کودکان تیزهوش را بهتر بشناسیم

خیلی از پدر و مادرها دوست دارند که فرزندشان تیزهوش باشد. اما تعریف کودک تیزهوش چیست و با کودکان تیزهوش باید چه برخوردی داشت؟

0

فریبا علیزاده/

که بهره هوشی آن ها از 130 بالاتر باشد کودکان تیزهوش نامیده می شوند . به این افراد کودکان استثنایی نیز گفته می شود . یعنی اینکه کودکان عقب مانده ذهنی و کودکان تیزهوش هر دو جزو کودکان استثتایی هستند . دانش آموزان تیزهوش پس از ورود به مدرسه چه از لحاظ کمی و چه از نظر کیفی نسبت به دانش آموزان عادی سرعت بیشتری دارند . عشق و علاقه زیاد به یادگیری، خواندن و نوشتن و وادار ساختن والدین به یاد دادن و کار کردن با آن ها از ویژگی های این افراد می باشد .

علاقه به خواندن و مطالعه داستان ها و کتاب های مختلف ، نقاشی و موسیقی ، مخصوصا در اوقات بیکاری و برای گذراندن وقت، شرکت در جلسات بحث و انتقاد ، تفریحات سالم و مفید و بازی های دسته جمعی مخصوصا با افراد بزرگتر از خود از دیگر خصوصیات این کودکان به شمار می رود .

 والدین این کودکان اکثراً از درک سریع ، کنجکاوی و پرسش زیاد ، حافظه خیلی خوب ، سرعت در یادگیری کلمات و به کار بردن آن و اطلاعات نسبتا زیاد آن ها صحبت می کنند. پسران اکثرا به داستان ها و ماجراهای مبهم و مرموز و دختران به داستان های خانوادگی ، آنچه به زندگی و مدرسه مربوط می شود، علاقه دارند .

 از نظر شخصیتی این افراد کودکانی مرتب، منظم و دوست داشتنی بوده و در فعالیت های اجتماعی نظم و علاقمندی خاصی از خود نشان می دهند . کمتر باعث عصبانیت دیگران شده و ویژگی هایی مانند گزافه گویی ، اغراق و دروغگویی یا بازی های خطرناک در این کودکان کمتر به چشم می خورد .                                                                        

 

آموزش کودکان تیزهوش                                                                                                  

کودکان تیزهوش معمولاً در جامعه و خانواده با مشکلاتی مواجه هستند . این افراد به جای تطبیق و سازگاری با جامعه به دنبال این هستند که جامعه را با خود سازگار کنند . ارتباط این کودکان با سایر افراد خانواده طبیعی و متعادل نیست؛ چون غالباً والدین، آن ها را با برادر و خواهر دیگرشان که از لحاظ هوشی در حد پایین تری قرار دارند ، مقایسه می کنند . این عمل کودک تیزهوش را آزرده و ناراحت می کند . مثلا کودک تیزهوشی که مطالب کلاس های دوم و سوم را می داند، مجبور است در کلاس اول بنشیند .

پس در آموزش به این کودکان باید حتی الامکان سعی کنیم که بهره هوشی بالای آن ها باعث از بین رفتن انگیزه شان نشود . تشویق به استفاده از کتابخانه ، گزارش و بازدیدهای علمی ، نشان دادن فیلم های تلویزیونی آموزنده و با محتوا ، باعث پرورش قوای فکری این کودکان می شود و از خستگی و بی انگیزه شدن آن ها جلوگیری می نماید .

 

وقت شناسایی کودک تیزهوش

بهتر است این گونه کودکان را قبل از شروع دوران مدرسه تشخیص داد و با برقرار کردن برنامه های مخصوص یادگیری ، تفریحی ، علمی و بازی های مخصوص نیروهای خلاقانه آن ها را تقویت کرده و کودک را علاقمند به تحصیل و یادگیری بیشتری نمود .

همچنین باید توجه داشت که این کودکان از نظر کیفیت یادگیری با دیگران فرقی ندارند ، ولی از نظر کمیت فرق دارند و یادگیری آن ها مانند سایر کودکان بوده ولی خیلی سریع انجام می شود . به طور مثال کودک چهار ساله تیزهوش قادر بوده ضرب و تقسیم انجام دهد ، نقشه جغرافی بکشد و نقاشی های خوب و ارزنده ارائه دهد . این کودکان احتیاج به تقویت اعتماد به نفس ، خودشناسی ، استقلال فکری ، عملی و سازنده دارند . پیدا کردن دوست، اظهار نظر در کارها و حل مسائل و مشکلات تحصیلی اجتماعی و محیطی و داشتن آموزگاران با تجربه که پاسخگوی تمام نیازهای آنها باشد، خیلی لازم وضروری است تا بتوانند مدارج عالی را یکی پس از دیگری طی کنند .                                                                                     

 

عوامل مؤثر در رشد هوش

در گذشته برخی از روانشناسان عامل وراثت را مهم ترین عامل مؤثر بر هوش می دانستند و عقیده داشتند که کودکان باهوش حتما از والدین باهوش متولد می شوند و برخی دیگر نیز محیط را عامل مؤثر بر هوش می دانستند و معتقد بودند که اگر محیط سالم و غنی وجود داشته باشد و به کودک آموزش های مناسب ارائه شود، تبدیل به فرد باهوش خواهد شد .

اما اکنون همه روانشناسان عقیده دارند که وراثت و محیط هیچ کدام به تنهایی مؤثر نیستند ، بلکه هر دو بر روی رشد هوش تأثیر دارند . آزمایش روی یتیمان و همچنین کودکانی که از بدو تولد از پدر و مادرشان جدا شده و در خانواده های دیگر پرورش یافته اند و همچنین دو قلوهایی که در بدو تولد از یکدیگر جدا شده اند، ارتباط و وابستگی هوش زیاد را به والدین  نشان می دهد . از طرف دیگر افراد باهوش اجتماع ، ممکن است کودکان عقب مانده داشته و یا برعکس افراد عادی ممکن است کودکان تیزهوش و حتی نابغه داشته باشند. در نتیجه عامل ارث نمی تواند یگانه عامل قطعی به شمار رود ، بلکه عوامل محیطی ( تربیتی ، فرهنگی ، اجتماعی و…) نقش بسزایی در رشد هوش بازی می کنند .

 تحقیقات نشان داده که تأثیر وراثت بسیار بیشتر از تأثیر محیط می باشد . 80 % وراثت و 20 % محیط در رشد هوش تأثیر دارد . اگرچه وراثت از محیط تأثیر بیشتری دارد اما این دو عامل بر هم اثر متقابل دارند و به هیچ وجه تفکیک پذیر نیستند .         

/انتهای متن/