جشن نیکوکاری شور و رونق سابق را دارد؟

14 اسفند روز جشن نیکوکاریست که هر ساله در سراسر کشور با همین عنوان جشنی برگزار می شود تا فرصتی باشد که مردم با هدایای نقدی و غیر نقدی خود به یاری همنوعان نیازمند شان بشتابند. اما آیا این تنها راه کمک رسانی به آنهاست؟

0

مردم در آستانه ی ورود به سال جدید و روزهای پایانی سال، با اهدای هدایای نقدی و غیرنقدی خود چه زیاد و چه ناچیز، در کمک به مردم نیازمند مشارکت می کنند. اما چند سالیست این جشن شور و حال سالهای ابتدایی برگزاری اش را ندارد و بسیاری از افراد نیز روش های دیگر کمک رسانی به همنوعان نیازمند را به جای شرکت در این جشن ترجیح می دهند.

این گونه مراسم ها و مناسبت ها فی  نفسه خوب است چراکه اخلاق مهرورزی و روحیه هم نوع دوستی و دگر خواهی را در بین مردم تقویت می کند اما چه اتفاقی افتاده که مردم نسبت به سال های قبل برای شرکت در آن احساس تعهد و مسئولیت کمتری می کنند؟

جواب این سوال را از زبان چند تن از بانوان می خوانید؛

 

باید ماهیگیری یاد داد!

خانم آجرلو که دانشجوی حقوق است و یک پسر دارد، گفت: 

“به نظر من احساس کمک به هم نوع در بطن وجودی هر انسانی وجود دارد مثل حس محبت و.. جشن هایی مثل جشن نیکوکاری هم چون از این احساس ها سرچشمه می گیرد همیشه مورد استقبال است. اما من سال هاست عضو خیریه محک  هستم که هرچند وقت قلک هایی به افراد بنا به درخواست خود فرد می دهند و بعد هر زمان که فرد بخواهد با مؤسسه تماس می گیرد تا قلک را تحویل دهد و هر چند وقت یک بار از طریق شبکه های اجتماعی و ارتباطی جشن هایی و مراسم هایی را برگزار می کنند و راه های کمک به افراد نیازمند را توضیح می دهند. البته گاهی هم مبلغی را بابت نذر قربانی به یکی از مراکز بهزیستی می دهم.”

او ضمن اشاره به  اهمیت فقرزدایی در جامعه، عنوان کرد:

” این مسأله مهم تنها به کمک مردم حل نمی شود و باید دولت برنامه ریزی دقیقی در این باره صورت دهد. در نتیجه چون مسأله ای ریشه دار و عمیق است اولا باید دولت اشتغال زایی را در بین افراد جامعه ایجاد کند و به قول معروف، ماهی را مستقیم ندهد بلکه ماهیگیری یاد دهد! البته در مورد بیماران سرطانی استثنائاتی وجود دارد چون این ها هزینه های غیر قابل پیش بینی و سنگینی را متحمل می شود و خانواده ها واقعا تحت فشارند و نیاز به کمک جدی دارند. دوما برای فرهنگسازی در مورد کاهش فقر و رفاه نسبی در جامعه باید مفاهیم قرآنی چون اسراف، قناعت و انفاق به مردم بیشتر توضیح داده شود و برای اصلاح برخی روش های غلط یاری رسانی، جایگزین هایی را برای مردم مطرح شود مثلا گاهی غذاهای نذری بین افراد غیر نیازمند و دارا توزیع می شود و گاهی هم اسراف می شود می توان به جای این کار مواد اولیه نذری را مستقیم بین افراد نیازمند داده یا از طریق مؤسسات خیریه این کارخداپسندانه را انجام دهیم.”

