اگر مخزن عشق پر شود

یکی از مطالب مهمی که آرزو می کنم ای کاش قبل از ازدواج می دانستم اطلاع از تجربیاتی است که مشاورین ازدواج در کتاب هایشان طرح می کنند. ای کاش مشاورین ما هم تجربیات خود را با ما در میان بگذارند. می خواهم نظر یکی از مشاورین با سابقه غربی را که “پنج زبان عشق” نامیده برایتان مطرح کرده و به تدریج، پنج زبان را در خلال ای کاش های خودم برایتان بنویسم.

0

سرویس سلامت به دخت/

یکی از مشاورین ازدواج به نام “گری چپمن” که چند دهه سابقه این کار را دارد، معتقد است که هر کس یک زبان عشق غالب دارد. او معتقد است که پنج زبان عشق وجود دارد و همه ما می توانیم با این پنج زبان سخن بگوییم و یا بشنویم. اما هر کس یک زبان غالب دارد که آن را به خوبی درک می کند. و هر کس هم یک مخزن عشق دارد. اگر با هر کس به زبان عشقش ارتباط برقرار کنند، مخزن عشق او به خوبی پر می شود و هر کس که مخزن عشقش پر شود، احساس خوشبختی و انگیزه و قدرت مقابله با مسائل در او به شدت تقویت می شود.

اولین بار یک روانشناس کودک به نام “کمپ بل” مخزن عشق را در مورد کودکان مطرح کرد. او معتقد بود که اگر مخزن عشق کودکی به وسیله پدر و مادرش پر شود، رفتار مناسب و سازگارانه توام با رشد و خلاقیت در وی تقویت خواهد شد و اگر این مخزن در کودکی پر نشود در بزرگسالی دچار مشکلات و ناهنجاری های رفتاری خواهد شد.

آقای “چپمن “معتقد است که این مخزن لازم است در طول عمر ما، پر باشد. گاهی که خالی می شود ما احساس بدی خواهیم داشت. در زندگی زناشویی هم دو طرف باید مخزن عشق یکدیگر را پر نگاه دارند. به اعتقاد وی مهم ترین راه این است که با زبان عشق هر شخص با وی سخن بگوییم. اگر با زبان دیگری (یکی از آن پنج زبان که به تدریج توضیح خواهم داد) به جز زبان اصلی هر کس، با وی سخن بگوییم، هر قدر هم که محبت کنیم تاثیر ناچیزی خواهد داشت. مثل این است که با یک چینی به زبان انگلیسی و یا با یک عرب به زبان روسی سخن بگویید (و یا بر عکس)، صحبت یکدیگر را درک نخواهید کرد.

وی اولین زبان عشق را “زبان تایید و تشویق” ذکر می کند. اکثر ما با تایید و تشویق دیگران انرژی می گیریم. همسر ما هم (زن یا مرد) این طور است. توصیف زحماتی که دیگری می کشد (با ذکر کار انجام شده و نه به طور عام و مبهم گفتن)، تشکر از این زحمات و بیان اهمیتی که برای ما دارد، قدم خوبی برای تایید دیگری است. قدردانی از محبت ها، ملاحظات و همکاری های وی مخزن عشق او را پر می کند. به زبان آوردن صفات خوب، مهارت ها و حتی استعدادهای بالقوه او همه زبان تایید و تشویق است. مبهم و کلی گویی چندان مفید نیست. صداقت خیلی مهم است و این که واقعا و از صمیم قلب از او ممنون باشیم نه این که تظاهر به این کار کنیم.

اما جالب اینجاست که کسی که زبان اصلی عشق او “زبان تایید و تشویق” باشد، مخزن عشق او به خوبی با این زبان پر شده و مملو از رضایت و شادی خواهد شد.

بسیاری از اوقات ما از همسر خود ممنون هستیم اما به زبان نمی آوریم چون فکر می کنیم خودش می داند و یا فکر می کنم این کار لوس بازی است و حتی گاه از ابراز احساس خوب خود خجالت می کشیم. همان طور که ما از تشکر دیگری خوشحال می شویم، دیگری هم از قدردانی ما لذت خواهد برد.

حالا من می فهمم که ابراز قدردانی به همسرم چقدر در ایجاد صمیمیت و درک متقابل بین ما دو نفر موثر است. سال ها قبل فکر می کردم تشکر کردن برای کارهای روزمره او لوس بازی است. اما حالا می فهمم که تشکر و تشویق چه چیز خوبی است، همان طور که خودم از آن لذت می برم و انرژی پیدا می کنم.

