زنان همراه با بعثت پیامبر

زنان در بعثت آخرین فرستاده خدا نقشی بزرگ داشتند. از نقش آمنه مادر پیامبر، حلیمه مادر رضاعی او و هم نقش دلسوزانه و مادرانه فاطمه بنت اسد کم وبیش شنیده ایم. از نقش بزرگ خدیجه(س) و فاطمه زهرا(س) در حادثه بزرگ بعثت هم می دانیم.اما نقش های دیگری را که زنان در مسیر بعثت در کنار پیامبر اسلام آفریدند، چقدر می شناسیم؟

4

سرویس فرهنگی به دخت

مردی با چهار مادر

پیامبر اسلام چهار مادر داشت:

آمنه پاک که او را زاد؛

حلیمه سعدیه که او را شیرداد؛

فاطمه بنت اسد که مادرانه او را در خانه اش پذیرفت و پرورید؛

و فاطمه زهرا (س) دختری که در نبود مادر، برای یاری پدر در اوج سختی هایی که در راه انجام رسالت  جسم و جان پیامبر را می آزرد، “مادر پدر” گشت.

 

مردی که مأموریت داشت راه خدا را تا آخر دنیا به آدمها نشان دهد؛

مردی که به “رحمة للعالمین”(منبع بیکران مهر ورزی برای همه جهانیان) لقب یافت؛

مردی که خود می گفت که برای اتمام همه بزرگواری های اخلاقی برانگیخته شده است؛

مردی که در بزرگی دل و وسعت نظر و بخشیدن و گذشتن سرآمد همه آدمیان بود که از اول تا آخر دنیا خلق شده اند؛

مردی که از همه پیامبران بیشتر از مردمانش آزار دید و هرگز لب به نفرین نگشود؛

این مرد دامان پرمهر چهار مادر را دیده بود؛

و مهرورزی و دوست داشتن و عشق را  از چهار مادر آموخته بود.

آغاز بعثت

در آغاز بعثت پیامبر یگانه همراه او که با مال و جان و همه اعتبار و نفوذ خویش به یاری پیامبر شتافت، خدیجه(س) همسر او بود . به نقل همه مورخان، حضرت خدیجه نخستین کسی بود که به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آورد  و شریک همه دشواریهای بعثت بود تا هنگام رحلت .

ادامه راه

یکی از دشوارترین مراحل دوران زندگانی رسول خدا ، سیزده سال ابتدای پیامبری او در مکه بود. در این دوران  زنان از پیشگامان ایمان به اسلام بودند.  سمیه به همراه همسرش یاسر( پدر و مادر عمار) اولین شهید در راه اسلام بودند. همراهی دختر کوچک پیامبر فاطمه(س) با وی در سختی های این دوران بود که لقب “ام ابیها” را برای او به ارمغان آورد.

زنان دیگری هم  بودند که به سبب اسلام آوردن، شکنجه های فراوانی را تحمل کردند . حتی زنانی در خانه های برخی از بزرگان مشرکین اسلام آوردند. دختر ولید بن مغیره همسر صفوان بن امیه و ام حکیم همسر عکرمة بن ابی جهل در همان محیط شرک آمیز و خانواده کفر آلود به رسول خدا صلی الله علیه و آله ایمان آوردند.

زنان مهاجربه حبشه

کفار قریش اذیت و آزار بر پیامبر و مؤمنان را از حد فزون کردند. برای رهایی از این وضع، پیامبراکرم به  تعدادی از مسلمانان دستورمهاجرت به «حبشه» را صادر کرد که در میان آنان، تعدادی از زنان مسلمان مانند: اسماء بنت عمیس همسر جعفر طیار، ام سلمه همسر ابوسلمه، و سهله همسر ابوحذیفه بودند که در کنار جعفر طیار «پیام اسلام» را به سرزمین حبشه و پادشاه آن رساندند. در کتاب‌هاي سيره آمده است که در هجرت اول به حبشه يازده مرد و چهار زن شرکت داشتند.

در هجرت به مدینه نیز زنان بزرگ و پرشماری پیامبر را همراهی کردند.

اما زنانی هم بودند که از مسافت های دور نزد پیامبر آمدند. از جمله اين زنان آن بانوي اصفهاني بود که پيش از سلمان فارسي ،  به محضر پيامبر(ص) رسيد و اسلام آورد و راهنماي سلمان فارسي براي رسيدن به پيامبر شده بود و به  «ام ايمن» ملقب شد. او پياده و بدون زاد و توشه  تنها در گرماي طاقت‌فرساي بيابان، راه مکه و مدينه را پيمود تا به پيشگاه پيغمبر رسید.

