم شناخته می شود و باید اموال غیر منقول یا مبالغی را که در اثر آن امضا کسب کرده، به وراث بازگرداند. شما می توانید با پیگیری قانونی و شکایت از سوءاستفاده کنندگان از این موقعیت، اموال از دست رفته را بازگردانید. ولی باید همه وراث در این امر مشارکت کنند که طبعا چون تعدادی از این وراث خود مجرم هستند، اقدام به این کار و پیگیری برای شما مشکل خواهد بود.
  3. در مورد حقوق شما و فرزندان متوفی باید بدانید که شما به عنوان همسر دائمی متوفی قانونا و شرعا مستحق دریافت یک چهارم یا یک هشتم از اموال شوهرتان هستید. علاوه بر آن قبل از تقسیم ماترک و قبل از همه دیون و بدهی های زوج متوفی و تقسیم اموال وی ، مهریه زن که از دیون ممتازه است و دینی است بر عهده متوفی، به همسرش پرداخت می شود.
  4. اگر متوفی فرزند داشته باشد، یک هشتم از عین اموال منقول( مثل ماشین، موتور، پول نقد، سهام، اسباب و وسایل زندگی و غیره) و یک هشتم از اموال غیر منقول(خانه، باغ، زمین و مغازه و غیره) اعم از عرصه(زمین) و اعیان(ساختمان و درخت و…) ارث می برد.
  5. در صورتی که زوج فرزند نداشته باشد، سهم زن یک چهارم از تمامی اموال است که شما از این بند مستثنی هستید. پس از مرگ زوج علاوه بر اموال منقول که تقسیم می شود، اموال غیرمنقول قیمت گذاری شده و یک چهارم یا یک هشتم از آن به زوجه متوفی تعلق می گیرد.
  6. مادر و پدر متوفی نیز هر کدام بنا بر شرع و قانون سهم خود را می برند (که در جای دیگر توضیح داده می شود).
  7. ماده 948 قانون مدنی به زوجه متوفی حق می دهد که حقوق خود را از عین ماترک استیفا کند. پس زوجه می تواند در مرحله اول در صورت ایجاد اختلاف از طریق دادگاه، بقیه وراث را اجبار به پرداخت حقوق خود از طریق قیمت گذاری و دریافت سهم خود نماید. و در صورت ادامه امتناع ورثه از پرداخت حقوق، می تواند سهم مشاع خود را از عین یعنی خود زمین و خانه و باغ و غیره درخواست کند. شرط دریافت سهم الارث برای زوجه هم وجود عقد دائم نکاح می باشد. چون زوجه در ازدواج موقت نه ارث می برد و نه نفقه دارد مگر اینکه در زمان عقد شرط شده باشد یا در زمان حیات، زوج مالی را به نام روجه نماید که این دیگر عنوان ارث ندارد، بلکه هبه است.

/انتهای متن/