زنان قهوه تلخ، تلخ ترند!

شبکه نمایش خانگی قالب جدیدی است که اخیرا در بازار فیلم و سریال ایرانی جای خود را باز کرده است. سریال “قهوه تلخ” در ارائه فیلم خانوادگی در این قالب، اولین نبوده، اما از موفق ترین ها بوده است. و اما نگاهی به تصویر زنان در این سریال .

2

سرویس فرهنگی به دخت/
مهران مدیری از طنزپردازان موفق در مجموعه های تلویزیونی بوده  و سریال‌هایی چون پاورچین، نقطه چین و شب‌های برره از او در خاطر مخاطبان تلویزیون مانده است. شاید به همین خاطر هم  تصور غالب این بود که سریال “قهوه تلخ”  هم قرار است از صدا و سیما پخش شود و بسیاری خبرهای جسته و گریخته هم این تصور را تأیید می کرد.

اما قهوه تلخ به عنوان  یک سریال طنزتاریخی نه از صدا و سیما که در شبکه نمایش خانگی از شهریور ۱۳۸۹ در بسته‌‌های سه قسمتی توزیع ‌شد. این سریال  با ۳۵  بازیگر اصلی ( که از مهم ترین آنها مهران مدیری، سیامک انصاری، محمدرضا هدایتی، سحر جعفری جوزانی، سحر زکریا و رضا فیض نوروزی بوده اند ) در حدود یک سال و نیم است که مهمان خانه ها شده، البته با یک وقفه نسبتا طولانی که در میانه کار درتولید و عرضه آن پیدا شد.

در قسمت اول مجموعه و پیش از آغاز سریال، مهران مدیری دریک گفتگوی کوتاه ویدیویی از مردم خواست از کپی کردن لوح‌های فشرده این مجموعه جداً خودداری کنند و بنا به تأیید خود مدیری مردم در این زمینه همکاری بی سابقه ای با سازندگان قهوه تلخ از خود نشان دادند. ضمن اینکه استقبال طرفداران طنز مدیری از این مجموعه در نوع خود کم نظیر به حساب می آمد. بعضی خبرها حاکی از آن است که  مجموعه قهوه تلخ  یک روز پس از ارائه در شبکه توزیع نمایش خانگی نیم میلیون نسخه فروش داشته‌است.

داستان مجموعه در مورد یک معلم تاریخ است که درست هنگامی که از حل مشکلات مالی خود در شغل  معلمی تاریخ ناامید شده و تصمیم به کنار گذاشتن تاریخ گرفته، بطوراتفاقی با دختری آشنا می شود که دانشجوی تاریخ است و در پایان نامه اش به دنبال یک دوره پنج ساله تاریخی گمشده می گردد. در مسیر کمک به این دختر، قهرمان داستان نیما زند کریمی سراز کاخ نیاوران در می آورد وبه دنبال سرکشیدن یک فنجان قهوه تلخ، سفری در زمان را شروع می کند و به همان پنج سال گمشده در تاریخ می رسد. در این سفر نیما زند کریمی به  دربار جهانگیرشاه در تهران وارد می شود.

سیر حوادث فیلم،  معلم تاریخ را در منصب مستشاری دربار می نشاند. 25 قسمت اول مجموعه  در قالب داستانی با محوریت نیما زند کریمی ، به توصیف وضعیت دربار و مناسبات درباریان با هم می پردازد. مدیری به زبان طنزبه شکلی هوشمندانه و ظریف  به بیان بسیاری از مشکلات و نابسامانی های جاری جامعه  می پردازد که از یک طرف ریشه های فرهنگی دارد و از طرف دیگر در دربار جهانگیرشاه رنگ و بوی سیاسی می گیرد. رفت و برگشت های مکرر به زمان حال و گذشته در عین اینکه دستمایه جذابی برای ادامه داستان است، به این نکته ظریف اشاره دارد که مثل اینکه خیلی از خصوصیات و ویژگی هایی که ریشه در فرهنگ جامعه دارد، در گذر زمان هم تغییر چندانی نمی کند.  مثلا پاچه خواری مدرن برای رسیدن به پول و قدرت اگر از پاچه خواری قدیمی و سنتی جلوتر نباشد، عقب تر نیست و همین است داستان بقیه رفتارها و مناسبات ناسالم و ناخوشایند.

زنان قهوه تلخ اما داستانی جالب تر دارند.نگاه طنزآلود  مهران مدیری چون به زنان درباری می رسد، در نشان دادن خصوصیات ناپسند و زننده در مورد این زنان هنرمندی بیشتری به خرج می دهد.

