حاجی فیروز نمادی ایرانی- جهانی است

حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است که عید باستانی ایرانیان است اما چون خیلی از ما ایرانی ها از داستان شکل گیری این اسطوره بی‌ خبریم، چه بسا حرف های بی اساس را در مورد او سیاهی رنگش و …راحت قبول می کنیم. حال آنکه ردپای این سنت دیرینه ایرانی را در اساطیربین النهرین و اساطیریونانی و … می توان سراغ گرفت.

0

 متاسفانه چند سالی است که شایعاتی در مورد شخصیت حاجی فیروز و دلیل سیاه بودن صورت و اسمش بر سر زبان ها افتاده بود که هیچ صحت تاریخی ندارد، چرا که این شخصیت پیشینه ای  قدیمی در فرهنگ ایرانی دارند.

افسانه های نوروز روایت هایی است باقی مانده ازدوران پیشین ایرانیان که با خواندنش بخشی ازمعمای قصه‌ های کهن سرزمین مان آشکار می شود. حاجی فیروز طلایه دارعید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی‌ خبریم.

 

در اسناد قبل از میلاد مسیح

در اسناد بين ‌النهريني، خداي “نباتي” را “بالباس” به دنياي زيرزمين مي ‌فرستد.این شخصیت چهره ای سیاه و پیراهنی قرمز دارد.

رنگ چهره ی او به اين دليل سياه است كه از دنياي مرگ بازگشته است و چون قربانی شده است رنگ پیراهنش قرمز است. اسناد و مداركي از بين‌ النهرين وجود دارد كه نشان می دهد این شخصیت ريشه حاجي فيروز است؛ شخصیتی مهم كه در زمستان قربانی می شود و با زنده شدن جهان در بهار باز زنده مي‌ شود و یاد آور زندگی دوباره و شادی می شود. حاجي فيروز از آن نماد هاي بسیارقديمی است كه مراسمش بومي ايران است.

 

حاجی فیروز نمادی جهانی است

حاجی یا عمو نوروز یک نماد است. حضور متداوم یک نماد فرهنگی‌، چون حاجی فیروز و جاری بودن آن‌ درروزگار معاصر، بازتاب روشنی است ازاندیشه‌ ها،عواطف وسنت‌های جامعه ‌ای که با پیروی ازروش شفاهی‌ از راه زبان، اشاره ، حرکت ونمایش، آن را فرد به فرد و نسل به نسل به دیگران منتقل و دربستر تاریخ، آن باور‌ها را با هنجارهای اجتماعی دیگرمنطبق می ‌سازد ازاین ‌رو شخصیت حاجی فیروز را می ‌توان برآیند یک اندیشه یا تخیل جمعی دانست که درمسیرتاریخی‌ خود از سرزمینی به سرزمین دیگرکوچ کرده وروایتی مختلف ولی‌ با هسته‌ ای یکسان، پدیدآورده است.

Get tellcho survey and win $10

به یاد سیاوش شهید

برخی اسطوره شناسان بزرگ، حاجی فیروز را بازمانده آیین ایزد شهید شونده دانسته و مراسم سوگ سیاوش را نیز نموداری ازهمین آیین ارزیابی کرده است.چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نیز نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهید شونده وشادی او شادی زایش دوباره آنهاست که با خود، رویش وبرکت می ‌آورند. مهرداد بهار اسطوره شناس بزرگ نیزسیاوش رابا ایزد نباتی بومی مربوط می‌ داند. چرا که پس از شهادت سیاوش، از خونش گیاهی می‌ روید.

این همان برکت بخشی و رویش است. با این تعابیر، وی معنای دیگری برای نام سیاوش ارائه می ‌دهد. سیاوش را که صورت پهلوی آن سیاوخش وصورت اوستایی سیاورشن می نامند، معمولا به دارنده اسب سیاه یا قهوه‌ای معنا می‌ کنند. اما مهرداد بهار با ریشه یابی آیین سیاوش، معنای این نام را مرد سیاه یاسیه چرده می‌داند که اشاره به رنگ سیاهی است که دراین مراسم برچهره می‌ مالیدند یا به صورتک سیاهي که به‌ کار می‌ بردند. این مطلب قدمت شگفت آورمراسم حاجی فیروز رانشان می ‌دهد که به آیین تموز وایشتر بابلی و از آن کهنه تربه آیین‌های سومری می ‌پیوندد.

