نشست تخصصی “بی مرز بی حجاب” برگزار شد

حجاب و دفاع از عفاف و پوشش با دیدگاه علمی و تفاوت قوانین پوشش محیط های آکادمیک درغرب و ایران موضوع نشست تخصصی “بی مرز بی حجاب” بود که روز گذشته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با سخنرانی دو تن از اساتید برگزار شد.

0

فاطمه قاسم آبادی/

نشست تخصصی بی مرز بی حجاب روز گذشته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با حضور سخنرانان دکتر سید حمید خویی عضو هیئت علمی دانشگاه دارو سازی دانشگاه تهران و دکتر سهیلا صادقی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

 

حجاب ربط به چیستی انسان دارد

برنامه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد. پس از آن دکتر خویی در سخنرانی خود در مورد ضرورت امرحجاب اظهار کرد:

” در مورد لزوم حجاب انسان اول باید به سوالی کلیدی پاسخ داد و آن چیستی انسان است. ما تا شاخص های انسانی را نشناسیم نمی توانیم تجزیه و تحلیل درستی در مورد چیستی او داشته باشیم. در تعریف انسان او را  موجودی چهار بعدی دانسته اند:

بعد بیولوژیک، بعد روانی ، بعد اجتماعی و بعد از مدتها مقاومت دانشمندان مختلف سرانجام بعد روحی.

حالا این سوال پیش می آید که اصالت وجود در کدام وجه انسان است، بعد مادی او یا بعد معنوی؟

پاسخ به این سوال بسیار مهم است. اگر پاسخ بعد معنوی باشد، گاه برای ارتقای این بعد باید به بعد مادی محدودیت داد. مثلا وقتی ما روزه می گیریم تشنگی و گرسنگی تحمل می کنیم که این اساسا با لذت جویی در بعد مادی مغایرت دارد ولی ما به عنوان یک مسلمان این سختی را به جان می خریم تا بعد معنوی مان را ارتقا دهیم.”

 

فرهنگ جاهلی بعد معنوی انسان را قبول ندارد

وی در مورد بعد معنوی انسان اضافه کرد:

“انسان آن طور که خدا در قرآن می آورد به خاطر بعد مادی خود اشرف مخلوقات نشده است. خلقت انسان در قرآن  تا جایی مادی است و از یک جای به بعد وارد مرحله ی دیگری می شود که ما نام آن را بعد معنوی می گذاریم.

تفاوت در دیدگاه ادیان الهی و مادی هم نسبت به انسان در همین جاست. فرهنگ جاهلی بعد معنوی را قبول ندارد.

البته در این جا منظور از جهالت بی سوادی نیست چون ما در حال حاضر، جاهلیت مدرن داریم. جاهلیتی که باعث می شود جوانان تحصیل کرده به داعش بپیوندند و آدم بکشند.

 

تمدن های بزرگ و جهالت در مورد زنان

دکترخویی در مورد نگاه فرهنگ های بشری  به زنان گفت:

“قبل از بعثت پیامبر در جهان تنها شش فرهنگ به معنای واقعی کلمه وجود داشت؛ فرهنگ ایران، مصر، یونان، چین ، هند و ژاپن.

 اعراب هم که اصلا چیزی به عنوان فرهنگ نداشتند، ولی وجه مشترک تمام این جوامع برخی تفکرات جاهلی و دیدگاه های مادی محور آن ها بود.

مسلم است که در این جوامع زن آسیب پذیری بالاتری داشت و خیلی مواقع به صورت جنس با او رفتار می شد. طبق تاریخ تمدن ویل دورانت وقتی خسرو پرویز از دنیا رفت دارایی هایش را اینطور لیست کردند:

” 3000 زن زیبا رو ، 960 فیل، هزاران اسب و…”

در بین اعراب رسم بود که بعد از مرگ شوهر همسران به پسر بزرگ می رسید و او می توانست با آنها ازدواج کند یا آن ها را بفروشد، ولو اینکه یکی از این زنان مادرش باشد.

در هند هم هنوز در برخی قبیله ها این رسم وجود دارد که بعد از مرگ شوهر زن را هم در کنارش خاک می کنند، چرا که در فرهنگ بومی هند فلسفه وجود زن خدمت به شوهر است و بعد از مرگ شوهر دلیلی برای زندگی زن هم نیست.