اگر همسرتان از شما به خاطر چای که برایش آورده اید، صبحانه ای که به موقع و با عجله آماده کرده اید و یا موضوع مهمی را پیگیری و به او یادآوری کرده اید تشکر کند (از صمیم قلب و نه برای ظاهر سازی) احساس خوبی نخواهید داشت؟ اگر شما هم به خاطر خریدی که او برای خانه کرده، کمکی که برای کار خانه و یا کار بیرون شما، انجام داده و یا در جایی شما را همراهی کرده از او تشکر کنید، اثر مثبت این کار را در او به سرعت مشاهده خواهید کرد، بخصوص اگر زبان عشق او “زبان تایید و تشویق” باشد

ای کاش قبل از ازدواج کسی به من گفته بود که تنها به فکر ساعات خوش مشترک نباشم  و حتما حتما فکر و تدبیرم را به کار بگیرم و زبان عشق همسرم را پیدا کنم. به محبت کردن، مشاهده واکنش های او و گاه هم دلخور شدن از او اکتفا نمی کردم. ای کاش، قبل از این که زندگی ما دچار استرس و تنش شود، یاد گرفته بودم چگونه شناخت عمیق تر از همسرم و علائق او از جمله زبان عشق وی به دست بیاورم. ای کاش به دنبال برقراری ارتباط کلامی موثر و صادقانه بیشتر با وی بودم تا دوستی عمیقی که اکنون و پس از طی سالیان دراز بین ما به وجود آمده زودتر ایجاد می شد.

ای کاش با خودم نمی گفتم که او باید بداند، خودش باید بفهمد. بلکه، سعی می کردم یاد بگیرم که با زبان عشق و بخصوص زبان اصلی عشق او سخن بگویم و از او هم می خواستم که خواسته هایش را با زبان مناسب و در محیط دوستانه با من در میان بگذارد و من هم با علاقه به او گوش می دادم. ای کاش که من زبان عشق خودم را پیدا می کردم و به او منتقل می کردم تا با من به آن زبان سخن بگوید.

اما به نظر دکتر “چپمن” زبان اصلی عشق بسیاری از افراد زبان تایید و تشویق نیست. با این که همه این زبان را دوست دارند اما زبان اصلی همه نیست. چهار زبان دیگر را در مقالات بعدی و به تدریج برایتان می نویسم.

می خواهم از تجربه واقعی و موفق کسی که من می شناسمش برایتان بگویم. یک نمونه کارساز از زبان تایید وتشویق:   خانمی که به خوبی می شناسمش، پس از ازدواج، به تدریج با سردی و گریزپایی شوهرش مواجه شد، به طوری که وقتی دو فرزند داشتند، آقا شب ها دیر به خانه می آمد و با دوستانش اوقات را می گذراند. نه نصیحت و نه جنگ و دعوا، هیچ کدام موثر واقع نشدند. خانم مستاصل شده بود اما نا امید نبود. تا این که راه حلی به نظرش رسید که زندگی اش را دگرگون کرد. یکی از شب ها شام خوب و خوشمزه ای تدارک دید و نزدیک نیمه شب که موقع بازگشت همسرش بود سماور را روشن کرد و چای تازه دمی درست کرد. خودش هم با لباس آراسته و مناسب منتظر همسرش نشست. وقتی مرد به خانه بازگشت، با چهره زیبا و مهربان همسرش مواجه شد که از او با محبت و احترام استقبال کرد: خوش آمدی، بفرما تو، منتظرت بودم، یک چای تازه دم برایش ریخت و شام را در محیط مملو از محبت و اخترام خوردند. هیچ سخنی از گله و انتقاد نبود. شاید باور نکنید،

 اما فرداشب آقا به جای نیمه شب، ساعت یازده شب و شب های بعد باز هم زودتر به خانه برگشت. تا جایی که زندگی آنها به حال عادی بازگشت و با شیرینی و محبت ادامه یافت. به نظر من این یک نمونه از کسی است که زبان اصلی عشق او زبان تایید و تشویق است.

 از همه کسانی که مطالب سلامتی را دنبال می کنند دعوت می کنم که اگر مسئله ای در زندگی خود و بخصوص زندگی مشترک خود داشته اند و موفق شده اند آن مسئله را حل کنند، ما را در جریان چگونگی راه حل خود قرار دهند. آگاهی از تجربیات موفق دیگران راه را برای موفق شدن بقیه افراد باز می کند. متاسفانه در فرهنگ ما مکتوب کردن خاطرات و تجربیات مان چندان متداول نیست. حال آن که این کار نه تنها به ما کمک می کند که با خود آشناتر باشیم، بلکه گنجینه ای گرانبها برای سایرین خواهد بود. ما نوشته های کشورهای خارجی را ترجمه می کنیم و از خواندن آنها نه تنها لذت می بریم، بلکه درس می گیریم. چرا ما که فرهنگ مشترکی داریم یکدیگر را در تجربیات خود سهیم نکنیم؟

دکتر شریفه جعفری/انتهای متن/