زنان قهوه تلخ، فرقی ندارد چه باشند، ایرانی یا خارجی(کاترین روسی و فخر التاج ایرانی)، جوان یا میان سال( لعبت و مادرش)، فرنگ رفته یا فرنگ ندیده(نازخاتون و مادرش)، شاهزاده  یا خدمتکار(قیصر وکبوتر) و حتی مدرن یا سنتی(زیبا و بقیه زنان)، به هرحال چیزی جز لباس و آرایش و ظواهر امور برایشان مهم نیست، چشم وهمچشمی و تجمل گرایی و ظاهربینی در میان شان غوغا می کند و  در سطحی نگری و کوته بینی و بخل و حسادت و تنگ نظری دست مردان فیلم را از پشت بسته اند. زنان در این مجموعه جز به طلا و لباس و گاهی هم قدرت شوهران و وابستگان شان به چیزی فکر نمی کنند و بها نمی دهند. عواطف و تعلقاتی با همسر، خواهرو حتی دخترشان ندارند و اگر هم اندکی دارند، آن را به راحتی فدای جاه طلبی ها و زیاده خواهی های خود می کنند. بازار پزدادن، فخر فروشی، سخن چینی، شایعه پراکنی و غیبت و دو به هم زنی، دروغ و فریب و …در میان آنها گرم  گرم است و در این میدان زنان قهوه تلخ با هم مسابقه و رقابتی جانانه و دائمی دارند.

نگاه دختران فیلم به ازدواج همانقدرسطحی و کوته نظرانه است که نگاه زنان فیلم به شوهرداری و راه های حفظ شوهر. بداخلاقی و بدرفتاری زنان قهوه تلخ حد ندارد، تا جایی که فخرالتاج در مواجهه با موضوع هوویی که خواسته او را از میدان بدر برد، به قتل شاه دست می زند.

اما زنان قهوه تلخ از دید مردان مجموعه، مخصوصا مردان مهمتر مثل جهانگیرشاه، تنها به واسطه زیبایی و فریبایی و پسرزایی مهم می شوند و قابل توجه.
نازخاتون به عنوان درس خوانده ترین زن این مجموعه، بغایت ساده لوح و ظاهر بین است.  لعبت هم که همه عمرش را در اندرونی بسر برده و شاعری هم می کند، موجودی سفیه و خیالباف بیشتر نیست. فخرا لتاج که ملکه دربار است هیچ اثری از درایت و کیاست ندارد، در عوض در نهایت خاله زنک بودن و  بخل و حسد به تصویر درمی آید که براحتی هم آدم می کشد و هم دستور آدمکشی می دهد. قیصر به عنوان زنی که معارض قدرت سیاسی شاه است، در کمال بلاهت و دمدمی مزاجی و هوسبازی تصویر شده است . حتی شخصیت کبوتر که خدمتکار دربار است در اوج بدجنسی و سخن چینی و فضولی و… نشان داده شده است.
در یک کلام زنان قهوه تلخ نوعا سبک مغز، سطحی و ظاهر بین هستند، از خود نه فکری دارند و نه عرضه ای، غالبا منفعلند و ابزار دست مردان  و هر حرف و حرکت شان به شکل فاحشی مسخره و کوته بینانه به تصویر کشیده می شود.
مهران مدیری تأکید دارد که این زنان با همه خلقیات ناپسند و رفتارهای زننده ای که دارند، 200 سال هم که بگذرد و به اصطلاح مدرن و امروزی هم که بشوند، همان هستند که بوده اند.  در قهوه تلخ  زن امروزی فرقش با زن 200 سال پیش فقط عوض شدن شکل سرگرمی و مدل لباس و آرایش و … است. سطح فهم و شعور او فرقی نکرده . دل مشغولی هایش  کماکان ظاهرآرایی  است و شکل و قیافه و  … کارش هم پزدادن و فخر فروشی و … این است که وقتی نیما زند کریمی از کار فرهنگی در دربار برای زیبا خانم حرف می زند، او فقط از حرفهای او انواع مانیکور و پدیکور و …  را می فهمد و بس.

خلاصه کلام اینکه در مجموعه قهوه تلخ هم مثل خیلی از فیلم ها و سریال ها، زنان تصویری  مخدوش و کج و کوله دارند؛ تصویری که انصافا نه با زن سنتی دیروزی این جامعه مطابقتی دارد و نه با تصویر زن امروزی ایرانی و نه حتی تاریخ ازعموم زنان درباری چنین شکل و شمایلی رسم کرده است.

یعنی باز هم زنانی که محصول نگاه و تصویرپردازی مردانند  در هیأت کارگردان و نویسنده و  در اثر هنری  مورد  داوری و ارزیابی نامنصفانه نویسنده هستند و مورد اجحاف و بی مهری کارگردان.

دست گل شان درد نکند .

فرزانه  م/انتهای متن/