در روز جهانی زن باید شخصیت جهانی حضرت زهرا معرفی شود

در تقویم اسفندماه امسال، دو مناسبت که به نام روز زن در کشور داریم، در فاصله ای کم از هم قرار گرفته اند: ١۸ اسفند روز جهانی زن (۸ مارس) و ٢٩ اسفند روز زن ، تولد حضرت فاطمه (س) . خبرنگار به دخت برای بررسی ارتباط این دو روز با زنان ایرانی، گفت و گویی داشته است با یکی از فعالان امور زنان ترتیب داده است.

0

 در تقویم اسفندماه امسال،  دو مناسبت که به نام روز زن در کشور داریم، در فاصله ای کم از هم قرار گرفته اند: ١۸ اسفند  روز جهانی زن (۸ مارس) و ٢٩ اسفند  روز زن ، تولد حضرت فاطمه (س) . با وجود نامگذاری  مشترک این دو روز به نام روز  “زن”، می دانیم که مفاهیم متفاوتی در هر دو مناسبت مطرح می شود که علت این تفاوت، متفاوت بودن فلسفه و پایه گذاری این دو روز است. مناسبت اول (۸ مارس) در کشورهای غربی و براساس حرکتی از سوی زنان کارگر در اعتراض به وضعیت وخیم شان صورت گرفت که البته امروزه این روز بوسیله زن های لیبرالیست  و فمینیست مصادره شده است.  مناسبت دوم (ولادت حضرت فاطمه) بر پایه اعتقادات دینی و فرهنگ ملی – مذهبی مردم ایران شکل گرفته است. خبرنگار به دخت برای بررسی ارتباط این دو روز و مفاهیم مشترک و متفاوتی که در این دو روز مطرح است،  مصاحبه ای را با خانم طاهره رحیمی ، فعال حقوق زنان و دبیر کل جامعه فاطمیون ترتیب داده است:

 

به نظر شما که از زنان مسلمان فعال در حوزه امور زنان هستید،  هشتم مارس روز جهانی زن است برای زنان ایرانی چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

– به نظر من روز جهانی زن فرصتی برای احقاق حقوق زنان در تمام دنیاست و در واقع فرصتیست برای مبارزه با ستم، ظلم و نابسامانی هایی که متأسفانه بر زنان در طول تاریخ در همه جوامع گذشته است. ما هم می توانیم این فرصت را مغتنم بدانیم و تلاش کنیم الگوی عملیاتی شده و قابل اجرا از زن مسلمان و زنی که خدا در قرآن تعریف کرده را در چنین فرصتی به دنیا معرفی کنیم و حضرت زهرا را به عنوان سمبل یک انسان کامل به همه زنان جهان بشناسانیم، همین طورحضرت مریم و سایر بانوان فرهیخته مثل حضرت زینب، حضرت خدیجه، حضرت معصومه و آسیه را.

 

یعنی به نظر شما شخصیت حضرت زهرا را جهانی کنیم؟

– حضرت زهرا یک شخصیت جهانی هست. حضرت زهرا سیدةالنساء المسلین نیست، سید النساء العالمین است یعنی زنی است متعلق به همه زنان عالم که با هر مسلکی می توانند در سایه سار درخت تنومند و شجره طیبه وجود حضرت نشسته و از او بهره ببرند. در واقع شخصیت بانو یک چشمه ی جاری در رگ حیات بشریت است که هر کس که بخواهد به اندازه ی درک و فهم خود از آن برخوردار می شود. او متعلق به همه زنان بلکه کل بشریت است و وجودی فرازمانی و فرامکانی و فرا دینی است. ما باید از روز جهانی زن برای معرفی این شخصیت والا استفاده کنیم.

 

شخصیت زنان بزرگ مثل حضرت مریم را هم که مربوط به ادیان الهی هستند، می شود  طرح کرد؟

– هم می شود و هم باید مطرح کرد امثال حضرت مریم را. چون ما در مورد شخصیتی مثل حضرت مریم  با بسیاری از مردم دنیا که مسیحی اند، مشترکاتی داریم. البته آن حضرت مریمی که واقعا بوده، بدون تحریف باید به دنیا معرفی کنیم و تمام زنان دنیا از وجود این بانوان  نمونه الگو برداری و مسیر صحیح را پیدا کنند. الان شاید یکی از مشکلات عمده ی زنان دنیا بی هنجاری و بی الگویی و خلأ داشتن یک تفکر و راهکار و اندیشه ی الهی نسبت به زن و جایگاه اوست. این است که من معتقدم در روز جهانی زن،  ما باید به شناساندن زنان اندیشمند، عارف و فرهیخته ای  بپردازیم که تحت تاثیر مکتب انبیا و با الگوگیری از شخصیت های بزرگ زنان مکاتب توحیدی رشد و شکوفایی داشته اند و خودشان می توانند برای زنان امروز جهان الگو گردند.

