ما را از آغوش مادرمان گرفتند…

در اجلاس زنان و بیداری اسلامی درتهران، از بحرین مظلوم هم زنانی شرکت داشتند.آنچه در زیر می آید، دل گفته هایی از زنان مسلمان و انقلابی بحرینی است .

5

سرویس اجتماعی به دخت/

من بحرینی ام. زنی شیعه از تبار ایرانی ها. فاطمه ام که دربحرین، استانی از ایران،  به دنیا آمده ام. سرزمینی که از نظر اکثریت شیعه در رتبۀ پنجم قرار دارد و بیش از چهل سال است که با هزاران نیرنگ استعمارگر پیر انگلیس، از آغوش مادرش، وطنش و روحش جدا شده است. سرزمینی که از دیرباز بخشی از ایران بوده واگر سایۀ شوم انگلیس بر سر آن نمی افتاد، هم چنان جزء جزایر ایران باقی می ماند.

می دانم من تنها کودکی نبودم که از آغوش مادرش به زور ستانده شد و به دیگری سپرده شد. برای بردگی و چپاول، هرچند به نام استقلال!

می دانم کشورم پس از موافقت شاه مخلوع ایران با برگزاری رفراندوم از خاک ایران جدا شد. ماجرای جدایی بحرین از خاک ایران از آن زمان جدی شد که انگلیس پس از جنگ جهانی دوم و افول قدرت جهانی‌اش مجبور به عقب نشینی از کانال سوئز و خلیج فارس شد. این کشور استعمارگر که سالها بدون کسب اجازه از حاکمان بی کفایت ایران بر بحرین مسلط بود، از منطقه خارج شد. پیش از اشغال این جزیره توسط انگلیس، بحرین جزء خاک استان بوشهر محسوب می‌شد، ولی از جانب ایران این جزیره عملا به انگلیس سپرده شد. خاندان آل خلیفه که خاندانی اهل حجاز و تبعیدی به این جزیره بودند و اصالتاً بحرینی نبودند و از اهالی نجد بودند و تعدادی از آنها به صورت مهاجر در بحرین ساكن شده و از طریق بنادر بحرین به كار تجارت مشغول شده بودند، با حمایت انگلیس، قبایل سنی را گرد هم آوردند و فریاد استقلال بحرین را سر دادند.

همه می دانیم این تجزیه نه به نفع ما بوده است ونه به سود وطن مان ایران. به بهانه مستقل شدن، با شعار دموکراسی و در جریان فتنه هایی در لوای آزادی، منظور به یغما بردن ثروت بیکران ما بود؛ ثروت هایی چون مروارید بحرین که در خاورمیانه زبانزد است و نفت که این روزها طماعان زیادی دست به سویش دراز کرده اند.

بحرینی که از حیث ثروت نسبت به وسعت و جمعیتش بسیار غنی و حتی در خاورمیانه دارای مقامی والاست. همین ثروت مهم ترین دلیل توطئه بیگانگان بر ضد این جزیره ایرانی بود تا آن را از ایران بزرگ جدا سازند و پادشاهان بی لیاقت از آل خلیفه و دست نشانده انگلستان و آمریکا را در آن جا روی کار آورند تا سرمایه های بیکران این سرزمین را به یغما ببرند.

 ما فقط قربانی بده وبستان های سیاسی سیاستمداران انگلیسی و بی کفایتی شاه پهلوی شدیم. آخرین تکه از ایران که با ترفند از آن جدا شد، بعد از آذربایجان و…آن هم به بهانه ای ناچیز و منفعت جویانه: به بهانه نداشتن آب شرب و بسته شدن چاه های نفت با کوچکترین طوفان. انگلیسی ها از این فرصت بهره بردند و امتیاز حفر چاه های عمیق آب شرب را با بهره برداری از نفت بیکران بحرین معاوضه کردند. هومز پیشنهاد استخراج را به انگلستان و آمریکا داد و شرکت نفت خلیج فارس که آمریکایی الاصل بود آن را پذیرفت و راهی منطقه شد. به تبعیدیان سعودی امتیاز داد و حاکمیت سرزمینم به دست غیربحرینی افتاد. کسانی که از همان ابتدا با شیعه و شیعیان دشمنی َآشکار داشتند و از هر فرصتی استفاده کردند تا عرصه را برما تنگ کنند.

