مقدس ترین عشق

درگستره ادبیات، ادب داستانی یکی از مؤثر ترین آموزه های روان شناختی به شمار می رود وبه دلیل ایجاد هم حسی، همدردی و هماننده پنداری، در ایجاد هویت والگو پذیری، نقش مهمی را ایفا می کند. آگاهی از دنیای دیگران، احساسات واستدلال های آنان، پی بردن به شباهت های انسان ها و آموختن از تجربه های دیگران، بخش کوچکی از دستاوردهای ادبیات، درسلامت یا عدم سلامت درانسانهاست.

12

سرویس فرهنگی به دخت/

این نامه پدریست به پسرش که از یک متن ادبی(که کمی خلاصه شده) گرفته شده است. [1]

“در حضور خانم معلم برادرت، تو به مادرت بی احترامی کردی.اتریکو امید وار هستم که دیگر چنین حرکتی از تو سر نزند و آخرین بار باشد. آن کلمه نا به جای تو مانند تیری به قلب من فرو رفت.من داشتم به مادرت فکر می کردم که چگونه سالیان سال پیش، یک شب تمام، روی بستر کوچک تو خم شده و مراقب نفس کشیدن تو بود. از شدت غم و اضطراب اشک می ریخت. خیال می کرد که تو داری جهان را ترک می کنی. پسرم، تو داشتی مادرت را از خود می رنجاندی و به این دلیل من هم رنجیدم؛ مادری که حاضر است یک سال از عمر سعادتمندانه خود را به تو عطا کند تا تو یک ساعت هم که شده ناراحتی نکشی. اتریکو خوب گوش کن و این را به خاطر بسپار.تصور کن که در زندگی خود روزهای بسیار مشکلی را در پیش داری. بد ترین آنها روزی خواهد بود که مادر خود را از دست بدهی.

اتریکو وقتی بزرگ شدی، وقتی مردی شدی قوی که با مشکلات زندگی روبرو شده و مبارزه می کند، آن وقت آری،هزاران بار مادر خود را به کمک خواهی طلبید. آرزو خواهی کرد که برای یک لحظه هم که شده، بار دیگر صدای اورا بشنوی، آغوش باز او را ببینی تا بتوانی از آرامش و محبت او بهره مند شوی. آن وقت به خاطر خواهی آورد که با او بد رفتاری کرده ای و احساس خوبی نخواهی داشت. از این که روزی باعث رنجش

مادرت ومن شده ای پشیمان خواهی شد و تقاضای عفو خواهی کرد. به خاطره ما عشق خواهی ورزید و آن زمان برای تمام این چیز ها دیر خواهد بود. آن تصویر زیبا و شیرین برایت تبدیل به تصویری غم انگیز خواهد شد،به نحوی که خود را سرزنش خواهی کرد. آری، اتریکو تو باید بدانی که مهر مادر از تمام عشق های جهان مقدس تر است. کسی که آن را پایمال کند، کمتر به احساس رضایت و خوشبختی دست خواهد یافت. حتی یک مجرم هم که برای مادر خود ارزشی قائل است، شرف دارد، چون محبتی در قلبش نهفته است. حتی اگر مهم ترین و عالی مقام ترین فرد عا لم به مادرخود اهانت کند، اعتبار خود را از دست خواهد داد. به یاد داشته باش که دیگر،هر گز نباید کلامی بگویی که باعث رنجش او شود. او تو را به دنیا آورده است واز گزند و آسیب ها حفظ کرده است. اگر بار دیگر کلمه ای نا مناسب بر لبانت جاری شود، نه به خاطر ترس از پدرت،بلکه باید به خاطر ترس از خودت، از او طلب بخشش کنی تا او با بوسه ای آن شرمندگی را از پیشانیت پاک کند.

پسر نازنین من، من تورا بی نهایت دوست دارم.تو بزرگترین امید زندگی من هستی، ولی با این حال چون نسبت به مادرت حق ناشناسی کردی، تا مدتی به طرف من نیا. چون اگر اکنون تو را در آغوش بگیرم و نوازشت کنم، محبتم از ته دل نخواهد بود.

            امضاء پدرت ”   

پدران مدبر،هوشمند وحمایتگر و مسئولیت پذیر چقدر خوب می توانند به بچه ها درس زندگی دهند و در این راه ادبیات می تواند بهترین کمک ها را داشته باشد.


[1]  کتاب “محبت” تألیف ادموندو د آمیچیس -ترجمه بهمن فرزانه

/انتهای متن/