زنان پیشگام بیعت

مردم مدینه در ایام  حج شنیدند که پیامبری ظهور کرده است و مردم را به خدا و دین توحیدی دعوت می کند. پس  در سرزمین منا با او ملاقات کردند  و با شنیدن آیات قرآنی، به پیامبر ایمان آوردند و با وی بیعت کردند. در میان این بیعت کنندگان، تعدادی زن هم بودند که با پیامبر در حمایت از وی هم پیمان شدند و آن حضرت بیعت همه ایشان  را پذیرفت.

در مسیرهجرت تاریخی پیامبر به مدینه هم اتفاق جالبی افتاد. این هجرت که سرآغاز حکومت اسلامی بود، با همراهی زنان انجام گرفت. گفته اند که در راه مکه به مدینه که بیابانی وحشی بود، حضرت در این سفر، به خیمه زنی به نام «امّ معبد» رسید و از آن زن غذا خواست. امّ معبد که غذایی نداشت از پیامبر عذرخواهی کرد. اما پیامبر درخیمه  گوسفند لاغری  را دید. فرمود: چرا این گوسفند این گونه  است؟ ام معبد گفت: به سبب بیماری همراه گلّه نرفته است. حضرت پرسید: این گوسفند شیر دارد؟ زن گفت: این گوسفند بیمار است شیری ندارد. پیامبر فرمود: اجازه می دهی تا من گوسفند را بدوشم؟ زن گفت: اگر شیری دارد، آن را بدوش!

پیامبراکرم دعایی خواند و با ذکر «بسم الله» دست به پستان گوسفند کشید. شیر از پستان گوسفند سرازیر شد . حضرت ظرفی شیر به  ام معبد ظرفی هم به  دیگران داد و خود نیز نوشید. آنگاه  همه ظرف ها را از شیر پرکرد. ام معبد با دیدن این صحنه، ایمان آورد و با حضرت  بیعت کرد.

کلا زنان در دو مرحله با پيامبر اکرم(ص) بيعت کردند. نخست قبل از هجرت که از ميان 70 بیعت کننده که مسلمان شدند سه تن زن بودند. اين بيعت به نام «بيعت عقبه» در تاريخ ثبت شده است.

بيعت دوم زنان پس از هجرت انجام گرفت و در اين مرحله زنان به طور رسمي با رسول خدا(ص) بيعت کردند. برای این منظور پيامبر اکرم(ص) دستور فرمود تا ظرفي پر از آب آوردند و مقداری عطر در آب ريختند.  سپس حضرت دست خود را در ميان  ظرف گذاشتند و آيه‌اي را که مواد اين پيمان را در برداشت تلاوت فرمودند و آن‌گاه از جا بلند شده و به زنان گفتند که هرکس حاضر است با شرايط يادشده با من بيعت کند، دست در ميان ظرف آب کرده و وفاداري خود را به اين مواد اعلام کند.

مواد ياد شده که رسول خدا(ص)  پذیرفتن آن را شرط بیعت زنان می داند،  در قرآن کريم چنين آمده است:

“اي پيامبر، وقتي که زنان مي‌آيند تا با تو بيعت کنند که هرگز شرک به خدا نياورند، سرقت و زنا نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسي افترا و بهتان نبسته و فرزند را به ديگري نسبت ندهند و با تو در امر نيک و معروفي مخالفت نکنند، با اين شرايط با آن‌ها بيعت کن و برايشان از خدا آمرزش بخواه”

زنان این  شرايط را با پذیرفتند و با رسول خدا(ص) بيعت کردند. گفته اند که فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علي(ع)  پيشاهنگ اين حرکت بود.

زنان در صف استقبال

مدینه برای ورود  کاروان پیامبر آماده بود و زنان و دختران مدینه با  اشعار و سروده های زیبا در صف اول استقبال از این کاروان بودند :

“ماه از طرف سرزمین ثنیةالوداع بر ما طلوع کرد.

تا زمانی که کسی دست به دعا برمی دارد، شکر خدا بر ما واجب است.

ای پیامبر که در میان ما بر انگیخته شدی! آنچه را که از طرف خدا برای ما آوردی، با جان و دل می پذیریم و تو را اطاعت می کنیم.”

