نوع نگاه به زنان در المپیک

با اضافه شدن بوکس بانوان به رقابت های المپیک لندن امسال، تمامی ورزش ها برای زنان آزاد شد و آن ها از این نظر به برابری با مردان رسیدند. اما آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد نوع نگاهی است که به زنان می شود و متاسفانه هنوز به زنان به چشم شی نگاه می شود حتی در رقابت های حرفه ای المپیک.

5

سرویس اجتماعی به دخت/

 مسابقات المپیک ریشه در یونان باستان دارد. در یونان باستان فقط مردان آزادِ ثروتمند حق حضور در المپیک را که یک رویداد مذهبی هم بود، داشتند.

«زنانی که مجرد بودند در تاریخ دیگری به احترام «هرا» همسر زئوس و مادر هرکول، به مسابقه می‌پرداختند. زن های ازدواج کرده حق شرکت در مسابقات را نداشته و در صورت مخالفت باید بهای آن را با جانشان می‌پرداختند».

 بازی های المپیک در 1896 دوباره احیا شد و برای نخستین بار در عصر جدید، دوباره همه چیز از یونان و آتن آغاز شد با این تفاوت که این بار دیگر خبری از مولفه های مذهبی المپیک نبود.

نخستین بار زنان در سال 1900 (سال های اوج فعالیت های موج نخست جنبش زنان) در المپیک لندن و در دو رشتۀ گلف و تنیس وارد این رقابت ها شدند. سالهای بعد ژیمناستیک و سایر رشته های ورزشی هم به رقابتهای زنان اضافه شد. در سال 2000 زنان برای نخستین بار در رشتۀ وزنه برداری هم با یکدیگر رقابت کردند..

 

 

تا اینکه نهایتا در المپیک لندن، 2012 بوکس هم به این رشته ها اضافه شد تا دیگر رشته ای نباشد که زن ها از شرکت در آن منع شده باشند و زنان از این نظر به سطح برابری با مردان رسیدند.

 

اما برابری زنان با مردان به همین مورد ختم نمی شود. درحالیکه در المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، ۲۶ کشور جهان هیچ نماینده زنی را به این رقابتها نفرستاده بودند، در المپیک لندن برای نخستین بار همۀ 204 کشور شرکت کننده، در کاروان اعزامی خود ورزشکار زن نیز داشتند. از کشور افغانستان گرفته که تنها یک ورزشکار زن 22 ساله را به این رقابت ها فرستاده، تا آمریکا که تعداد شرکت کننده های زن آن بر مردانش پیشی گرفته اند. (۲۶۹ ورزشکار زن در مقال 261 ورزشکار مرد) این درحالی ست که در سال 1912 که برای اولین بار زنان در رشتۀ شنای المپیک شرکت می کردند، هیچ زنی از آمریکا در این رشته حضور نداشت، چون آمریکایی ها به ورزشکاران زن اجازه نمی دادند که بدون دامنهای بلند در این رقابتها شرکت کنند!

از میان کشورهای حاضر در المپیک، کشورهای اسلامی برای حضور زنان در این رقابت جهانی معذوریت بیشتری دارند. مثلا عربستان سعودی، قطر و برونئی سه کشور آخری بودند که به ورزشکاران زنشان اجازه حضور در بازیهای المپیک را دادند و این از یک منظر رسیدن به برابری زنان با مردان است. شاید موافقت کمیته برگزاری المپیک با حضور زنان محجبه، در تغییر تصمیم این کشورهای اسلامی موثر بوده است.

 

این درحالی ست که برخی از این زن ها حاشیه ساز شدند. مثلا جودو كار زن کشور عربستان سعودی به دلیل ممانعت كمیته بین المللی المپیك و همچنین مقامات برگزاركننده المپیك لندن با شرکت زنان محجبه در مسابقات جودو، تصمیم داشت از این مسابقات انصراف دهد. اما در نهایت مسئولان كمیته برگزار كننده بعد از برگزاری نشستی باطرف سعودی و كمیته بین المللی جودو سه نوع مدل حجاب را بررسی كردند و بر سر یكی از آنها به توافق رسیدند كه مورد پذیرش طرف سعودی هم قرار گرفت و عاقبت این ورزشکار با حجاب اسلامی وارد مسابقه شد.

