ارزش هر انسان، به اندازه درد و رنجی است که تحمل کرده

روزهای آخر خرداد یادآور دو فقدان بزرگ است: فقدان دکتر علی شریعتی در 29 خرداد 1356 و شهادت دکتر مصطفی چمران در 31 خرداد 1360. دو نوشته “ارزش هر انسان ، به اندازه درد و رنجی است که تحمل کرده” و ” دختری که پوشش خود را انتخاب می کند”از این دومرد از این دو بزرگوار است و به یاد ایشان.

20

سرویس اجتماعی به دخت/

دانش آموز ممتاز دبیرستان دارالفنون، دانشجوی ممتاز رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، فوق لیسانس از دانشگاه تگزاس، دکترا در رشته فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی ،پدر چهارصد و پنجاه یتیم در مدرسه جبل عامل لبنان،   وزیر دفاع کشور، نماینده امام خمینی در شورای عالی دفاع، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، موسس ستاد جنگ های نامنظم، چریک  نقاش ( استاد او مرحوم ارژنگی یکی از شاگردان کمال الملک معروف بود) اینچنین با خدا نیایش می کند:

” من اعتقاد دارم که خدای بزرگ ، انسان را ، به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است ، پاداش می دهد ؛ و ارزش هر انسانی ، به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است …

 ” علی ” بزرگ را بنگرید ، که خدای درد است . گویی بند بند وجودش ،

با درد و رنج جوش خورده است .

“حسین ” را نظاره کنید ، که در دریایی از درد و شکنجه فرو ریخته است …

و ” زینب کبری ” را ببینید ، که با درد و رنج ، انس گرفته است .

درد ، دل آدمی را بیدار می کند ؛ روح را صفا می دهد ؛ غرور و خودخواهی را ، نابود می کند ؛

نخوت و فراموشی را از بین می برد  و انسان را متوجه می کند …

درد ، آدمی را بر خود می آورد .”

دختری که پوشش  خود را انتخاب می کند

دهه چهل و پنجاه، دهه تحولات فکری و فرهنگی وسیع در جامعه ایرانی بود. هم کمونیسم با قوت بر افکار نسل جوان آن دوره  اثر گذاشته بود و هم مدرنیته یا غربزدگی . تفکر دینی از هر دو سو مورد حمله و چالش بود. در آن روزها دکتر علی شریعتی به عنوان یکی از متفکرین دینی در مقابله با این دو موج تلاش بسیار کرد. به بهانه روزهای آخر خرداد که سالگرد وفات اوست، نگاهی می کنیم به حرف هایی که در مورد دیندار کردن نسل جوان داشت :

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است ، این است که مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف دیگرش باد می کنند !

توصیه هایی که به نسل جوان می کنند اینطوری است .

درست مثل این است که طبیبی – یا به هر حال آدمی – دائم به کسی که لبش زخم شده یا صورتش جوش زده بگوید که « جوش نزن » و « زخم نشو » ؛ و بعد هم بگوید که به طور مثال «زخم شدن دهن فلان بدی را دارد ؛ جوش صورت فلان قدر بد است» !

این – اگر چه درست است – اصولا” چه تاثیری دارد ؟ چه می خواهد بشود و بعد چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟

به جای این صحبتها باید فهمید چه عواملی باعث شده که این جوشها در زندگی روحی این بچه و این نسل بوجود آمده ؛ آن ریشه ها را باید یافت.

تجربه نشان می دهد که به عنوان اینکه دین فلان چیز را می گوید ، نمی شود حجاب را بر زن تحمیل کرد  و عبادت را بر پسر تحمیل کرد ، مگر اینکه یک آگاهی انسانی پیدا کند ، و این ها نماینده یک طرز فکر باشد.

آیا در عوام ما پوشش اسلامی به عنوان یک طرز تفکر خاص است؟

نه ، طرز تفکر خاص نیست ، بلکه به عنوان تیپ خاص است ، که در آن مومن دارد ، فاسق دارد ، بد اندیش دارد ، خوش اندیش دارد ، خلاصه همه جور آدمی دارد !

البته حجاب غیر از چادر است ؛ چادر فرم است.

اصل قضیه این است که ، این دختری که الان می خواهد پوشش را انتخاب کند ، انگیزه اش چیست؟

معمولا انگیزه این است که ” مادرم همینطور بوده ، خاله ام همینطور است ، محیطمان همینطور است”.این ، یک لباس سنتی است .

بنابر این شما طرز فکر بچه ها را عوض کنید ، آنها خودشان پوشش را انتخاب خواهند کرد ؛ شما نمی خواهد مدلش را بدوزید و تنش کنید ! او خودش انتخاب می کند. شما را بطه عاشقانه بین او و این عالم وجود برقرار کنید ؛ او خودش به نماز می ایستد . هی به زور بیدارش نکنید !

 /انتهای متن/