الگو بگیریم یعنی چه کار کنیم؟

دهه های فاطمیه آمد و رفت. روز زن و میلاد حضرت زینب هم همین طور. از همه جا صدا و سیما و منبر و … بسیار شنیدیم که باید این دوبانوی بزرگوار را الگوی خودمان بدانیم. اما هیچ کس نمی گوید چگونه؟

6

سرویس اجتماعی به دخت/

 ما مردم ایران با همه وجود به مقدسات مذهبی مان عشق می ورزیم. ائمه اطهار و معصومین را با تمام وجود دوست داریم. مخصوصا  دختران و زنان ایرانی در توسل و نذر و مجلس بر پاکردن و … سرآمدند. اما وقتی صحبت از این می شود که در سبک و نوع زندگی مان  باید ائمه معصومین  را سرمشق خودمان کنیم، می مانیم که یعنی چه ؟ چطور باید از  حضرت زهرا و حضرت زینب- درود بر هر دوی ایشان- سرمشق بگیریم. نمی دانیم. چرا؟

سرمشق یعنی چه؟

کلاس خط یا نقاشی رفته اید؟ وقتی قرار است خط خوشی را یاد بگیرید، استاد به شما سرمشق می دهد و شما با دقت به حرکات  دست او و طرز نوشتنش نگاه می کنید. بعد تمرین می کنید . کسی که خط خوشی ندارد، به سادگی خط خوش پیدا نمی کند. استاد می خواهد و سرمشق و تمرین و زحمت و …

یعنی اینکه وقتی می خواهیم از کسی سرمشق بگیریم، باید با او نزدیک شویم، خودش و کارهایش را بشناسیم.

حالا ما حضرت زهرا و حضرت زینب را چقدرمی شناسیم؟

دراین مورد جوانها حرف هایی دارند.

بهاره 25 ساله دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق است او هم از ضعف دستگاههای فرهنگی می گوید و هم اشاره ای هم به ضعف دستگاههای آموزشی دارد:

“چندین سال در مدرسه درس می خوانیم و بعد از آن وارد دانشگاه می شویم، اما هیچ کتابی در این دوران به ما معرفی نمی شود که جذاب باشد و ما بتوانیم شخصیت این بانوان را به طور جدی بخوانیم و در زندگی  استفاده کنیم.”

رضا  دانشجوی سال آخر گرافیک نظری متفاوت دارد:

“متاسفانه جامعه و مسئولان  همیشه از ما خواسته اند که برای معصومان گریه و زاری کنیم. هیچ گاه رشادت ها ی آنان را برای ما بزرگ نمی کنند  و کمتر می دانیم که آنان در زندگی شخصی شان و در جامعه چه رفتاری داشتند. علاوه بر این منابع و کتب لازم برای شناخت امامان بسیار کم است و ما نمی دانیم به چه مرجعی مراجعه کنیم  “.

منابع کافی و مناسب

آیا در این زمینه منابع مناسب هست؟ ممکن است نداشتن منابع خوب و مناسب باعث نشناختن ائمه شده باشد؟

به گفته رجبی کارشناس مذهبی  شیعیان همیشه در طول تاریخ در اقلیت بودند. بسیاری از حکام که وارد سرزمین ما می شدند، از این موضوع سوء استفاده کردند و بسیاری از کتب مذهبی شیعه را به آتش کشیدند.”

البته به اعتقاد خیلی از مورخان هم با وجودبه آتش کشیده شدن کتابخانه شیخ طوسی در بغداد به دست سلجوقیان که بسیاری از منابع غنی شیعه را از بین برد و همچنین  به آتش کشیده شدن  کتابخانه ای  در ری از سوی سلطان محمود غزنوی و از بین رفتن بسیاری از کتابهای دیگر شیعه، باز هم با همان منابع  تاریخی باقی مانده، ما امکان داشتن منابع خوب برای جوانان داریم.

یعنی علمای دینی اندک آثار باقی مانده را  توانستند به خوبی حفظ کنند و در نتیجه ما می بینیم سخنان حضرت فاطمه(ص) و دیگر امامان و معصومان بزرگوارمان در عرصه های مختلف جمع آوری شده است.  اما همین مباحث جمع آوری شده هم به صورتی است که تنها از سوی افراد خاص پیگیری می شود. مردم بیشتر دوست دارند که مباحث قابل فهم را دنبال کنند وکمتر جوانی علاقمند به پیگیری  موارد علمی  و فلسفی  است.

بسیاری از کارشناسان فرهنگی معتقدند که  مباحث مربوط به زندگی ،اعتقادات و زندگی عملی  ائمه به زبان مناسب و جذاب برای جوان امروزی بیان نشده است.  متأسفانه  بسیاری از کتب دینی،  خاص اهل علم است و دختر و پسری که می خواهند از این کتابها برای زندگیشان چیزی برداشت کنند،  با خواندن آن کتاب ها دچار سر در گمی می شوند.

