این دنیا چی نیست!…

این البته از خوشبختی های عالم نیست که صداوسیمای جمهوری اسلامی در سال بیشتر از یک یا دو سریال قابل قبول و با کیفیت نمی تواند تولید کند. حالا تولید سریال فاخر که هر دو، سه سال یکبار اتفاق می افتد!!، که دیگر هیچ.

3

سرویس فرهنگی به دخت/

آنوقت تا دلمان بخواهد سریالهایی نازلی با سوژه های مثل عشقهای مثلثی، دعوا بر سر تقسیم ارث و میراث، اختلافات خوانوادگی و… در طول سال ساخته و به نمایش درمی آید که خیلی هایش حتی به لعنت خدا هم نمی ارزد!.

حالا در این آشفته بازار فرهنگی بخش فیلم و سریال صداوسیما؛  یک سریال از شبکه سه در حال پخش است به نام «پشت کوه های بلند». سریالی که نویسنده و کارگردانش برای ساخت آن سه سال وقت صرف کرده و با تفکر و دقت آن را ساخته.

نویسنده و کارگردان «پشت کوه های بلند» امرالله احمدجو است. همان نویسنده و کارگردان دو سریال فاخر «روزی روزگاری» و «تفنگ سرپر» با بازی درخشان مرحوم شکیبایی و خانم ژاله علو. مضامین هر سه سریال تقریبا واحد، و موضوع اصلی هر سه اخلاق گرایی؛ و در کنار آن مسأله زبان و گویش‌های اقوام ایرانی است. خود امرالله احمدجو درباره این مسئله میگوید: «مفاهیم اخلاقی مورد علاقه من، در قالب فانتزی فرصت بیان بهتری پیدا می‌کنند. از طرف دیگر من با ادبیات عامیانه آشناترم و به تاریخ اجتماعی ایران توجه دارم. قصه‌های هزار و یکشب و به خصوص مثنوی معنوی مولانا منبع الهام من هستند و به کمک آن‌ها بهتر می‌توانم نمادسازی خودم را انجام دهم. گذشته از تمام این مسائل، تجربه زندگی در محیط‌های اجتماعی مختلف توجه من را به این سمت سوق داده است.»

سامشاه نفس ما…

در مجموعه پشت کوه های بلند؛ ظاهرا داستان بر محور برشی کوتاه از زندگی یک پادشاه خودخوانده! در زمانی نامعلوم، اما تا حدودی نزدیک به دوران معاصر ایران میچرخد. اما در واقع پادشاه یعنی «سامشاه» نماد نفس سرکش و گناهکار هر انسان است. نفسی که میتواند به تاخت به سمت رذائل اخلاقی بتازد و در این مسیر، دیگرانی را هم با خود همراه کند و از «آشپز» و «میرغضب» گرفته تا «حاکم و پیشکار» را در مسیر زیاده خواهی، طمع، بدخواهی برای خلق الله و… بکشاند.

البته پشت کوه های بلند، داستان نفس عنان زده کسی چون «ریش حنائی» هم هست که دائم الصوم (روزه) و مدافع حق است. آنوقت او در مقابل شخصیت سامشاه، با پیشتازی در مسیر فضیلتهای اخلاقی، دیگرانی را چون «صفرعلی»، «پهلوان ریزه»، «سایه باز» و حتی «تلخک» را با خود همراه میکند و پیروزی نیکی را بر بدی را نشانمان میدهد. دنیا گرایی را تقبیح میکند و از زبان «تلخک» یادمان می آورد که «این دنیا چی نیست…» و دیگر اینکه برای همین هم هست که در هر قسمت از این مجموعه بارها و بارها از زبان صفرعلی این جمله به مخاطب تذکر داده میشود که «آن دنیا نزدیکه، قیامت نزدیکتر» و براساس همین نگاه آخرت گرا، در هر قسمت موضوعاتی چون «نان حلال خوری»-سایه بازی که حاضر نشد که نه از غذای سامشاه بخورد و نه پول سامشاه را بگیرد-، «مقابل وسوسه شیطان ایستادن» -پس دادن پول پیرمرد فوت شده توسط پهلوان به فرزندانش موقعی که از عشق قمرتاج به طمع دزدیدن پولها افتاده بود-، «دوری از تکبر و حرص» -در داستان شاعر پرمدعا- و… سوژه اصلی داستان میشود.

خلاصه مجموعه «پشت کوه های بلند»، مجموعه ای است که پیگیری و دیدن آن هر شب ما را به سمت اخلاق و خدامحوری دعوت میکند و در ضمن لبخند هم به لبمان می نشاند.

و البته در انتها…

خدا قوت آقای احمدجو!

 انوشه میرعشی/انتهای متن/