دیروز بحرین را از مادرش کندند وحال باهزاران دسیسه چشم طمع به جزایر دیگر ایران دوخته اند وما را بهانه ای برای رسیدن به اهداف شان کرده اند.

وقتی دیدند شاه ایران به راحتی از بحرین چشم پوشی کرده است، در توهّم تصرف جزایر سه گانه افتادند وبعد هم تغییر نام خلیج فارس.

سرزمینم، مرکز مروارید خلیج فارس و منطقه سوق الجیشی دریای پارس، امروز عروسکی در دستان آمریکا و انگلستان شده است و پایگاه نظامی آن ها، به ویژه محل استقرار ناوگان پنجم آمریکا.

زمانی شاهی مفلوک و جیره خوار مرا به بهایی ناچیز و به بهانه ای بی مقدار به بیگانگان سپرد و کسی نپرسید؛ آیا کشوری حق دارد خاک سرزمینی را خرید و فروش کند و به استعمار خویش درآورد و دولتی دیگر را برای حکومت بر آن بگمارد و تمام قوانین و فرهنگ آن را تغییر دهد و مردمانش را به استثمار بکشاند؟

با من وسرزمینم چنین کردند.

وهابیون و آل خلیفه  که با فروش نفت کشورم به ثروت و قدرت رسیده اند  و به یاری دشمنانم به سلاح تجهیز شده اند، بر من وامثال من سلاح می کشند. مساجدم را هنگام اقامۀ نماز با خاک یکسان می کنند و مردانم را به زیر رگبار مسلسل های شان می بندند. زنان کشورم را به جرم شیعه بودن به باد کتک می گیرند و زندانی می کنند و با کشف حجاب وادارشان می کنند تا از آنها تبعیت کنند یا در پستوی خانه بمانند و چشم بر این همه غارت و تجاوز ببندند. رژیم آل خلیفه با تهدید عفت زنان تلاش می‌کند تا ما را از ادامه نهضت بیداری اسلامی بازدارند.

اما آل خلیفه بداند، با پخش گازهای سمی که منجر به سقط جنین صدها زن باردار بحرینی شده، نمی تواند ما را از صحنۀ قیام بیرون کند.

امروز دست نشانده هایی مانند «شیخ جاسم سعیدی» فتوا می دهند: «هر كسی به صحت اظهارات ایرانیان ایمان داشته باشد كه بحرین بخشی از خاك ایران است، در زمره «خوارج» قرار می‌گیرد و كسی كه از ولایت امر خارج شود، طی سه روز باید توبه كند و اگر توبه نكرد، مجازات وی قتل است كه از سوی ولی امر تعیین می‌شود‌.» به راحتی فرمان قتل ما شیعیان را صادر می کند، اما گویا فراموش کرده اند ما بحرینی هستیم، ایرانی الاصلیم. هرگز اجازه نخواهیم داد کسی حق مالکیت بر سرزمین مان را از آن خود کند و فراموش کرده اند روزی خود را باز خواهیم یافت وبه مادر اصلی مان پیوند خواهیم خورد.

تلاشتان بی فایده است، شمایی که در اقلیت هستید اما حاکم بر سرزمین من. شما که سعی می کنید با الحاق این کشور به عربستان سعودی و فروش خاک این کشور به خاندان سعودی، هم خوش خدمتی کرده باشید وهم در ازایش بقای  خود را تضمین کنید.

من و دیگر مردمانم این آرزو را به دلتان باقی خواهیم گذاشت که از ما فلسطینی دیگر بسازند. در خون ما خون ایرانی جریان دارد. هرچند اگر زبان بعضی از ما عربی باشد. اجداد ما ثابت کرده اند که هرگز طوق بردگی بیگانه را بر گردن نخواهند نهاد.

با زندانی کردن زنان وتجاوز به آنها نمی توانید ما را از هدفمان دور کنید.

حال بدانید، مادرانمان از مادرانشان شنیده اند که تبار ما ایرانی است و فرزندانمان از ما خواهند شنید: خون ایرانی در رگ های ما جاری است.

