هدیه روز مرد

عمه گوهر برای هدیه روز مرد فکر بکری کرده…مثل همه مشکلات دیگر که حل می کند، خوب هم حل می کند.

9

سرویس ما و زندگی به دخت/

آخر شما بگویید این انصاف است، روز زن که می­شود برای ما گل و روسری و بلوز می خرند. می گویند شما احتیاج دارید. کریستال وظرف بلور می خرند ومی گویند از بس شما لذت می برید از استفاده کردن این ظرفها. طلا هم که می خرند به سال نرسیده پول کم می آورند و اولین چیزی که باید به فروش برسد، طلاست که به خانه فشار نیاید. حالا ما که برای آنها جوراب، زیرپیراهن وبلوز بخریم، هی مسخره می کنند که کشتی بارگیری کرده تو چین، خدا کند به موقع برسد، شما روسفید شوید. جداً ما باید چه کار کنیم؟

زری این را گفت و با حرص دندانهایش را فشار داد به هم یعنی که خیلی عصبانیه.

 اِلی درازه گفت: من که امروز به راننده موتوری که پا به پای ماشین های دیگر ایستاده بود پشت چراغ قرمز، گفتم: به شما تبریک می گویم که در این مدت، بیست ونه موتورسوار از چراغ قرمز رد شدند، اما شما تکان نخوردید. فقط اگر کلاه ایمنی به سر داشتید، شادی ما تکمیل می شد. خواهش می کنم کلاه بگذارید تا تجربه تلخ تصادفی را که شاهد بودم، تکرار نشود.

 لبخند زد وگفت: گرچه هوا گرم است، اما سعی می کنم به توصیه شما عمل کنم. این لبخند او و خنده راننده ماشین ما بهترین هدیه روز مرد بود.

عمه گوهر همچین چپ چپ به الی نگاه کرد که الی زبانش بند آمد وگفت: بد کردم عمه جون!؟

–         این مرده نامزدت بود یا شوهرت که بهش هدیه دادی؟

–         هیچ کدوم. راننده موتور بود پشت چراغ قرمز. من فقط تشکر کردم بابت رعایت قانون…

–         بی خود، به جهنم که تصادف می کرد. تقصیر خودش بود، رعایت قانون هم تشکر دارد؟! …

تاجی برای اینکه فضا را عوض کند، اشاره ای به الی کرد و گفت: حالا عمه گوهر شما چی هدیه می دهی به میرزا؟

عمه نگاه عاقل اندر سفیهی به تاجی انداخت وگفت: تردمیل.

پچ پچی در میان جمع افتاد. همه اندام لاغر وبلند میرزا، شوهر عمه گوهر آمد جلوی چشمشان. عمه که نگاه متعجب ما را دید، گفت: اول اینکه اصل کاری این است که با هدیه نشان بدهند به فکر هم هستند، به فکر خانواده هستند. دوم اینکه مدتی بود به فکر تردمیل بودم تا در خانه ورزش کنم. سلامتی خانوم خانه، پایه سلامتی همه افراد خانواده است. ندیدی مادر که مریض می شه شیرازه زندگی از هم می پاشه؟ این دستگاه را که باید بالاخره می خریدم، الان و به مناسبت خریدم تا در هزینه ها هم صرفه جویی کرده باشم. چه طور وقتی به من لوستر و تفلون هدیه می دهد، به فکر لذت بردن من از زندگیه. خوب من هم تردمیل بخرم، به فکر سلامت خانواده ام دیگه… ! سلامتی خانواده هم مایه خوشحالی میرزاست، نیست؟

همه سر تکون دادند و به فکر فرو رفتند برای محکم کردن پایه های زندگی چه هدیه ای به آقا بدهند؟!!!/انتهای متن/