 

آِیا به نظر شما حقوق زنان را هم در سایه این نوع  نگاه به روز جهانی زن می شود مطرح کرد؟

– من فکر می کنم اصلا حقوق زنان به صورت کامل و جامع و بدون انحراف از طبیعت زنانه را در همین جا می شود مطرح کرد. زنان در اسلام و در مکاتب توحیدی هم جایگاه بالایی داشته اند و هم حقوق تعریف شده و سازگار با کرامت انسانی و هویت زنانه. البته می دانیم که متاسفانه  حقوقی که اسلام در مورد زنان گفته در خیلی از کشورهای مسلمان هم اجرا نمی شود مثلا در عربستان یا حتی کشور خودمان بسیاری از حقوق مردان و زنان اجرا نمی شود ولی ما نباید عملکرد جاری را ملاک بدانیم و به پای اسلام بگذاریم.  

 

فکر نمی کنید حقوقی که برای زنان در دنیای امروز تعریف می شود و خیلی وقت ها تحت تاثیر نگاه های فمینیستی و لیبرالیستی و … است، با جایگاه و حقوقی که ما برای زنان تعریف می کنیم، فرق دارد و گاهی اصلا مغایرت دارد؟

– ببینید واقعیت این است که امروز به اسم حقوق زنان انحرافاتی در موقعیت زنان پیدا شده که بعضا نه تنها به نفع زنان نیست که حتی ظلمی مضاعف به زنان است تحت لوای رفع ستم از آنها. قطعا روز جهانی زن هم مناسبت خوبی است برای مبارزه با این انحراف ها.  این حق زنان است که از خاستگاه اسلام و فطرت الهی خود به مطالبه حقوق مسلم خود بپردازند و در این مسیر در مقابل این انحراف ها هم بایستند. اصلا این یک تکلیف است بر زنان و بلکه مردان عالم و عالمه که هم خود بفهمند جایگاه و حقوق زنان را بر مبنای مکتب اسلام و هم  در این زمینه در دنیا روشنگری کنند. بلکه این حق اسلام است که نگاه درستش به زن روشن شود. به خاطر همین من اتفاقا روز جهانی زن را یک فرصت مناسب برای این کار مهم می دانم.

 

در عرصه داخلی هم برای دختران و زنان ایرانی می توان این طور نگاهی را به جایگاه و حقوق زنان جا انداخت؟

– ما دقیقا باید این کار را در عرصه فرهنگی در جامعه خودمان هم انجام دهیم. یعنی باید فرهنگ درست توجه به شخصیت زن را در جامعه خودمان اول  جا بیندازیم تا دچار تهاجم فرهنگی نشویم. تهاجم فرهنگی زمانی صورت می گیرد که خلأ فرهنگی باشد.

 

به نظر شما تلاش فعالان حوزه زنان در ایران برای احقاق حقوق زنان تا چه حد موفقیت آمیز بوده است؟

– این تلاش ها در چند طیف از زنان صورت گرفته است. فکر می کنم طیف اصول گرا از زنان نسبت به امکانات محدودی که داشته، فعالیت های موثری در حوزه زنان کرده است. بطور مشخص  در دوره ای احزاب زنان اصول گرا با مدیریت مرحومه مریم بهروزی تلاش های خوبی برای احقاق حقوق زنان کشورمان داشته ایم و مثمر ثمر هم واقع شد. مثلا قانون حق سهم الارث زن در مقام همسر تغییرات مثبتی داشت یا حق دیه زنان که تا حدودی اصلاحاتی در آن ها ایجاد شد و باز نیاز به اصلاحات دارد. ما نیازمند بازنگری اساسی در قوانین مدنی خود هستیم که متأسفانه بسیاری از آن ها منطبق با قوانین اسلام و الهی نیست و در حق زنان اجحاف شده. تازه این قوانینی هم که برای احقاق حق زنان موجود است، خیلی وقت ها  در دادگاه ها اجرا نمی شود. این ها جای کار دارد و بانوان اندیشمند مسلمان که تحت تاثیر افکار فمینیستی قرار نگرفته و التقاطی فکر نمی کنند باید به میدان آمده و فعال شوند. البته خود حاکمیت و نظام هم باید امکاناتی را در اختیار این زنان قرار دهد تا روی مسائل و مشکلات زنان کار شود.  چون بدون هیچ هزینه و امکانات نمی توان در عرصه امور زنان کاری از پیش برد. این طوری کارکردن  مانند شنا کردن با دست و پای بسته است.