 

عدم شفافیت فرآیند کمک رسانی

حنانه که تحصیلات عالیه دارد و به عنوان پژوهشگر اجتماعی در دانشگاه فعالیت می کند، با استناد به تحقیقات علمی اظهار کرد:

 ” تا سالهای قبل مشارکت مردم در کارهای داوطلبانه خوب بوده اما در چند سال اخیر اعتماد مردم نسبت به جشن ها و مراسم های خیریه کم شده و اینگونه مشارکت ها کمتر شده است و به نظر می رسد مردم تمایل دارند به طور مستقیم و از طریق افراد معتمد کمک های خود را به دست افراد نیازمند در اطراف خود برسانند؛ یکی از دلایل کاهش اعتماد مردم شفاف نبودن فرآیند کمک رسانی بعد از دریافت هدایا و کمک های نقدی و غیرنقدی است.”

او اضافه کرد:

 “متاسفانه برنامه هایی چون جشن نیکوکاری نه تنها فقر را کاهش نداده بلکه فرهنگ گداپروری و وابستگی را رواج داده است. بهتر است به جای برگزاری نمادین این گونه مراسم ها و هدر دادن بسیاری سرمایه های مالی و انسانی، جشنواره های خودکفایی و توانمندسازی را برگزار کنند و به جای برپا کردن برخی بازارچه های موقتی که متاسفانه برخی از نهادها فقط برای اجرای نمایش و پر کردن برنامه کای اجرایی کاری و اجرایی خود  آن ها را برگزار می کنند، بازارچه ها و مراکز دائمی ایجاد کنند که مردم روحیه ی تلاش را در خود پرورش دهند نه اینکه به قول یکی از مسئولین شهرداری وابسته به کمک های ناچیز مردمی شوند.”

 

بخش خصوصی در امور خیریه بهتر عمل می کند

خانم مهدوی نیا هم نظر خود رادر رابطه با عدم استقبال مردم از جشن های مثل جشن نیکوکاری اینطور ابراز کرد:

 ” از نگاه من جشن هایی که هر سال در سراسر کشور به منظور افزایش روحیه ی کمک رسانی و همنوع دوستی در سراسر کشور برگزار می شود، شاید اوایل خوب عمل می کردند اما چند سالیست که نه تبلیغات خوبی برایشان می شود و نه  به درستی ساماندهی شده اند. همچنین درج اخباری چون حقوق نجومی برخی مسئولین دولتی و اخباری از این دست، مردم را نسبت به نهادهایی دولتی برگزار کننده این مراسم ها بی اعتماد کرده و آن ها ترجیح می دهند کمک های خود را شخصا به مؤسسات خیریه ی معتبر و یا افرادی که می شناسند واگذار کنند. من هم سال هاست به جای شرکت در این جشن ها هدایای نقدی و غیرنقدی خودم را به دست مؤسساتی که می شناسم، می رسانم و یا به روستاییان و اقوام و دوستان و همسایه هایی که بی بضاعت هستند در حد بضاعت مالی کمک می کنم. در کل به نظر می رسد مؤسسات خیریه ای که به طور خصوصی در این زمینه فعالیت می کنند موفق تر بوده اند  و برای یاری رسانی به قشر آسیب پذیر و نیازمند جامعه بهتر است برگزاری این گونه مراسم ها را به بخش خصوصی سپرد چون آن‌ها بهتر از نهادهای دولتی این امور را ساماندهی می کنند.”

 

جذابیت جشن نیکوکاری برای بچه ها!

سمیه هم که یک مادر است و دو فرزند دارد، جشن های مناسبتی ای که هر ساله برای کمک رسانی به افراد نیازمند برگزار می شود را خیلی جذاب و موثر نمی داند و تأکید داشت:

” اگر واقعا معتقد به کمک کردن به همنوع باشیم، چه در این روزهای مناسبتی و چه در روزهای عادی از سال مدام به فکر چگونه کمک رسانی و رفع مشکل دوست و هم میهنم هستیم اما اگر به هر دلیلی اعتقاد به این ضرب المثل داشته باشیم که ” چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!” ، یا به بیانی دیگر عدم اعتماد به بانی این جشن ها، از کمک به افراد جامعه دوری می کنیم، اما معتقدم که این طور مراسم ها و مناسبت ها که با هیجان و پر شور در سطح شهر برگزار و از طریق رسانه تبلیغ می شود، روی بچه ها اثر زیادی دارد و اینقدر با رضایت و علاقه قلک هایشان را برای کمک به پایگاه های مستقر در شهر شکسته و لباس ها و لوازم خود را کادو می کنند که حس خوبی در والدین ایجاد می شود.”