در بین این همه بی انصافی نسبت به زن نگاه اسلام به زن بسیار ارزشمند و معنوی است. وقتی شما اسم حضرت فاطمه (س) را می شنوید به یاد خصوصیات ظاهری و ایشان نمی افتید. به قدری ارزش های این بانوی بزرگوار پر رنگ است که شما را به یاد عظمت روحی شان می اندازد.”

 

چرا طلاق زیاد شده؟

این استاد دانشگاه در مورد غلبه معیارهای مادی در این زمان گفت:

” یکی از دلایلی که در زمان ما طلاق زیاد شده است برتری معیارهای ظاهری است نسبت به معیارهای معنوی.

یعنی جوانان ما، چه دختر و چه  پسر، موقع انتخاب همسر آینده شان به اولین و مهم ترین معیاری که توجه می کنند معیارهای ظاهری است.  عروس های ما سه چهار روز قبل از عروسی شروع می کنند به عملیات نوسازی و تا شب عروسی که خروارها آرایش را روی صورت خود حمل می کنند، تا مورد پسند باشند. پس ما یک جای راه  را اشتباه رفته ایم.

 

پوشش مناسب پیام اشتباه به مخاطب نمی دهد

بعد از پایان سخنرانی دکتر خویی ، دکتر صادقی پشت تریبون آمدند و صحبت های خود را اینطور آغاز کردند.

” من تا به حال شش رساله از دانشجویانم داشته ام که دو تای آن ها مستقیم و چهار تا غیر مستقیم با مساله ی حجاب و زنان در ارتباط بودند.

آزار جنسی زنان در محیط کار، مزاحمت های خیابانی، چالش گشت ارشاد و… از جمله این رساله ها بودند. در این رساله ها نقطه مشترک بین همه زنان از با حجاب گرفته تا بد حجاب این مفهوم بوده است که یکی از راه های تامین امنیت در جامعه استفاده از پوشش مناسب است که پیام اشتباه به مخاطب نمی دهد.”

 

تضاد در بینش

با وجود نظرات مشترکی که در مورد امنیتی که حجاب می آورد وجود دارد، در سطحی از جامعه که جوهای روشنفکری وجود دارد، پوشش را نوعی تحمیل می دانند و در مقابلش موضع می گیرند.

در حال حاضر پوشش در جامعه ما نگاه دو گانه ای دارد گاه مایه ی امنیت است و گاه باعث اعتراض. به نظر من بحث بد حجابی را باید در رابطه با مدرن شدن تحلیل کنیم. در جنگ بین روسیه و ایران که سال ها قبل اتفاق افتاد و ایران شکست سختی خورد، مردم یکی از دلایل پیروزی را قدرت نظامی برتر روسیه دانستند و این شروع نگاه به فرهنگ خارجی و تاثیر پذیری از آن بود.

در دوران قاجار هم ما با فرهنگ غرب مواجه می شویم ولی مردم خیلی تحت تاثیر قرار نمی گیرند.

 

برداشتن پوشش باعث کاهش مشارکت اجتماعی شد

در دوره ی رضا خان که مدرن شدن با سرعت و زور همراه بود به بهانه مدرن شدن زنان را مجبور به برداشتن پوشش خود می کنند و نکته جالب اینجاست که در این دوران مشارکت های اجتماعی زنان به شدت کاهش پیدا کرد. برای مثال بسیاری از زنان که به قالی بافی و کار در ساخت صنایع دستی مشغول بودند بعد از این قانون همه خانه نشین شدند و برخی هم که حتی به جای حمام بیرون به خاطر اینکه نمی خواستند دچار مشکل شوند در خانه حمام می کردند.

متاسفانه در این دوران درس خواندن و به مکتب رفتن دختران هم تحت الشعاع قرار گرفت و بزرگ ترین سرگرمی زنان که رفتن به مکان های زیارتی بود را هم از آنان گرفتند و خب مسلم است که در چنین وضعی سلطه جنس مذکر بر زنان و زندگی آنان خیلی بیش از حد معمول سایه انداخت.

 

حجاب در دوران پهلوی دوم و زمان انقلاب

پروژه ی رضا خان در نهایت در 1320 شکست خورد. در دوره ی محمد رضا به جای زور از اقدامات فرهنگی برای جا انداختن فرهنگ بی حجابی در جامعه استفاده کردند. ان جی او های مختلف برای این گفتمان بکار گرفته شد. یعنی شما در این دوران روش های خشن و برخوردهای فیزیکی را در امر بر داشتن حجاب نمی بینید.

