منتقد منصف یا غیرمنصف؛ کدام بهتر است؟

نقد گونه های متفاوتی دارد. از جمله نقدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فلسفی و ادبی و….اما تمام این نقدها متأثر از دو جریان هستند.

4

سرویس فرهنگی به دخت/

1ـ نقد سازنده

2ـ نقد غیرسازنده یا به زبان عامیانه ویرانگر

هر منتقدی به فراخور دانش و آگاهی اش در هر موضوعی، می تواند منتقد باشد. می تواند قلم به دست گرفته و در مورد موضوعات، معضلات و مشکلات پیش روی مردم و جامعه، قلمفرسایی کند و گاه با نظرات و ایده های سازنده، تحلیل، تشریح و ارزیابی آن، برای سنجش کیفیت اثر یا مشکل موجود در جامعه بکوشد. در واقع، توانایی فنی خود را در نقد یک نوشته یا موضوع موجود در جامعه برملا کند.

 منتقد می تواند با نقد خود در راه اعتلای جامعه بکوشد. چه بسا بعضی از این انتقادها، به خصوص از نوع سازنده اش، باعث پیشرفت بهتر جامعه و راهنمایی مهم، برای مدیران موفقی باشد که از این انتقادها در راه بهبود وضعیت جامعه بهره می برند.

منتقد به هر مقوله ای که بپردازد، باید یک سری ویژگی های خاص را در نظر داشته باشد. یعنی گذشته از این که می تواند  از جنبه های مختلف، اثر، مقاله و یا رویدادی را به بوته نقد بکشاند و در آن موضوع کنکاش کند، باید اطلاعاتش را هم در آن مورد کامل و جامع و باورپذیر کند. منتقدی که اطلاعاتش در خصوص فلسفه ناقص است اگر تصمیم به نگارش نقدی در خصوص یکی از کتب فلسفی بگیرد مطمئناً نظراتش از جانب طیف گسترده ای که فلاسفه، که  برآن اشراف کامل دارند، پذیرفته نخواهد شد.

مباحث ادبی وغیرادبی نیز خارج از این مقوله نیست. اشراف داشتن به یک رشته یا تخصص، اولین شرط برای تحلیل هر موضوع یا اثری است. بنابراین  مطالعه در آثار مربوط به هر رشته منتقد را در بررسی سطح و کیفیت نقدش یاری می کند. دراین صورت است که  نقد به بررسی دقیق‌تری تبدیل خواهد شد. گاه گستردگی و وسعت یک نوشته یا موضوع، به حدی زیاد است که نیاز به نقد و بررسی و موشکافی دقیقی دارد و صفحات بی شماری را می طلبد.

 برای مثال در نقد ادبی اگر تمام جنبه های نقد، اعم از؛ نقد ساختاری در کنار مباحثی مانند، زیبایی شناسی ادبی و محتوایی، که مباحث روانشناسی، فلسفی و دینی و… زیر مجموعه آن است، در نظر گرفته شود، نقد کامل خواهد شد.

در مرحله دوم منتقد باید بدون غرض ورزی به نقد بپردازد. برخورد احساسی با هر موضوع به خصوص اگر توأم با حب یا بغض باشد، در واقع، توانایی فنی منتقد را زیر سؤال می برد.

 لحن سالم منتقد، یکی از ویژگی های مهم انتقادکننده است. لحن و زبان منتقد نشانگر سلامت نفس و نیت واقعی منتقد است. منتقدی که فاقد نقد کارشناسانه است و در نقدهایش از جملات نازیبا استفاده می کند؛ چون عاجز از بیان استدلالات منطقی و قوی است در واقع می کوشد به این طریق ضعف در نقد کارشناسانۀ خود را پنهان نماید، که البته این نوع از نقد، اثبات کننده بغض و غرض ورز بودن منتقد خواهد بود.

 کسی که تصمیم می گیرد در خصوص دندانپزشک ها، مقاله ای بنویسد، یا باید دندانپزشک باشد یا در این زمینه اطلاعات جامعی داشته باشد، نباید اختصاصاً به بهانه مشکل داشتن با دندانپزشک خود، تمام دندانپزشکان را زیرسوال ببرد.

شرط دیگر برای مورد پسند بودن نقد و پذیرش آن توسط جامعه و خواننده، پرداختن به اصل موضوع است نه شخصیت نویسنده.

نقد روانشناسانه، گرایشهای مختلفی دارد؛ اما منتقدین، بدترین نوع نقد را نقد شخصیت نویسنده هر اثر می دانند. به ویژه در آثار ادبی که نویسندگان بیشتر به معضلات و روان درمانی افراد در آثارشان می پردازند و گاه، به عنوان آفریننده چنین اثری، خودشان، مواخذه می شوند و زیرذره بین می روند.

البته این بیشتر به خاطر عدم آگاهی منتقدین ادبی به مسائل روانشناختی و ارتباطش با ادبیات است. برای همین، آگاهی توأمان از روانشناسی و ادبیات دو اصل مهم برای افرادی است كه در این شیوه از نقد فعالیت می‌كنند. چون ادبیات، ابزاری مناسب برای شناخت شخصیت ها و بهترین صحنه برای نمایش حالات روحی و روانی اشخاص است.

خلق شخصیت هایی خاص در یک اثر ادبی، اعم از شعر، داستان یا فیلمنامه، تنها بهانه، برای  رسیدن به علت های نامکشوف جامعه است. به فرض ریشه یابی اعتیاد در جامعه، علتها و انگیزه ها و موشکافی آنها برای رسیدن به درمان آن هاست.

آیا شخصیت فرد عامل اعتیاد بوده یا جامعه و خانواده و……

به هرشکل تجربه نشان داده است، نقدهایی کارساز بوده اند که ریشه یابی عمیقی انجام داده اند و علاوه بر آن راهکارهای موثری نیز ارائه داده اند که همگی  برگرفته از تجربیات و آگاهی منتقد است و باعث سازندگی در جامعه نیز شده اند.

در پایان امیدوارم كه علاقه‌مندان به مباحث نقد با خواندن نقدها از آثار مختلف، بیشتر با شیوه كاربرد آنها آشنا شوند و ما بیش از پیش شاهد نقدهای سازنده و تأثیرگذار باشیم.

منیژه جانقلی/انتهای متن/