 مریم 23 ساله معتقد است: “متأسفانه مسئولان فرهنگی ما منابع درست علمی را به ما معرفی نکردند. همین موجب شده تا ما جوانان اطلاعات بسیار کمی در باره بانوان بزرگ اسلام داشته باشیم  “.

رجبی  این موضوع را تاکید می کند  و می گوید :”وقتی راجع به امام حسین(ع) و مباحث فلسفی و معرفتی ایشان صحبت می کنیم بیینده و شنونده ما کمتر است، اما زمانی که بحث به سمت عاشورا و حوادث دلخراش آن می رود  همه علاقمند به پیگیری موضوع هستند چراکه ما آن مباحث را به زبان قابل فهم مطرح می کنیم.. هم اکنون صحیفه سجادیه وجود دارد، اما چقدر از مردم به سمت آن می روند تا کسب معرفت کنند؟ این بی علاقگی هم تقصیر عامه مردم نیست، ما اهل فن و مذهب نتوانستیم مباحث را به خوبی در جامعه نهادینه کنیم. نتواستیم موضوعات سخت فلسفی و دینی را با زبان ساده به مردم آموزش دهیم.”

 

آموزش دینی که  دین گریز می کند

بسیاری از کارشناسان مذهبی نسبت به سیستم آموزش و پرورش در قبال آموزش عربی و درس تعلیمات دینی  خرده می گیرند و معتقدند که وزارتخانه ای به این مهمی نتوانسته کارکرد پرورشی و آموزشی  خود را برای کودکان و نوجوانان به خوبی انجام دهد.

 دکتر رجبی با مثالی توضیح می دهد :”همه می دانیم که رژیم طاغوت دین ستیز بود، بنابراین برخی از روحانیون و مذهبی های مجاهد در سیستم آموزش و پرورش طاغوت نفوذ کردند تا درس تعلیمات دینی را برای کودکان و نوجوانان تاثیرگذار آموزش دهند. این احساس مسئولییت در افرادی همچون شهید بهشتی و آقای باهنر بیشتر از بقیه افراد بود. روحانیون و افراد مطلع  در آن زمان درک کردند که باید مباحث دینی برای فرزندانمان قابل درک و شیرین باشد  و یک سری از روایات هم  به خوبی و با زبان ساده در کتاب دینی نوشته شد.  اما بعد از پیروزی انقلاب در برخی موارد افرادی مثل عبدالکریم سروش نوشتن این کتابها را  به دست گرفتند که درآموزش مباحث دینی برای کودکان و نوجوانان از زبان فلسفی استفاده کردند. خود این هم موجب دین گریزی برخی از جوانان شد. یکسری از مباحث سنگین و غیر ضروری فلسفی در کتاب دینی که نوجوان نفهمیده آن را حفظ می کند . متأسفانه کتاب های دینی که هم اکنون هم در مدارس تدریس می شود، قابل فهم نیست.”

وی تأکید می کند:” واقعا برای من سؤال است چطور 30 سال پیش همه اهل دین و مذهب برای آموزش دینی به جوانها و نوجوانها  احساس مسئولیت می کردند،  اماالان  همه خودشان را کنار کشیدند و کار به افرادی سپرده شده که به هیچ عنوان از مباحث دینی اطلاع درستی ندارند .همین سیستم آموزش و پرورش است که کودک ما را باید اهل دین و علاقه مند به مباحث دینی بار  آورد. اگر از این نقطه کوتاهی کنیم، دیگر امیدی به فردای این کودک نیست. درس عربی هم همین گونه است. ما عربی را به این دلیل می خوانیم که زبان کتاب دینی ماست.  اما به خاطرنحوه  پرداخت غلط مسئولان امر کودکان ما از درس عربی فراری شدند. عملا  آنقدر که علاقمند زبان انگلیسی هستند، علاقه ای به عربی ندارند باید در این باره چاره اندیشی شود.”

 

حرف آخر

دختران و زنان ما از شخصیت و زندگی دوبانوی عزیز زهرا و زینب(س) چیز زیادی نمی دانند. جامعه ما هم نمی داند.

 فاطمه دختری که عشق پدر بود و امید همسر؛

او که پیامبر از او بوی  بهشت می شنید؛

بانویی که برکت آسمان و زمین است؛

دختری که در پنج سالگی  مادر پدر شد.

دختری که پیامبر اسلام درهرسفر آخرین نفر بود که با او وداع می کردو در بازگشت اولین کسی که سلامش می داد.شان را می دیدند ؛

او که در رحلت پدر  اول کسی بود که به او پیوست؛

و…

اما این همه در بزرگواری آن بانو و دخترگرامی شان، کافی نیست که ما درس زندگی کردن را از ایشان یاد بگیریم.

 صدها  دهه فاطمیه می آید و می رود و ما نمی فهمیم که فاطمه چگونه فاطمه شد

، نه از مداحی ها و نه از مرثیه ها.

ذکر مصایب زینب(س) در یک روز عاشورا هم به ما نمی گوید که زینب چگونه ز ینب شد.

و با این حال چگونه ممکن است سرمشق گرفتن از آنها که نمی شناسیم شان؟

هدی هاشمی/انتهای متن/