ریاست شوهر بر خانواده

در قانون ایران ریاست خانواده به عهده شوهر می باشد. این مسئولیت در خانواده نتایج و پیامدهای حقوقی هم دارد.

13

سرویس اجتماعی به دخت/

در حقوق ایران مانند حقوق بسیاری از کشورها ، ریاست خانواده به عهده مرد است.ماده 1105 قانون مدنی که مبتنی بر آیه 34 از سوره نساء و فقه اسلامی است در این زمینه می گوید :

 ” در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است .”

در توجیه این قاعده گفته اند : هر اجتماعی را باید رئیسی باشد که کارها را هماهنگ کند و در صورت بروز اختلاف ، نظر او قاطع باشد . خانواده نیز از این قاعده مستثنی نیست . اصولا زن و شوهر باید با صفا و صمیمیت و توافق یکدیگر امور خانواده را اداره کنند،لیکن اگر در باره مسائل خانوادگی بین آنان اختلاف نظر و سلیقه پدید آید ، نظر مرد به عنوان رئیس خانواده مقدم خواهد بود و زن باید نظر شوهر را بپذیرد.

اگر خانواده رئیسی نداشته باشد و زن و مرد در اداره امور آن برابر باشند ، ناچار برای حل اختلاف خود در هر مورد باید به دادگاه مراجعه کنند و همین امر صلح و صفای خانواده و پایه های زندگی را متزلزل می کند.

ریاست خانواده مقامی است که برای مصلحت خانواده به مرد داده شده و یک امتیاز و حق فردی برای مرد محسوب نمی شود.ریاست خانواده بیشتر یک وظیفه اجتماعی است که برای تامین سعادت خانواده به مرد محول گردیده و او نمی تواند از آن سوء استفاده کند و بر خلاف عرف و مصلحت خانواده آن را بکار ببرد . مثلا شوهر نمی تواند زن را از رفت و آمد متعارف با خویشان و دوستانش باز دارد . سوء استفاده مرد از اختیاراتی که به عنوان رئیس خانواده به او واگذار شده بر خلاف قانون است و ممکن است از مصادیق سوء معاشرت به شمار آید.

ریاست خانواده در حقوق ما دارای آثار و نتایجی است :

–          زن حق دارد نام خانوادگی شوهر ا با موافقت او بکار برد .

–          اقامتگاه زن اصولا  همان اقامتگاه شوهر است.

–          ریاست خانواده ایجاب می کند که ولایت قهری نسبت به اطفال از آن پدر بوده و هم او هزینه اداره خانواده را به عهده داشته باشد.

علاوه بر این آثار ، چون شوهر رئیس خانواده است ، اختیار تعیین مسکن اصولا با اوست و زن باید از او تمکین کند و نیز شوهر می تواند زن را از شغلی که منافی مصالح خانوادگی است بازدارد .

در مطالب بعدی در باره تعیین مسکن و شغل زن و تمکین سخن می گوییم.

الهام آخوندان/انتهای متن/