 

این روزها در مورد زن و مقام زن خیلی ها حرف می زنند ولی عمل قابل توجهی هم در این زمینه نمی کنند. نظرتان در این مورد چیست؟

– البته که حرف زدن کار راحت و بی هزینه ایست. مهم قدم عملی است. خیلی ها در مقام زن حرف می زنند ولی عمل نمی کنند اما حضرت امام بخاطر این که واقعا به جایگاه برجسته زنان اعتقاد داشتند، حرف زدند در این مورد و عمل کردند و نگرش همه را هم به زن در جامعه تا حد زیادی عوض کردند. امام بود که راه  ورود و حضور زنان مسلمان را به عرصه های اجتماعی و علمی باز کرد و امنیتی که ایشان برای این حضور  ایجاد کرد باعث شد زنان در فضایی آزاد و امن رشد کنند . ایشان زنان را از ابتذال و و برهنگی، تحجر و بردگی نجات داد و توان و استعداد آنان را در خدمت اسلام و انقلاب به کار گرفت و آن ها را تا جایی بالا برد که حتی انقلاب را مدیون زنان دانست .

به نظر من زنان هم مدیون انقلاب و امامند و رشد کردند اما گرد و غبار جاهلیت در ذهن برخی دولتمردان و زنان ما هنوز هم هست. یعنی الان زنان نسبت به جایگاه و توانایی واقعی شان سهمی از مدیریت در تصمیم سازی و تصمیم گیری در امور مهم جامعه ندارند. بحث ما صرفا به پست رسیدن زنان نیست بلکه می گوییم نگاه زنانه مکمل نگاه مردانه است و  باید در تصمیم گیری های کلان کشور از نگاه زنانه هم بهره جست. مگر می شود زنی که مایه ی آرامش خانواده است، حضورش در جامعه مضر باشد؟ ما در بحث کلان مدیریتی و تصمیم گیری های مان از نگاه زنانه کمتر بهره برده ایم و تاریخ نشان داده هر جا از تفکر و استعداد زنان هم استفاده کردیم پیروز شدیم اما جاهایی که خواستیم تک بعدی و تک جنسیتی فکر کنیم موفق نشدیم.. یک زن آینده نگرتر و مسئولیت پذیرتر است چون او مادر است. قطعا حضور او در جامعه کارساز موفق تر خواهد بود. شاید بخش مهمی از مشکلات جامعه ما بخاطر همین محروم شدن از فکر و نگاه و دلسوزی زنانه و مادرانه زنان باشد.

حتی می بینیم که رهبری در یکی از سخنرانی های خود می فرمایند که مساله زنان “چشم اسفندیار” نظام است و به اندازه بحث تروریسم و انرژی هسته ای و …می تواند نظام را در مظان اتهام قرار دهد. منظور ایشان از چشم اسفندیار این است که مساله زنان نیاز به توجه و هزینه کردن بیشتر دارد و اگر از آن غفلت شود، می تواند مایه صدمه و آسیب جدی به نظام و جامعه شود.

 

مفاهیمی که در روز هشت مارس مطرح می شود، چقدر از مفاهیم و نگرش های اسلامی به زن دور است؟

– برخی مطالبات فمینست های موج اول مثل حق رأی و حق ارث و … تا حدودی منطبق با  نظرات اسلام است نسبت به حقوق زن. اما باید گفت مفهومی مانند  فمینیسم اسلامی تفکری التقاطی است. فمینیست ها به خاطر این که اصولا مبانی جداگانه ای دارند، طبیعتا ما در خیلی موارد نمی توانیم نگاه آنها را نسبت به زن و جایگاه و حقوق زنان قبول داشته باشیم. افرادی هم که التقاطی فکر می کنند نگاه شان به دین مکانیکی است، وگرنه نگاه پویا و سیستمی و ارگانیک به دین به ما اجازه التقاط نمی دهد.  وقتی نگاه جامع و سیستمی نباشد،  شما ممکن است فکر کنید مثلا در جایی مثل حق ارث به زن در اسلام  اجحاف شده . در حالی که سیستمی که اسلام برای خانواده تعریف کرده طوری است که سهم الارث زن که نصف مرد است در جای دیگر جبران شده . این که زن متولی تامین معیشت خانواده نیست و این وظیفه بعهده مرد گذاشته شده، دقیقا نشان می دهد که چرا سهم الارث یا دیه برای زنان نصف مردان است.

