مهناز افخمی عامل اجرایی کشف حجاب مجدد بود

در دوران محمدرضا پهلوی اگر چه ظاهرا کشف حجاب اجباری زمان رضا شاه منتفی شد، اما عملا با با روی کار آمدن عناصری چون مهناز افخمی و حمایت اشرف پهلوی کشف حجاب مجدد صورت گرفت و نهضت ممنوعیت چادر برای ورود به همه مجامع عمومی برای زنان ایرانی راه افتاد.

0

 خاندان پهلوی در طول مدت حکومت خود بر ایران برای تغییر فرهنگ ایران از فرهنگ ایرانی- اسلامی به فرهنگ وابسته غربی بسیار تلاش کردند

شعار مهم رژیم در این تغییرات در حوزه زنان، ” آزادی زنان” بود؛ که عملا به معنای فاصله گرفتن زنان ایراین از فرهنگ ایرانی – اسلامی و غرق شدن در تقلید از مظاهر فرهنگ غربی بود. در این راه البته امکانات مادی و معنوی بسیاری را صرف می کردند  و همه این امکانات را هم در اختیار کسانی قرار می دادند که به صورت مهره هایی مناسب برای برنامه های مورد نظر آنها  باشند.  مهناز افخمی یکی از این مهره ها بود که بشدت مورد حمایت دربار و بخصوص شخص اشرف پهلوی بود.

 

خانواده و دوران کودکی مهناز

ﻣﻬﻨــﺎﺯ ﺍﻓﺨﻤﻲ در ﺳﺎﻝ 1319ﺵ. ﺩﺭ ﺑﺎﻓﺖ ﻛﺮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻣﺪ. ﭘﺪﺭﺵ ﻣﺠﻴﺪ ﺍﻣﻴﺮﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻤﻲ از تحصیل کرده‌های فرانسه و فردی خوش گذران و اهل موسیقی بود. ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻓﺮﺩﻭﺱ ﻧﻔﻴﺴﻲ ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ. ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻣﻴﺮﺍﺑﺮﺍﻫﻴمی  پیرو  ﻣﺬﻫﺐ ﺷﻴﺨﻴﻪ بودند که ﺭﻫﺒﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ «ﺳﺮﻛﺎﺭ ﺁﻗﺎ» ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ، ﺭﺋﻴﺲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺴتند ﻭ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﻲ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻗﺎﻳﻞ ﺑﻮﺩﻧﺪ. مادرش فردوس نفیسی هم در زمان خود، فردی با سواد به شمار می­رفت که به گفته هوشنگ شهابی استاد تاریخ و روابط بین‌الملل در دانشگاه بوستون، بهایی بود. نبود  فرزندان این خانواده  از همان شروع تحصیل به مدرسه زرتشتیان کرمان رفتند و همین امر در شکل گیری افکار آن­ها در آینده بسیار موثر بود.

مهناز کودکی را در خانه اشرافی پدربزرگش که داماد یکی از شاهزادگان قاجار بود، در رفاه بسیار سپری کرد. اما باشدت گرفتن اختلافات میان امیر ابراهیمی و فردوس نفیسی این دو با وجود دو فرزند دختر و یک پسر، از هم  جدا شدند . این اتفاق بر زندگی مهناز هم بسیار اثر گذاشت. در جریان اﻳﻦ ﻛﺸﻤﻜﺶ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲ، مهناز باید میان پدر و مادر یکی را انتخاب می کرد و نهایتا او به سختی مادر را انتخاب کرد و با او روانه تهران شد. حالا او دیگر نمی توانست در خانه ای بزرگ و زندگی مرفه باشد. او ناگزیر همراه مادر در خانه ای ﻛﻮﭼﻚ با امکاناتی محدود زندگی را ادامه داد.