 

شایعاتی در مورد حاجی فیروز

در سال‌هاي اخيربحث هايي برسرسياهي صورت حاجي فيروز بوده است كه نشان از نا آگاهي گوينده آنان از تاريخ اساطيري اين سرزمين دارد. حاجي فيروز یا عمو نوروز در اصل نه نماد برده داري بوده (كه هيچ گاه درايران به شيوه ظلم به رنگين پوستان وجود نداشته ) و نه نشانه تحقير اعراب و آدم هاي ديگر و صد البته که در زمان به وجود آمدن این نماد پولی از کسی طلب نمی کرده و این حرکت بعد از سال ها توسط خود مردم به این شخصیت اضافه شده است.

متاسفانه با سیل یک سری پز های ایران دوستی که هیچ اطلاعات و پایه ی علمی ندارد برخی آب را گلالود دیده اند و در مورد هر چیزی که بتوانند عقبه ای در ضد و نفی اعراب می سازند. البته که ما فرهنگ اعراب را با فرهنگ اسلامی هرگز یکی نمی دانیم ولی پذیرفتن یک سری صحبت های بی سند تنها نشانه ای از خشم کورکورانه است و درست و منطقی هم نیست. حاجی فیروز نمادی است از سنت ‌های نیک ایرانیان، سنت‌هایی که درصلح ودوستی وطبیعت دوستی ایرانیان نهفته اس و این نباید دستاویزی برای دشمنی قرار بگیرد.

 

رد پای عمو نوروز در اساطیر یونانی

“شیدا جلیلوند صدفی” تاریخ شناس و استاد دانشگاه می گوید  که با تحقیق بر متون قدیمی و مرور برافسانه هبوط ایشتر، ایزدبانوی باروری و زایش دراساطیربین النهرین و اساطیر یونانی کارکرده، به نکته‌ ای برخورد کرده که آن را تاییدی برنظریه زنده یاد «مهرداد بهار» استاد استاد بزرگ اسطوره شناس می ‌دانند. هر چند روایت جلیلوند با روایت دیگر کمی متفاوت است اما خواندن آن نیز شاید خالی ازلطف نباشد:

” ایشتر ( ایزد بزرگ زایش) به جهان زیرین سفر می‌ کند و آنجا گرفتار می شود و دیگر بازگشتی برایش باقی نمی ماند . پس ازفرو رفتن ایشتر در زمین، زایش و باروری بر زمین باز می ‌ایستد خدایان درصدد چاره جویی برمی آیند و سرانجام موفق می ‌شوند آب زندگی را به دست آورند و بر ایشتر بپاشند. اما طبق قانون سرای مردگان، ایشتر باید جانشینی برگزیند تا او را به جای خود به جهان زیرین بفرستد.

ایشتر شوهرخود، دو موزی، را که از بازگشت او ناخشنود بود، برمی گزیند. جامه سرخ به تن دوموزی می‌ کنند، روغن خوشبو به تنش می‌ مالند، نی لاجورد نشان به دستش می‌ دهند و او را به جهان زیرین می ‌کشانند. دوموزی ایزد نباتی است که با رفتنش به جهان زیرین گیاهان خشک می ‌شوند. پس چاره چیست؟ خواهر دوموزی نیمی از سال را (شش ماه بهار و تابستان) به جای برادرش در سرزمین مردگان به سر می ‌برد تا برادرش به روی زمین بازآید و گیاهان جان بگیرند.