مردم جزیره بحرین تا پیش از استقلال، بیش از 70 درصد ایرانی تبار شیعه مذهب و پارسی زبان بوده‌اند، و هرچند پس از جدا شدن این کشور از ایران، کشورهای عربی و انگلستان تلاش بسیاری در تغییر هویت ایرانی ما انجام داده و عرب‌های بسیاری را با وعده مالی و فراهم کردن امکانات رفاهی راهی بحرین کردند و ایرانیان بسیاری را مجبور به کوچ به سواحل شمالی خلیج فارس کردند و حتی پول انگلستان را جایگزین پول ایران کردند، اما هنوز نتوانسته اند هویت واقعی مان را بگیرند.

هنوز در شهر منامه، پرجمعیت‌ترین شهر بحرین، بسیاری از مناطق بحرین نام‌های ایرانی دارند از جمله: توبلی، دراز، توری، دمستان، سبز، شاخوره، فارسیه، کرانه، کرزکان، مرخ، مروزان، نویدرات که همگی مشتق شده زبان پارسی هستند.

 این اشخاص  بدانند وآگاه باشند که ما هر شب لالایی کودکانمان جدایی از وطنمان خواهد بود. به کودکانمان خواهیم آموخت که آنها هم بدانند ما همیشه متصل به مادرمان ایران خواهیم بود و در منامه همواره عکس رهبرمان امام خامنه ای خواهد درخشید.

 گذشت، آن زمانی که آل خلیفه با ایجاد رعب و وحشت و زندانی کردن ما شیعیان، به تنهایی تصمیم گرفتند ما را از کشورمان جدا کنند و نفیر استقلال سر بدهند.

ما بر خلاف تحلیل ها و پیش بینی های غربی ها در خصوص تبعیت زنان خاورمیانه از الگوهای غربی ثابت خواهیم کرد که زنان مسلمان بحرینی امروز همپای مردان در برابر نیروهای وابسته به غرب خواهند ایستاد و از آزادی و کرامت خود دفاع خواهند کرد.

چون جنس قیام ما متفاوت است. جنسی از نوع تبعیض ناروایی است که سال هاست خاندان دست نشانده از یک تبار غیربومی در حق شیعیان ایرانی تبار این سرزمین روا داشته اند. جدای از مقاومت در برابر چپاول ثروت ملی و وضعیت نا به سامان کنونی .

مردم شیعه بحرین که اعراب، در محافل خود، از آن ها به عنوان «مستعرب» (منظور عجم یا ایرانی عرب شده) نام می برند، از دو قرن حاکمیت استعماری خاندان آل خلیفه خسته شده اند و می خواهند به پیشینه غنی فرهنگی تاریخی خود بازگردند.

حاکمان اقلیت سنی و عرب بحرین که به پشتوانۀ آل سعود وامریکا وقدرت سیاسی خود می نازید، بدانید و آگاه باشید هرچند اکثریت شیعیان ایرانی تبار و فارسی زبان را مورد تحقیر و بی احترامی قرار می دهید و ما را از کوچکترین حقوق اجتماعی، محروم می کنید و خود در رفاه کامل به سر می برید و ثروت کشور را در دست دارید، اما ما اجازه نخواهیم داد تا خاندان آل خلیفه، بحرین را به مرکز عیش و نوش شاهزاده های عربستان تبدیل کنند و دولت عربستان با احداث پل ملک فهد در جنوب جزیره بحرین اتصال زمینی با خاک عربستان را تسهیل کرده و به این بهانه سرزمینم را غصب کرده و با فرستادن سرباز و تسلیحات نظامی آل خلیفه را یاری کنند، ما همچنان مقاومیم.

می دانیم ویقین داریم، برگزاری رفراندوم به بهانۀ استقلال، از ابتدا خلاف قانون بوده و  اگر قرار بر این باشد، رفراندومی برای الحاق بحرین به کشوری برگزار شود باید مردم بحرین در این رفراندوم شركت داده شوند و به طور یقین به این نتیجه خواهند رسید که مردم بحرین خواهان الحاق به کشوری جز  ایران اسلامی نیستند.

 این  حق قانونی و تاریخی ماست؛ حقی که سال هاست از ما به زور گرفته شده است.

منیژه جانقلی/انتهای متن/