در زمان انقلاب اما وضع  فرق کرد. حجاب در این زمان به نوعی نماد ضد استعمار و آمریکا تبدیل شد و حجاب داشتن اعتراضی بود نسبت به سیاست های غربی.

در حالی که در دوران پهلوی دوم حجاب را نوعی عامل عقب ماندگی معرفی کردند، ولی انقلابیون حجاب را به نماد مقابله با غرب تبدیل کردند.

 

معنای حجاب بتدریج عوض شد

در ابتدای انقلاب برای  زنان حجاب کاملا داوطلبانه بود و فراگیر. بعد از این دوره هر چه از عصر پاکدامنی انقلاب که دهه اول آن بود، دور می شویم تغییرات را مشاهده می کنیم. در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی که عصر نو سازی لقب گرفت، می بینیم که معیارهای مادی و دنیوی و ارتقای سطح مالی به نوعی ارزش بدل می شود و این شروع نگرش جدید مردم بود نسبت به زندگی.

بحث ورود ماهواره ها هم در همین دوران شروع شد و پله پله ذائقه مردم را تغییر دادند. در این دوره حجاب به عنوان امری که عرف جامعه است و مصونیت می آورد یاد می شود و شما نمی بینید از حجاب به عنوان امری الهی و دستور خداوند یاد شود. در دوران اصلاحات است که کج حجابی ها شروع می شود و این روند تا امروز که به بدترین حالت رسیده است، ادامه پیدا می کند.

 

حجاب را سیاسی کردند

متاسفانه همیشه شاهد بوده ایم که با امر حجاب سیاسی برخورد می کنند. در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی ما شاهدیم که تنها پنج نوع لباس مجاز برای خانم ها در محیط کار وجود دارد و حتی پاچه شلوار زنان هم اندازه دارد! ( نباید زیر 17 سانت باشد ) در آن زمان برخورد هایی از این قبیل حجاب را به موضوع بحث و جدل بدل می کند و اوضاع بدتر می شود.

کلا اینکه جمهوری اسلامی به زن  به صورت سربازان پیاده نظام نگاه کند، همه چیز را تغییر داد و اعتماد مردم را از بین برد. در حالی که در زمان انقلاب حتی گروه های چپی هم نسبت به سادگی و حجاب پیشرو بودند و خیلی از مذهبی ها حس کردند که باید از چادر استفاده کنند.

متاسفانه حجاب در جامعه ما می بایست سلطه هژمونیک[1] پیدا می کرد که با رضایت و رغبت باشد اما تبدیل شد به سلطه ای ایدئولوژیک.

 

پوشش مجاز در دانشگاه های معروف

من طی تحقیقاتی که در مورد شرایط پذیرش دانشجویان برای ورود به دانشگاه های مطرح دنیا انجام دادم به این شرایط برای لباس دانشجو دست پیدا کردم:

لباس دانشجویان باید راحت باشد .

لباس باید شرافتمندانه باشد و مطابق با هنجارهای جامعه.

چیزی بپوشید که به عنوان دانشجو از شما انتظار می رود.

رسمی و در عین حال ساده بپوشید.

لباس با جمله های توهین آمیز نپوشید.

تحریک آمیز نپوشید.

لباسی بپوشید که قابل عرضه باشد در اجتماع.

با لباس هایی که جلب توجه بالایی دارند، خودتان را درمانده نکنید و در مظان توجه قرار ندهید.

پاهای تان را بپوشانید.

این مجموعه قوانینی بود که باید دانشجویان در دانشگاه های معروف اروپایی رعایت کنند. متاسفانه ما در حال حاضر در دانشگاه با سابقه ای مثل دانشگاه تهران شاهد پوشش های بسیار بد و نا فرمی هستیم که هیچ کدام از قوانین ذکر شده را رعایت نمی کنند و شان دانشگاه و  جایگاه دانشجو را به عنوان شخصیتی که به دنبال کسب علم و دانش است، زیر سوال می برند.

 

[1] هژمونی به نوعی برتری و سروری در ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی اطلاق می شود. 

/انتهای متن/