خانه و کارخانه با هم ویران شد

وقتی کسب و کار از رونق می افتد، از اطرافیان مخصوصا  همسر انتظار مساعدت و همراهی است یا اقدام قانونی ؟اگر چنین شد، چه راه قانونی  پیش پای فرد هست؟

0
 
آقای ش مردی 67 ساله است با موهایی کاملا سفید ولی سالم و سرحال.  با همه مشکلاتی که پشت سر گذاشته، خیلی خوب توانسته با توکل بر خدا هنوز سر پا باشد. خیلی آدم ها با کمتر از این مشکلات خود را می بازند و از پا می افتند. با مدارکی مراجعه کرده که همه دال بر حق بودن گفتارش و حقانیت اوست در مشکل حقوقی ککه برایش پیش آمده است.
خودش تعریف می کند:
 در سال 80 با توجه به مهارت خوبی که در کار های صنعتی داشتم، توانستم مجوز احداث کارخانه ای راجهت ساخت قطعات صنعتی برای کارخانه ای بزرگ و معظم را دریافت کنم. با جمع آوری و مشارکت سرمایه ای از همکاران و دوستان زمین بزرگی خریدم و سوله ای به مساحت بالای 10 هزار متر آماده کردم. همه مجوز های لازم را از اداره کشاورزی و اداره جنگل ها و مراتع منطقه گرفتم برای اینکه زمینی که برای ساخت کارخانه در نظر گرفتم، نه جزو زمین های کشاورزی باشدو نه جزو منابع طبیعی . طبق مدارکم هم   مشخص است که زمین کاربری صنعتی داشته.
به این ترتیب با سرمایه گذاری حدود 600 میلیون تومان در سال 80 ساختمان بزرگ و وسیعی برای تجهیز کارخانه بنا کردم. به محض اتمام ساختمان، با شرکا به فکر تجهیز و تهیه دستگاه های لازم بودیم که شبانه بدون اطلاع به ما که مدیریت کارخانه و مسئول گروه سرمایه گذاران و رئیس هیئت مدیره بودیم، شهردار منطقه برای قلع و قمع ساختمان کارخانه اقدام نمود و آنجا را یک شبه نابود کرد و  عکسهای تخریب کارخانه هم موجود است. طوری تخریب شد که اصلا قابل بهره برداری نبود. بعد ار این خطای شهرداری منطقه، من از شهردار شکایت کردم. شهردار ادعا می کرد که بدون مجوز ساخت و ساز کرده اند ولی مدارک ایشان در دادگاه منجر به محکومیت و بازداشت شهردار شد. ولی متاسفانه ابتدا با تهدید و بعد با وعده و وعید از تخلف شهردار گذشت کردم و رضایت دادم و از شکایت علیه شهردار صرف نظر کردم تا در عوض مسئله جبران خسارت ایشان در کمسیون شهرداری بررسی شده، خسارات وارده را پرداخت نمایند. ولی بعد از گذشت از شهردار، هیچ کجا و در هیچ کمیسیونی به خسارات و مشکلات رسیدگی نشد و هیچ کس پیگیر حقی که ضایع شد
بعد ازآن زمین باقیمانده از کارخانه را یکی از اقوام نزدیکم با دوز و کلک به بهانه این که خسارات شرکا را پرداخت کند فروخت و تا حدودی شرکا را با پرداخت درصدی از سهمشان راضی کرد و بقیه را به همسرم داد و ایشان با پول باقیمانده من، خانه ای برای خود خریدند و با 3 فرزندم رفتند و جدا زندگی کردند. آنها که عادت به سخت زندگی کردن نداشتند حاضر نشدند در خانه ای که بعد از ورشکستگی به سختی توانستم تهیه کنم، زندگی کنند. آنها با کمک برادرشان خانه ای تهیه کردند و با هزینه همان برادر زندگی خوبی برای خود راه انداخته اند و دیگر مرا به خانه راه ندادند و من مجبور شدم به تنهایی در خانه ای که گرفته بودم و یا در خانه مادرم با این سن و سال زندگی کنم. با همه این اوضاع همسرم هر از چند گاهی یک شکایت علیه من مطرح می کند. علیرغم دادخواست تمکین که من داده بودم و همسرم مجبور بود برگردد و با من زندگی کند، ولی استنکاف کرده و نیامد ولی در عوض با کمک وکیل دادخواست نفقه و مهریه و بعد درخواست طلاق داده ولی من حاضر نیستم طلاقش بدهم. درخواست نفقه شان به دلیل عدم پذیرش تمکین رد شد و در حال حاضر درخواست طلاق داده است. سوال من این است که آیا در دادگاه حاضر شوم یا نه؟
پرسیدم: آدرس دقیق شما را داده اند؟
گفت: در پرونده ای که در دادگته بود ورقه ای مثل آگهی روزنامه دیدم. نمی دانم چیست.
گفتم: شاید آدرس شما را نداده اند و به عنوان مجهول المکان اعلام شده اید و احکام را در روزنامه کثیرالانتشار درج کرده اند.
گفت: آدرسم را اصلاح کرده ام.
به آقای ش پیشنهاد شد که در دادگاه طلاق حتما حاضر شود و اظهار کند که مایل به طلاق همسرش نیست. چون اگر حاضر نشود چون وکیلی هم ندارد که از حقوقش دفاع کند، ممکن است دادخواست طلاق همسرش قبول شود و ترک خانه را به وی نسبت دهند. او باید در دادگاه اعلام کند که همسرش از ورودش به خانه مشترک جلوگیری کرده و از حقوقش دفاع کند تا طلاق ممکن نباشد. اگر هم همسر مصر به طلاق بود، با بذل مهریه و بذل هرآنچه در این چند سال از وی در اختیار گرفته، قبول کند و طلاقش بدهد.
البته آقای ش  با تمام وجود می خواهد زندگی مشترکش را حفظ کند. چون بچه هایش را دوست دارد و نمی خواهند از آنها جدا شود.
 
در مورد تخریب اموال و قلع و قمع ساختمان کارخانه، به آقای ش پیشنهاد شد که با تمام مدارک و اسنادی که دارند، به شورای شهر تهران مراجعه کرده و مسئله شهردار منطقه و ضرر و زیان وارده به خود را مطرح کند تا از این طریق  شاید بتواند باز پرونده خساراتش را به جریان اندازد، هرچند دوازده سال از آن گذشته، چون هنوز خسارتی از طرف شهرداری به وی پرداخت نشده، پیگیری اش ممکن است نتیجه بخش باشد. در صورت عدم توجه و رسیدگی از طرف شورای شهر و شهرداری، نهایتا می تواند از طریق قوه قضائیه جریان خسارت وارده به خود را پیگیری نماید.
 
/انتهای متن/