یا مثلا حضانت فرزند را در اسلام حق هم زن است و هم مرد اما تکلیف ولایت بر عهده پدر است. این مثال را تمایل دارم بازتر توضیح دهم وقتی خانمی با داشتن فرزند از همسرش جدا می شود کمتر مردی تمایل به ازدواج با او دارد و در صورت ازدواج، اگر این فرزندان مورد اذیت ناپدری قرار گیرند مادر توان مقابله با این ظلم را ندارد اما در مورد مرد اینطور نیست. همچنین مادر چون وابستگی عاطفی به بچه دارد بعداز جدایی هم بچه را رها نمی کند اما متاسفانه من با توجه به شغل خود دیده ام که بارها پدرها بعداز جدایی رفته و پشت سر خود را هم نگاه نکرده اند و عملا مادر از قبول حضانت فرزندان پشیمان شده است چون توان مالی و توان  روحی برای اداره بچه را ندارد  و دچار مشکل شده است. در حالیکه این مادر خیلی برای قبول حضانت فرزند تلاش هم کرده. بنابراین آنهایی که نگاه التقاطی به حقوق زن  دارند در اینجا همان احساسات مادر را در نظر می گیرند و توجهی به مجموعه مقتضیات و واقعیت ها ندارند در حالی که به نظر ما حقوق و حدود زن و بچه و خانواده را خداوند خیلی بهتر و سازگارتر با توان و صلاح زن و مرد در نظر می گیرد.

بعضی مطالبات فمینیست ها مغایر با دین و در کلیت مخالف با مصالح زن است. مثلا در جایی آن ها می گویند زن ازدواج نکند و بچه دار نشود، چون ازدواج او باعث می شود برخی محدودیت ها برایش به وجود آید در حالی که آرامش و لذتی که زن از بودن در کنار همسر و فرزندانش می برد، هیچ گاه در تجرد تحربه نمی کند.در واقع این نوع نگاه و نسخه نویسی برای زن نه تنها حقی را برای او احیا نمی کند بلکه حقی مسلم را از او ضایع می سازد؛ حق همسری و مادری . برنامه های فعالان حقوق زن فمینیست  در روز جهانی زن با چنین نگاهی صورت می گیرد و معلوم است که ما با داشتن نگاه واقع بینانه و جامعی که دین مان در موضوع زن دارد، اصلا زیر بار فمینیست ها و نسخه های غلط شان برای زنان نمی رویم. یک دلیل مخالفت ما با فمینیست ها هم این است که آنها نه فقط به لحاظ فکری انحراف دارند بلکه از لحاظ سیاسی هم در کشورهای اسلامی مخصوصا کشور ما همیشه در جهت تقابل با نظام مردم سالاری دینی عمل کرده اند . در واقع از موضوع زنان مثل ابزاری برای تقابل با نظام اسلامی سوءاستفاده کرده اند. یعنی هم ضددین هستند و هم ضد انقلاب. عملا دیدیم که  دیگر مبارزات اینها مبارزه حق طلبانه برای احقاق حقوق زنان نبوده بلکه دنبال اهداف سیاسی هستند و متاسفانه خیلی وقت ها در این مسیر بازیچه دست دشمنان نظام و مردم می شوند و وسیله پیاده شده برنامه های  آنها.  

 

فکر می کنید علما و اهل تحقیق و مطالعه دینی هم در زمینه معرفی چهره زن انقلابی مسلمان که الگوی مثالی اعلایش حضرت زهراست، وظیفه ای دارند؟

– قطعا وظیفه و تکلیف بر عهده علمای حوزه های علمیه که راه پژوهش عمیق و استنباط و اجتهاد در علوم  دینی را باز کنند تا امور زنان و هم جایگاه شایسته زنان مسلمان و در راس آنها حضرت زهرا برای مردم مسلمان و بلکه کل جهانیان مشخص وروشن شود .باید در این مسیر براساس مصالح جامعه به بازنگری مناسب در  احکام دینی بپردازند و به تبع آنها دولتمردان و حاکمیت هم برای  اصلاح قوانین در حوزه زن و خانواده همت کنند. این یک مطالبه به حق زنان ماست امروز از حوزه های علوم دینی و هم حاکمیت و دولتمردان.

 /انتهای متن/