 

مهاجرت به آمریکا

مهناز 14 ساله بود که به تهران آمد و کلاس اول متوسطه را در مدرسه انوشیروان دادگر شروع کرد. در این دوران بود که مادرش با دکتر یارشاطر یکی از بهاییان سرشناس ایرانی دوست شد. این دوستی از عوامل تأثیر گذار در جهت گیری فکری مهناز بود. پس از مدتی مهناز همراه مادرش راهی آمریکا شد و دوره دبیرستان را در مدرسه ای در سیاتل آمریکا  ادامه داد. سپس با مشورت یار شاطر در دانشگاه‌های سان فرانسیسکو و کلرادو به تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.

 

آشنایی با اشرف پهلوی

مهناز در سال 1346ش به ایران بازگشت و به عنوان استاد ادبیات و رئیس گروه زبان انگلیسی در دانشگاه ملی ایران شروع به کار کرد.

خودش در باره نحوه تدریسش در دانشگاه می‌نویسد:‌

“کتاب­هایی که من به عنوان کتاب درسی به آن­ها (شاگردان و دانشجویان) می دادم، همان کتاب هایی بود که در آمریکا استفاده می شد.”

ﺍﻓﺨﻤﻲ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺩﺭﺣﻀﻮﺭ ﺍﺷﺮﻑ ﭘﻬﻠﻮﻱ، ﺭﻳﺎﺳﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ، ﮔﺰﺍﺭﺷﻲ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﺑﺎﺏ ﺁﺷﻨﺎﻳﻲ اش ﺑﺎ اشرف پهلوی گﺸﻮﺩﻩ ﺷﺪ. بعد از آن  ﺑﺎ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺳﻴﻤﻴﻦ ﺭﺟﺎﻟﻲ، ﺩﺑﻴﺮﻛﻞ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، ﺍﻓﺨﻤﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻫﻴﺌﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺷــﺮﻑ ﺩﺭ ﻧﺸﺴﺖ ﺳﺎﻟﻴﺎﻧﻪ ﻣﺠﻤﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﺤﺪ ﺩر 1349 ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩ. ﻇﺎﻫﺮﴽ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻭﻱ ﺗﻬﻴﻪ ﻣﺘﻦ ﺳﺨنرﺍﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ. ﻭﻱ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺳﻔﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﺣﻤﺎﻳﺘﻲ ﺍﺷﺮﻑ ﺍﺯخودبه روشنی  ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

 

دبیرکلی سازمان زنان وتغییر فرهنگ سازمان

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺭ 1350 ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺿﺎ ﺍﻧﺼﺎﺭﻱ، ﻗﺎﺋﻢ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﺷﺮﻑ، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺑﻴﺮﻛﻠﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ مهناز افخمی ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ او ﻫمزﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﺪﺭﻳﺲ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﺩﺑﻴﺮﻛﻠﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﭘﺬﻳﺮﻓﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻓﺨﻤﻲ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ زمان ﺍﻓﺨﻤﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗ ﻬﺎﻱ ﻣﻌﻴﺎﺭﻱ ﺩﺍﺷــﺖ. ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻧﺴﻞ ﻗﺒﻠﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ. ﺍﻓﺨﻤﻲ ﻫﺪﻑ ﺍﺻﻠﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ، ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﺯﻥ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻧﻪ ﺭﻓﺎﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ. ﻭﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺳــﺖﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻫﺪﻑ، ﺩﺭ ﭘﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻃﺮﺯ ﺗﻔﻜﺮ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﺍﺭزش های ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻲ ﻛﻮﺷﻴﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺗﻨﺶ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺤﺘﺎﻃﺎﻧﻪ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﻣﻲ ﺩﺍﺷﺖ.

