شب قدری که باید درک کنیم

شب های قدر آمد و سومین آن دارد می رود.چگونه می شود حال و هوای شب های قدر را دریابیم. در این شب از خدای مان چه بخواهیم وچگونه؟ این مطلب پاسخی است به این پرسش که برگرفته از مجموعه بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی و آیت الله شجاعی است.

1

سرویس فرهنگی به دخت/

 شب قدر از دو جهت برای ما گرامی است و ما هم غیر از این دو عنصر محوری چیزی نداریم؛ و این شب می تواند جامع آن دو عنصر محوری باشد.:یکی “قرآن” است و دیگری “عترت”. [1]شب قدر شب توسل به قرآن است وعترت.
اینکه گفتند: قرآن به دست بگیرید، دعایی دارد؛ بعد بر بالای سر بگذارید، دعایی دارد؛ و نام این ۱۴معصوم را ببرید، برای آن است که قرآن در کنار عترت و عترت در کنار قرآن است و این دو ثقل و وزنه وزین، وسیله توسل ما به خدای سبحانند تا ان شاءالله با قلب باز، توسل به قرآن و عترت را موفق بشویم و آن برکات نهایی را از ذات اقدس اله مسألت بکنیم.

نکاتی از شب قدر

درشب قدر نکاتی هست که برای درک شب قدر  توجه به آن واجب است:

1-    قدر هرکس به اندازه همت اوست: قدر هر کس یعنی قابلیت رشد و پروازی که او دارد و این هم به همت افراد مربوط است و به دل شان. چون پروازی که آدمی را اوج می دهد، فقط با دل میسر است.همه توسل و دعای ما در شب قدر برای این است که این ظرفیت را بیشتر کنیم و قابلیت دل را برای پرواز توسعه دهیم. توسل به قرآن و عترت به ما در این مسیر کمک می کنند.

2-    مهم دارایی هاست نه دانایی ها: دانایی ها آن مجموعه چیزهایی است که ما با درس و کلاس و… کسب کرده ایم. اما مهم دارایی ماست . یعنی آن چه به آن رسیده ایم. در شب قدر باید با دارایی مان از خدا طلب کنیم و بخواهیم که دارایی مان را افزایش دهد.

3-    شب تبدیل گناه و نه فقط آمرزش آن: برای اینکه بند دل باز شود و در این شب پرواز کنیم، باید نه فقط از خدای سبحان آمرزش بلکه تبدیل گناهان مان را به حسنات بخواهیم.

ان الحسنات یذهبن سیئات(هود- 114)

آمرزش گناه برای جان ما مثل گردگیری است که اگر خداوند برای ما انجامش دهد، گناه پاک می شود ولی آثارش بر جان مان می ماند. اما تبدیل گناهان به خوبی ها، همان کیمیاگری است که جز به دست حضرت حق امکان ندارد و باعث می شود همه بندها  از دل مان باز شود و اوج بگیریم.

–  شب بیدار شدن نه بیدار بودن: شب قدر را باید شبی برای بیدار شدن جان مان بدانیم و فکر نکنیم تنها با بیدار ماندن این بیداری حاصل می شود. احیای واقعی یعنی بیدار شدن و بیدار کردن دیگران.

نزدیک شدن بندگان به خدا وسیله می خواهد

در جریان قرب و بعد زمانی یا زمینی این نسبت مساوی است؛ یعنی اگر چیزی به چیز دیگر نزدیک بود، آن هم به این نزدیک است؛ یا از او دور بود، آن هم نسبت به این دور است. ولی در قرب و بعد معنوی این چنین نیست؛ ممکن است یکی نزدیک باشد و دیگری دور. خدای سبحان در عین حال که به همه نزدیک است
( هو معکم اینما کنتم ) ولی یک عده کافران و ملحدان و منافقان از خدا دورند.( ینادون من مکان بعید .)  در  قرب و بعد معنوی اینطور است که خدا نزدیک است، ولی بنده دور.
اگر بنده دور، بخواهد به خدای نزدیک، نزدیک بشود؛ وسیله می طلبد. عبادت او وسیله است، قرآن و عترت وسیله است؛ آیه وابتغوا الیه الوسیله  هم تثبیت کرده است که یک سلسله امور، وسیله اند. لکن شب قدر که بهترین شب های ایام سال است، شب توسل به قرآن است و عترت. که ما این دو وسیله را محترم بشماریم، بالای سر بگذاریم، اسامی مقدسه را بر لبانمان جاری بکنیم، و به خدای سبحان متوسل بشویم تا این بعدمان را به قرب نزدیک بکنیم و خود را نجات بدهیم، برای ابد رهایی پیدا کنیم. چون اگر خدای ناکرده کسی در این ایام خود را آزاد نکند، همیشه برده است.

گرو بودن جان انسان گنهکار در بند اعمال خود

اینکه در قرآن فرمود:

کل نفس بما کسبت رهینه

 یا فرمود:

کل امری بما کسب رهین

 مرهون و بدهکار بودن انسان را می رساند.  در جریان دین عادی و مالی، ملک را رهن می گیرند، ولی در مسائل اعتقادی و اخلاقی خود انسان را به گرو می گیرند. اگر کسی حق خدا را ادا نکرد، خود آن شخص را به گرو می گیرند. او در بند است و آزاد نیست تا حق را ادا کند. و در خطبه نورانی رسول گرامی(ص) آمده است که:

 ان انفسکم مرهونه بذنوبکم ففکوها باستغفارکم .

یعنی شما که گناه کردید، بدهکارید؛ مدیون باید رهن بدهد، و خدا خود شما را گرو می گیرد، شما دربندید؛ در ماه مبارک رمضان با استغفار، خود را آزاد کنید.