این بانوی فعال حوزه فرهنگی در ادامه ی صحبت هایش گفت:

“من عمده ترین کاری که برای کمک رسانی به افراد محروم انجام می دهم ریختن صدقه روزانه به صندوق صدقات خانه است اما بسیاری از افراد مورد اعتماد را می شناسم که از نزدیک با خانواده های نیازمند در ارتباطند و کمک هایی را برایشان جمع آوری و به دستشان می رسانند. نباید فراموش شود که این گروه از افراد که مورد اعتماد مردم محله هستند  بسیار در زمینه کمک رسانی و امداد به مردم نیازمند می توانند موثر باشند و حتی گاهی دیده نمی شوند! در مجموع حس رؤیایی و خوبی است که مطمئن باشی کمکت چه مالی و چه غیرمالی توسط افراد معتمد و مسئول به درب خانه های نیازمندان می رود و آن ها را خوشحال می سازد.”

 

باید مردم به دولت اعتماد کنند

زینب کارشناس ارشد مطالعات زنان است و ٣١ ساله است، او نیز دغدغه های خود را نسبت به موضوع گزارش اینگونه عنوان کرد:

“فلسفه ی برنامه های خیریه چه در ایران و چه خارج از کشور قطعا تقویت روحیه همدلی و همیاریست اما متاسفانه برگزاری این جشن ها در کشور ما خیلی تقویت کننده این حس نبوده و من دلیل اصلی آن را از بین رفتن  اعتماد در بین مردم نسبت به این برنامه ها می دانم و فکر می کنم برگزاری این جشن ها از طرف نهادهای دولتی جایگاه خوبی ندارد. مثلا من به جای شرکت در این جشن های مناسبتی از دوراه تلاش می کنم کمک های خود را در حد توان به دست افراد نیازمند برسانم: یکی مشارکت خانوادگی برای رفع مشکل یک دوست، فامیل و آشنا و دوم که برایم مهمتر است و همیشه از آن استقبال می کنم، فعالیت در جشن های خیریه است که توسط سازمان های مردم نهاد برای رفع مشکل نیازمندان برگزار می شود. چون اولا هدفمند هستند و در ثانی شفاف عمل می کنند.”

وی با بیان مجدد این نکته که کارکرد برنامه های مثل جشن نیکوکاری و عاطفه ها تقویت روحیه همدلی است، گفت:

“متأسفانه این کارکرد نیز بدرستی محقق نشده و فکر می کنم مسائلی چون ریشه کن کردن فقر و محرومیت زدایی اقشار آسیب پذیر به عهده ی دولت است که وجود افراد و اقشار وسیع نیازمند نشانه ی عدم عملکرد صحیح دولت در این حوزه می باشد. توصیه مهم من برای رونق این گونه جشن ها و فعالیت های خیریه، بازگشت اعتماد به مردم از طرف دولت است که اگر این اتفاق بیفتد مطمئن باشید مردم با جان و دل با دولت و نهادهای خصوصی به منظور کمک و یاری رسانی همکاری خواهند کرد. از طرف دیگر بهتر است دست نهادهای مردم نهاد را که در حوزه ی امور خیریه فعالیت می کنند باز بگذارند زیرا این نهادها ثابت کرده اند که شکاف های موجود در این مقوله را می توانند پر کنند. برای مثال موسسه خیریه محک خیلی خوب توانسته این اعتماد را جلب کند و اتفاقا از جانب مردم به خوبی حمایت می شود.”

/انتهای متن/