 

ورود با چادر ممنوع

یکی از اقدامات او در طول مدت ریاست این سازمان مبارزه با چادر بود. او برای مبارزه با چادر در طول مقاطع مختلف اقدامات زیادی انجام داد، مثلا طرح ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭتخاﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧ ﻬﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘﻲ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻲ ﻣﻠﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﻭﺭﻭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻫ ﻬﺎ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﺗﻮﺑﻮﺳ ﻬﺎﻱ ﺷﺮﻛﺘ ﻬﺎﻱ ﻭﺍﺣﺪ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﻭﺭﻭﺩ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻤﺎﻫﺎ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺧﺮﻳﺪ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺷﮕﺎه ﻫاﻱ ﺗﻌﺎﻭﻧﻲ ﺷﻬﺮ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧ ﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ ﻭ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻓﺮﺡ ﭘﻬﻠﻮﻱ، ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺷﻴﺮ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺳﺮﺥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﻣﻠﻲ ﺣﻤﺎﻳت ﺍﺯ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ، ﻣﻤﻨﻮﻋﻴﺖ ﻭﺭﻭﺩ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭﻱ ﺑﻪ ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ، ﻭ ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﻫمه ﻣﺠﺎﻣﻊ ﻋﻤﻮﻣﻲ را ارائه می­دهد.

 

کشف حجاب مجدد

 اجرای ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﻓﻮﻕ، ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻱ ﻛﺸﻒ ﺣﺠﺎﺏ ﻣﺠﺪﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻓﺨﻤﻲ ﻭ ﻫمفکرﺍﻧﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ.

ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺣﺬﻑ ﺣﺠﺎﺏ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻓﺨﻤﻲ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻭﻳﮋﻩﺍﻱ ﺩﺍﺷﺖ. چنانچه خودش در خاطراتش بیان می­کند که او به فرخ رو پارسا پیشنهاد داده است که معلمان و دانش آموزان دختر بی حجاب و با یونیفروم در مدرسه حاضر شوند و فرخ رو پارسا هم پیشنهاد او را قبول کرده است. مهناز افخمی حجاب را مانع اساسی در راه پیشرفت زنان می­دانست و معتقد بود که زنان به دلیل جهل و نادانی یا به دلیل عادت، به استفاده چادر گرایش پیدا کرده اند.

 

آزادی سقط جنین

همچنین ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺍﻓﺨﻤﻲ، ﺁﺯﺍﺩﻱ ﺳﻘﻂ ﺟﻨﻴﻦ ﺩﺭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺟﺮﺍﺡ ﻭ ﭘﺰﺷﻚ ﻋﺎﻣﻞ، ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻮﺍﺩ ﻗﺎﻧﻮﻥ، ﺗﺤﺖ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻳﺎ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﻓﺖ و بر اساس آن زن با اجازه شوهر خود، و در صورت نداشتن شوهر با خواست خود، هر زمانی که خواست می توانست اقدام به سقط جنین کند. وی خود می‌گوید که برای این که با مخالفت مذهبیون مواجه نشود این قانون را  فقط از طریق آیین نامه های داخلی ابلاغ کردند.

 

وزیر در کابینه هویدا

همین اقدامات افخمی سبب شد تا ﺩﺭ ﺩﻱ ﻣﺎﻩ 1354 ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﻣﻴﺮﻋﺒﺎﺱ ﻫﻮﻳﺪﺍ، ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﻳﺮ، او ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺯﻳﺮ ﻣﺸﺎﻭﺭ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﻤﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﺣﻔﻆ ﻛﺮﺩ.

 در زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران، مهناز افخمی برای گفتگوها در مورد راه اندازی موسسه بین المللی تحقیقات و آموزش برای پیشرفت زنان (INSTRAW) در نیویورک به سر می برد. او به طور غیابی به “افساد فی الارض و محاربه با خدا” متهم شد. او هرگز به ایران باز نگشت و از آن زمان در خارج از ایران زندگی می کند.

 

منابع

  • مهناز افخمی، جامعه، دولت و جنبش زنان ایران1357-1342.
  • هوشنگ شهابی، بهائیان ایران-مطالعات تاریخی اجتماعی.
  • ﻣﻬﻨﺎﺯ ﺍﻓﺨﻤﻲ، تاﺭﻳﺦ ﺷﻔﺎﻫﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ: ﻧﻴﻤﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺯﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ. ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺳﻤﻴﻨﺎﺭ ﺑﻨﻴﺎﺩ ﭘﮋﻭﻫﺸﻬﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ.
  • فاطمه صفوی، مهناز افخمی و سازمان زنان ایران.

/انتهای متن/