اشراف “مقربان” بر “احرار”

این توسل به قرآن و عترت برای آزادسازی خود ماست که بشویم جزو احرار. از آن به بعد هم مراحل فراوانی در پیش هست. اگر آزاد شدیم، تازه می شویم “اصحاب یمین”! از صحاب یمین تا “مقرب” شدن فاصله فراوان است.

کل نفس بما کسبت رهینه. الا اصحاب الیمین .

 آنها که اصحاب میمنت اند، کارشان میمون و مبارک است، شر و فساد و فتنه ای در گفتار و رفتار و نوشتار آنها نیست، آنها آزادند، جزو احرارند. ولی بین آنها و بین مقربین فاصله فراوان است. آنها تحت اشراف مقربانند؛ هر کاری بکنند، مقربان می بینند.

ان کتاب الابرار لفی علیین. و ما ادراک ما علییون. کتاب مرقوم. یشهده المقربون .

 نامه اعمال ابرار تحت اشراف و اشراق مقربان است. مقربان درجات والایی دارند که ابرار فاقد آن درجاتند.

توسل به قرآن و عترت در شب قدر

ما تلاش و کوشش مان در این شب باید این باشد که خود را جزو احرار و آزادمردان عالم بکنیم و بشویم جزو اصحاب یمین؛ از آن به بعد ان شاءالله امید نیل به مقام مقربان هم هست. آن وسیله مهمی که بتواند فک رهن کند، برده ای را آزاد کند، بسته ای را رها کند؛ قرآن است و عترت. و نمودار عترت و نماد عترت علی بن ابیطالب است که این شب ها متعلق به ذات مقدس علی(ع) است. اگر کسی ولایت را در دل و قرآن را در جان داشته باشد، با این دو وزنه وزین به خدای سبحان متوسل بشود. و قرآن به سر بگذارد، این یعنی قرآن در راس امور ماست و نام ۱۴معصوم را بردن یعنی اینها مفسران قرآنند، اینها مجریان قرآنند، اینها مبینان قرآنند، اینها قرآن شناسانند، اینها حافظان حدود قرآنند و مانند آن. بنابراین وظیفه ما در شب های قدر توسل به این دو ثقل و وزنه وزین است تا به خدا نزدیک بشویم.

تجلی ویژه خدای سبحان در بعضی از ایام همچون شب قدر

مطلب دیگر آن است که همیشه می شود به این دو وزنه متوسل شد، لکن لیله القدر خصیصه ای دارد که لیالی دیگر و زمان های دیگر فاقد آن خصیصه اند. برای جریان قوم موسای کلیم (ع) یک موفقیت هایی بود که خدای سبحان فرمود:

و ذکرهم بایام الله .

 به موسای کلیم فرمود: یک روزهایی است که خدای سبحان در آن روزها تجلی ویژه دارد و باعث موفقیت بنی اسرائیل مستضعف است و مایه سرنگونی فراعنه. مردم را به آن ایام الله متذکر بکن تا اینها از صبور و صابربودن به (صبار) بودن برسند و کامیاب بشوند در پیروزی. در اسلام لیله قدر به منزله ایام الله جریان موسای کلیم است.

براندازی ظلم و ستم در سایه احیای شب قدر

اگر کسی این لیله قدر را احیاء کند، قرآن را احیاء کند و ولایت را احیاء کند، فرعون های هر عصری هم سرنگون خواهند شد؛ دیگر نه ظلمی در عراق می بینیم، نه ستمی در افغانستان مشاهده می کنیم، نه خونریزی و خونخواری در فلسطین و نه در جاهای دیگر! به موسای کلیم فرمود: مردم را به ایام الله متذکر کن تا ستم برافتد؛ به نبی ما هم فرمود: مردم را به لیله قدر متذکر کن تا ستم برافتد. بنابراین این لیله قدر برای ما تعیین کننده است.

اشک و آه سلاح مؤمنان در برابر دشمنان

ما چون برحقیم، باید به حقیقت متوسل بشویم. بیش از آن مقداری که ما به “آهن” تکیه داریم، به “آه” تکیه می کنیم. ما سلاحمان در استجابت ادعیه مان ناله و آه ماست که در دعای کمیل می خوانیم: و سلاحه البکاء . خدایا! به ما گفتی مسلح بشو؛ سلاح ما اشک ماست و ما این اشک را در شب های قدر ذخیره می کنیم. یک ملت ضعیف و قلیل، کم من فئه قلیله؛ اگر بخواهد غلبت فئه کثیره؛ باید باذن الله باشد. و خدای سبحان زمانی مردم عراق و افغانستان و فلسطین را نجات می دهد که شیعیان ایران با اشک از ذات اقدس اله نصرت اینها را طلب بکنند. صرف تاسف و تاثر ظاهری اثری ندارد. همان بنی اسرائیلی که روزی از فرعون نجات پیدا کرده اند، امروز دارند کار فراعنه را انجام می دهند! خدای سبحانی که به آنها فرمود: ما به شما قدرت دادیم: فینظر کیف تعملون، لننظر کیف تعملون ؛ به مسلمانها هم می فرماید: اگر مسلح بشوید به سلاح اشک و ناله و دعا، شما را هم موفق خواهیم کرد.


 -[1]  این همان ثقلین و دو وزنه وزین است که رسول اکرم(ص) از طرف ذات اقدس اله به جوامع انسانی و اسلامی، بالاخص به مجامع شیعه معرفی کرد؛ فرمود: انی تارک فیکم الثقلین .

م. شریعتی/انتهای متن/