حواشی در مورد حجاب و پوشش زنان حاضر در المپیک به همین یک مورد ختم نمی شود. در خبرها آمده است که گروهی از زنان اوکراینی در اعتراض به حجاب تعدادی از زنان حاضر در المپیک برهنه شده و تعدادی از اعضای مؤسسه اوکراینی «فیمین» که در زمینه دفاع از حقوق زنان فعالیت می کند، در تجمعی در مرکز شهر لندن، اعتراض خود را نسبت به آزاد شدن پوشش حجاب در المپیک نشان دادند.

در اقدام دیگری سایت یاهو چندی پیش لرین فرانکو ورزشکار پاراگوئه ای در رشتۀ پرتاب نیزه را بعنوان جذاب ترین زن حاضر در المپیک معرفی کرد. خود فرانکو هم معتقد است شانسش در کسب عنوان جذاب ترین زن حاضر در المپیک، بیش از شانس دریافت مدال برای کشورش است. جالب است بدانیم فرانکویی که این همه مورد توجه رسانه ها قرار گرفته، بطور حرفه ای مانکن است و در سال 2006 در مسابقات ملکه زیبایی پاراگوئه مقام دوم را کسب کرده است

 

از اینها گذشته از طرفی نشر خبرهایی مثل استقبال خوب از مسابقات والیبال ساحلی و شنای زنان، منتشر شدن تصاویری مثل تصویر ناخنهای مانیکور شدۀ یک ورزشکار زن در شبکه های اجتماعی و بحث در مورد آن، و از طرف دیگر بی اعتنایی رسانه ها به پوشش و ظاهر ورزشکاران مرد، این مسئله را به ذهن مخاطب متبادر می سازد که در رقابت های بین المللی و حرفه ای زنان نیز آنچه بیش از همه جذابیت دارد و در درجۀ اول، توجه رسانه ها و به تبع آن، توجه مخاطبان را جلب می کند، پوشش زن، جسم او و در یک کلام زنانگی اوست.

 

و این آیا هنوز به معنای برابری زنان با مردان است؟

اصل برابری حاکی از آن است که افرادی که در یک رابطۀ اجتماعی با یکدیگر تعامل برقرار می کنند در انسانیت برابرند و آنچه در درجۀ اول اهمیت قرار دارد انسایت افراد است نه جنسیت آنها. اما آنچه در عمل رخ داده عبارت است از اینکه رسانه ها عمدتاً وجوه انسانی زن حاضر در المپیک را نادیده گرفته و با تمرکز بر مسائلی مثل میزان پوشش بدن او، زیبایی چهرۀ او، آرایش ناخنهای او، انتخاب جذاب ترین زن حاضر در المپیک و… با او به مثابۀ شئ برخورد می کنند که تنها ظاهرش اهمیت دارد .المپیک این فرصت را در اختیار زنان قرار می دهد که مثل مردان بتوانند آزادانه در تمامی مسابقات ورزشی شرکت کنند، ولی اتفاقی که از پی آن می افتد عملاً ناقض این برابری است، وقتی در خبرگزاری ها می خوانیم که عمدتاً عکاس ها در مسابقات والبیال ساحلی به جای تمرکز بر مهارت زنان، بر بخش های خاصی از اندامشان زوم می کنند! درحالیکه چنین حاشیه هایی در مسابقات مردان اهمیت ندارند و مسابقات بطور کاملا حرفه ای انجام می شوند.

در المپیک، این منادی برابری زنان و مردان، این بزرگترین رویداد رسانه ای جهان که مدعی ست توانسته زنان را حتی از پستوخانه های کشورهای اسلامی به صحنه های بین المللی بکشاند، بسیار اتفاق افتاده که کرامت جنس زن نادیده گرفته شده و با تمرکز بر وجوه مختلف زنانگی او، نسخۀ دیگری از شی شدگی زن به نمایش درآمده است

 منبع: tazeh.net/انتهای متن/