بالا آمدن دو موزی و رویش گیاهان همزمان با فرا رسیدن بهار و نوروزی ما ایرانی هاست.درآن هنگام که دوموزی به همراه مردگان بالا می‌آید وسال نو آغاز می‌شود، ایرانیان نیز به استقبال بهار می روند و برای روان‌های مردگان که به خانه و کاشانه خود بازگشته اند، مراسم دینی برگزار می‌ کنند. همزمان با این آداب ورسوم، حاجی فیروز با جامه‌ ای سرخ و چهره سیاه ودایره زنگی دردست، فرارسیدن بهار را نوید می دهد.

 

 شکل های مختلف حاجی فیروز

در مورد تنوع حاجی فیروز هم در خود ایران، نمونه های بسیار زیادی با توجه به فرهنگ هر منطقه وجود دارد در این باره می ‌توان گفت که نام «حاجی فیروز» و ویژگی‌ های خاص امروزین او، همچون پوشاک زرق و برق دارش، در خواستش برای پول و ترانه‌ های ویژه ‌اش، سنتی کاملاً جدید وخاص تهران معاصر بوده است.

در واقعیت شخصیت او به عنوان «پیام‌آور نوروزی» به گونه ‌های مختلف از دیرباز درسراسر ایران‌ زمین رواج داشته و دارد. درنواحی گوناگون او را با نام‌ ها و حتی جنسیت متفاوت می‌ شناسند:

درخراسان و بخش‌هایی از افغانستان «بی ‌بی نوروزک»، درخمین و اراک «ننه نوروز»، درکرانه‌ های خلیج فارس«ماما نوروز»، درگیلان «پیر بابا» و«آروس/عروس گلی»، در آذربایجان«ننه مریم»، درتاجیکستان و بخارای شریف ودیگر وادی‌های ورارود «ماما مروسه» و در نهایت او را با نام‌ های مشهور دیگری همچون بابا نوروز و عمو نوروز می شناسند.

 

حاجی فیروز ترکی

نکته ی جالب اینجاست که  او وهمراهانش نمادی ازیک سنت کهن در آذربایجان نیز هستند. این سنت «قیشدان چیخدیم»(از زمستان خارج شدم) نام داشت و براساس آن حاجی فیروز در خیابان‌ها آواز می‌خواند تا به همه خبردهد که بهارآمده است و زمستان به پایان رسیده است. در مقابل این همه شادی و نشاط که حاجی فیروز برای مردم به ارمغان می ‌آورد، آنها نیز پول وشیرینی و هدایای دیگربه او می دادند.

تاریخچه ظهورحاجی فیروز به شیوه ی امروزی به درستی معلوم نیست اما درتمام متونی که به آیین‌های نوروزی درجای ایران در طول تاریخ اشاره کرده‌اند ازحاجی فیروز وعمو نوروز نیز ذکری به میان رفته است. درتمام مناطقی نیز که زمانی تحت سلطه ایران بوده اند حاجی فیروز چهره آشنایی است. شیوه اجرای نمایش‌ها در نواحی گوناگون، زمان مراسم وحتی ترانه‌ هایی که سروده می‌ شود، گاه با یکدیگر متفاوت هستند واین تفاوت‌ ها ناشی از ویژگی‌ های خاص هر ناحیه است.

 

اشعار حاجی فیروز

اشعاری که معمولا حاجی فیروز می خواند، از این قرار است :

 

حاجی فیروزه

 حاجی فیروزه، سالی یه روزه،
همه می‌دونن، منم می‌دونم،
عیدِ نوروزه، سالی یه روزه.

 

اربابِ خودم

 ارباب خودم،سامبولی بلیکم
ارباب خودم، سرِتو بالا کن
ارباب خودم، لطفی به ما کن،
ارباب خودم، به من نیگا کن
ارباب خودم، بزبز قندی،
ارباب خودم، چرا نمی‌خندی؟

 

بشکن بشکن

 

بشکن بشکنه؛ بشکن!
من نمی‌شکنم؛ بشکن!
اینجا بشکنم، یار گله داره،
اونجا بشکنم، یار گله داره؛
هر جا بشکنم یار گله داره

 این سیاه بیچاره چقد حوصله داره

/انتهای متن/