 

مشورت با زنان

پیامبر به سفارش قرآن با مسلمانان در خیلی از امور مشورت می فرمود . زنان هم در شمار این مشورت شوندگان بودند.

رسول الله(ص) در ماجرای  صلح حديبيه با «ام سلمه» همسر خويش مشورت کرد و با توجه به نظر او مشکلی مهم را حل کرد. جريان از اين قرار بود که رسول خدا(ص) در مدینه پس از دیدن یک رويا  از مسلمانان خواست تا برای زیارت کعبه مُحرم و به همراه او به سوي مکه روان شوند.

در محل حديبيه مشرکان مکه راه را بر پیامبر و مسلمانان بستند. پیامبرناچار به آنها مذاکره کرد و نهایتا با  آنان پيمانی بست که بر اساس آن  قرار شد  مسلمانان آن سال بازگردند و سال ديگر براي حج عازم شوند. پس از بستن پیمان، رسول اکرم(ص) از مسلمانان خواست که با قرباني کردن و تراشيدن سر از احرام خارج شوند و برگردند. مسلمانان به این حکم اعتراض کردند. پیامبر سه بار درخواست خود را تکرار کرد و هيچکدام اطاعت نکردند. رسول خدا(ص) با اندوه  به نزد ام سلمه رفت و مسأله را با او در ميان گذاشت. ام سلمه که زني خردمند  بود، گفت: شما با کسي سخن نگو، خود خارج شو وقرباني کن و سلمان را صدا کن سرت را بتراشد.

رسول الله(ص) چنين کرد و مردم نيز اطاعت کردند و از احرام خارج شدند و برگشتند.

زنان مجاهد

پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه مرحله جهاد برای تثبیت حکومت در مقابل دشمنان هم آغاز شد. زنان در عرصه جهاد هم همسر و برادر و فرزند خود را برای جنگها آماده می کردند و هم خود در بسیاری از جنگها از جمله جنگ «احد» برای کمک به مجاهدان حضور داشتند و با رساندن آب و غذا و شستن لباس ها و یا پرستاری مجروحان سپاه اسلام را یاری می دادند.

حضرت فاطمه زهرا(س) در این جنگ حضور داشت.

 هند همسر عمرو بن جموح، هنگامی که دید جان رسول خدا صلی الله علیه و آله به خطر افتاده، به فرزندش دستور می دهد تا با کفار بجنگد.

 

نسیبه مجاهد

امّ عمّاره (نسیبه)، از اولین بیعت کنندگان با رسول خدا  بود. وی از زنانی بود که در جنگ احد حضور داشت و به رزمندگان آب می رساند و به مداوای مجروحان می پرداخت. در این جنگ هنگامی که دشمن، شایعه کشته شدن رسول خدا را پخش کرد، بیشتر مسلمانان فرار کردند و پیامبر را تنها گذاشتند.. نسیبه در این هنگام  مشک آب را زمین انداخت و با شمشیر به دشمنی که برای کشتن پیامبر حمله ور شده بود، حمله ور شد و از جان پیامبر دفاع کرد و در این راه، زخم های زیادی برداشت. وقتی پیامبر این وضع را دید، فرزندش عبدالله را صدا زد و فرمود: زخم مادرت را ببند.

ام عمّاره می گوید: فرزندم زخم مرا بست و من دوباره از رسول اکرم دفاع کردم. سرانجام از حضرت خواستم برای من دعا کند و از خدا بخواهد که ما را در بهشت رفیق رسول خدا قرار بدهد.  رسول خدا هم دعا فرمود: ” خدایا! آنان (خانوادة ام عماره) را رفقای من در بهشت قرار بده”.

او با شنیدن دعای رسول خدا عرض کرد: دیگر از مصیبت هایی که به من رسیده، هیچ باکی نیست.

زنان انصار

زنان مسلمان درحکومت اسلامی در زمان پیامبر نقش  پشتيباني معنوي و مادي  داشتند.

مثلا هنگامي که مهاجرين به مدينه رسيدند به دستور رسول(ص) به عنوان مهمان به خانه انصار وارد شدند. “ام شريک” که زني غني و توانگر بود، از کسانی بود که مهمانان رسول الله(ص) پذيرايي می کرد. زنان انصار  نقشی اساسي در استقرار مهاجران در مدينه و تثبیت حکومت اسلامی داشتند.

فرزانه م/انتهای متن/