چه کسی عزت نفس دارد؟

حکیمان و عارفان موحد طبیبان “آدمی “هستند و “نفس” را شناخته اند . در اینجا ضمن چند مشخصه عزت نفس ،به برخی توصیه های این بزرگان اشاره می شود.ادبیات و فرهنگ ما سر شار از حکایات و مطالب نغز در این مورد است.

2

سرویس ما و زندگی به دخت/

در ادامه مباحث عزت نفس اشاره شد که، “خود” ارزشمندی یک موضوع کاملا روانی و درونی است. برای تقویت درون به راهنما نیاز است. در اینجا کلام را ابیاتی که در این قسمت انتخاب شده اند بدون شرح از آن می گذریم که این اشعار کمتر به معنی احتیاج دارند.

– کسانی که عزت نفس دارند،چند مشخصه بارز در رفتار و سکناتشان می بینیم که آنها را از دیگران متمایز می کند.از جمله،مناعت طبع، ارزش خواهی، شکر نعمات الهی، مثبت اندیشی، تغییر نگاه  و باز نگری تعاریف، اجتناب از رفتارهای باعث تحقیر شخصیت  ( در خلوت و در جلوت) و همنشینی و دوستی با انسانهای موفق و دارای عزت نفس .

مناعت طبع:

درباب مناعت طبع که مشخصه فرد با “عزت نفس” است، مولوی اشعار نغز بسیاری دارد.در این دو بیت ،مولوی مناعت طبع را تعریف کرده :

گفت پیغمبر که جنت از اله      گرهمی خواهی زکس چیزی نخواه

گر نخواهی من کفیلم مر تو را      جنت الماوا و دیدار خدا

 ارزش خواهی :

حافظ ارزش خواهی را یک فضیلت می شمارد. از نظر حافظ انسان کامل کسی است که ارزان خودش را نمی فروشد و می گوید:

منگر به هر گدائی که تو خاص از آن مائی        مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهائی

شده ای غلام صورت به مثال بت پرستان          تو چو یوسفی ولیکن به درون نظر نداری

ناصر خسرو،در مورد ارزش انسانها می گوید:

خلق خدا یکسره نهال خدایند    هیچ نه بشکن از این نهال و نه بر کن

شکر نعمتهای الهی:

ازویژگی های انسانی که خودش را شناخته، شکر گذاری اوست. سعدی می گوید:

…. یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد (سعدی)

مثبت اندیشی:

از دیگر مشخصه های انسان عزیز،مثبت اندیش است.نظامی می گوید:

–  در همه چیزی هنر و عیب  هست. در واقع هیچ چیز بدون عیب نیست.

تغییر نگاه  و باز نگری تعاریف

مولوی می گوید:

– شنیدی که در روزگار قدیم

گفت لیلی را خلیفه کان توئی      کز تو مجنون شد پریشان و غوی

از دگر خوبان تو افزون نیستی     گفت خامش چون تو مجنون نیستی

اجتناب از رفتارهایی که باعث تحقیر شخصیت  می شود.( در خلوت و در جلوت)

همنشینی و دوستی با انسانهای موفق و دارای عزت نفس

به طور حتم مولوی اشعار زیادی در این مورد دارد اما به این دو بیت بسنده می کنیم که:

وای از آن زنده که با مرده نشست         مرده گشن و زندگی از وی بجست

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران        به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

/انتهای متن/