ديده بگشا اي صنم، اي ساقي مستان، علي!

در میانمار چه می گذرد؟ چرا در آنجا از بشر و حقوق بشر اثری نیست؟ چون مسلمانند؟ حقوق زنان و کودکان چه شد؟ مردان و زنان و کودکان میانماری تاوان چه کسی و چه چیزی را می دهند؟

4

 

سرویس فرهنگی به دخت/

این، دل نوشته ایست  برای فاجعه ای که درسکوت مجامع جهانی اتفاق می افتد؛  برای مظلومیت و قساوت بی اندازه در میانمار . آجرك الله بقيه الله…

“به من خبر رسيده كه يكي از آنان به خانه زن مسلمان و زن غير مسلماني كه در پناه ‏اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند، گردن بند و گوشواره ‏هاي آنها را از تن‏شان بيرون آورده است… در حالي كه هيچ وسيله‌اي براي دفاع جز گريه و التماس كردن نداشته‌اند،

آنها با غنيمت فراوان برگشته ‏اند بدون اينكه حتي يك نفر از آنها زخمي گردد و يا قطره ‏اي خون‏ از آنها ريخته شود اگر به خاطر اين حادثه مسلماني از روي تاسف بميرد ملامت نخواهد شد، و از نظر من‏ سزاوار و بجا است! “

(نهج البلاغه خطبه 27)

اي اقيانوس ايستاده عدالت، يا مهدي…

اي فرزند خلف زهرا و اي علي حاضر و امام زمان…

برخيز و ببين و بشنو صحبت از خلخال يك پيرزن يهودي نيست سخن از تجاوز به پنج هزار زن مسلمان است.

سخن از جنين‌هايي است كه از رحم مادر بيرون كشيده مي‌شوند.

سخن از انسان‌هايي است كه زنده زنده در آتش سوختند، نه يك نفر و نه ده نفر كه بيست هزار نفر…

ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس

برگرد…

برگرد…

برگرد آقا جان اينها مي‌گويند بودايي‌ها صلح طلب هستند

اينها مي‌گويند بايد “دالايي لاما ” را الگوي صلح خويش قرار دهيد… همو كه بوسه بر دست شيمون پرز زد و در برابر ديوار ندبه شايد چنين روزي را آرزو مي‌كرد…

يا ابا صالح اي صلاه روز آدينه برگرد…

اينان كه در ميانمار به خاك و خون كشيده مي‌شوند مسلمانند و حب رسول خدا در دل دارند.

اينان روزي پنج مرتبه تو را اقامه مي‌كنند هرچند نمي‌دانند. مولا جان تو را به علي اصغر‌هاي بي گناه اين امت برگرد..

برگرد…

اعتراف مي‌كنيم بي تو نمي‌توانيم، برگرد..

جهان تشنه عدالت فرزند علي است

مولاي آوارگان و مظلومان تو را نشايد كه آه و فغان بيوه زني را بشنوي و اجابت نكني…

تو امام زماني، يابن اميرالمومنين برگرد اينها مسلمانند.

سخن از خلخال نيست، حرف ناموس است.

مولاجان قمه به دستان بودايي به هيچ كس رحم نمي‌كنند… برگرد.

مولاجان اينجا اگر سگ يك يهودي را برانند شوراي امنيت قطعنامه صادر مي‌كند،

برگرد… شوراي امنيت صداي اين ظلم كبير را نمي‌شنود، اينها گوش‌ها شان بدهكار ما نيست.

آقا جان سخن از سرخ پوشان يزيدي نيست حرف سرخ جامگان بودايي است.

آقا جان خانم كلينتون كه به ميانمار رفت به يمن قدومش تا كنون بيست هزار نفر را قرباني كرده‌اند. هيچ كس هيچ چيز نمي‌گويد گويي اتفاقي نيافتاده.

مولا جان اينجا هم براي سرهاي بريده هديه مي‌دهند خانم اشتون گفت تمام تحريم‌هاي دولت ميانمار لغو خواهد شد چرا كه اصلاحات را آغاز كرده است.

مولا جان اينجا اصلاحات يعني مسلمان كشي…

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُون

آقا جان سخن از خلخال نيست سخن از خيمه سوزاني ديگر است… سخن از اصحاب اخدود است هماني كه اينها هلوكاست مي‌نامند…

سخن از خلخال نيست حرف اشك‌هاي روان بر گونه هاست…

آقا جان سخن از خلخال نيست حرف نشستن عمود‌هاي آهنين بر سرهاست…

آقا جان سخن از خلخال نيست حرف حلقوم‌هاي بريده است… اينجا يه جاي اين كه سر‌ها را به نيزه كنند نيزه را در سرها مي‌كنند…

اينجا آب را بر مسلمانان نبستند، مسلمانان را به آب بستند…

تو را به ريش به خون خضاب شده، تو را به گونه به خاك كشيده شده، تو را به پيشاني شكسته برگرد…

برگرد فقط برگرد… هيچ اتفاق ديگري مرا آرام نخواهد كرد…

به اميد ظهور مولي و سرورمان حضرت حجت (عج) كه صد البته نزديك است…

/انتهای متن/