کتاب ها در خانه و کتابخانه خاک می خورند

روز 14 مارس روز جهانی کتاب است و بهانه ای برای این که ببینیم ایرانیان چقدرکتاب می خوانند و عادت به کتابخوانی چرا درایرانیان کم است؟

0

فروغ محمد زاده/

 كتاب خواندن وسعت ديد آدم ها را بيشتر مى كند، وسعت ديد هم مى تواند به حل بهتر مسائل و درك بهتر شرايط زندگى كمك كند اما به راستی در دنیای اینترنتی امروز جایگاه کتاب های کاغذی کجاست به نظر می رسد باید سهم بیشتری را به فضای مجازی اختصاص داد؛ حال در این میان ایرانیان در کتابخوانی چه رتبه ای دارند آیا به راستی آمارهای تأسف بار از متوسط ساعت مطالعه در ایران صحیح است.

بگذريم از آمارهاى درست و غلطى كه روز به روز نگرانى جامعه فرهنگى و خانواده ها را در كشور پرنگ تر مى كند. به نظر می رسد براى رسيدن به سرمنزل مقصود كتاب و كتابخوانى راه بسيار داريم و براى رسيدن به اين منزل يك تلنگر به نهادهاى فرهنگى مدرسه و خانواده، لازم به نظر مى رسد.
به گزارش خبرنگار بهدخت، كتاب به دانش افزايى خانواده كمك و زمينه تربيت فرهنگى را فراهم مى كند، اما به خاطر گسترش نيافتن فرهنگ مطالعه، اكنون اين كالاى فرهنگى كارايى زيادى در خانواده ندارد.

نظام آموزشی مطالعه کتاب را تشویق نمی کند
بدون شك چگونگى جايگاه كتاب و مطالعه آن در نظام آموزشى كشور، تعليم و تربيت را طرح و رنگى زيبا يا نازيبا مى بخشد.
درباره اين جايگاه مهم دكتر عليرضا شريفى، پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت معتقد است:
در جامعه ما و به طور مشخص در آموزش و پرورش، كتاب اصلى ترين ابزار انتقال است. در آموزش عالى نيز كتاب محور قرار مى گيرد. بنابراين ظاهراً خروجى نظام آموزشى كشور بايد اين باشد كه نوجوان برحسب عادت گرايش بيشترى به مطالعه پيدا كند اما عكس آن اتفاق مى افتد.
حجم مطالب درسى ارائه شده از اول دبستان تا دوره پيش دانشگاهى در مقايسه با نظام هاى آموزشى كشورهاى ديگر بسيار زياد و متنوع است و آنچه از ارائه حجم بالاى اطلاعات به دانش آموزان نتيجه مى شود، دچار شدن به بيمارى عادت تصويرى است.
در اين شيوه آموزشى فرصت تعمق درباره مطالب ارائه شده به دانش آموز بسيار محدود است و او فقط به اجبار مطالب را طوطى وار مى خواند و حفظ مى كند. روش ارزشيابى ما هم به كمك مى آيد، يعنى ابزار ارزشيابى ما فرآيندمدار نيست.
وی می افزاید: آموخته هاى دانش آموزان پس از ۱۲ سال و به صورت تستى ارزشگذارى مى شود و به جاى توجه به نتيجه آموخته ها، به سطحى نگرى، تعجيل در يادگيرى و فراموشى سريع براى جايگزينى با مطالب و مواد درسى جديد، منتهى مى شود؛ همچنان كه اوج ارزشيابى سطحى را در كنكور سراسرى مى توان مشاهده كرد.
دكتر شريفى خاطرنشان می کند:چون دانش آموز از مطالعه خود لذت نمى برد و به مفاهيم هم عميقاً بى توجه است، فضاى نامطلوب از مطالعه و كتاب در ذهن او نقش مى بندد، به طورى كه پژوهش ها نشان مى دهد كسانى كه در كنكور سراسرى قبول مى شوند، سال ها پس از آن به دنبال مطالعه كتاب نمى روند.

كمتر نوشتن و خواندن، ريشه در فرهنگ شفاهى دارد
عده اى معتقدند كمتر نوشتن و كمتر خواندن مردم، ريشه در فرهنگ شفاهى دارد. در اين باره دكتر شريفى علاوه بر تأكيد بر وجود فرهنگ شفاهى جامعه، حجم بى سوادان و معضلات اقتصادى خانواده را نيز از دلايل كتاب نخواندن مى داند و می گوید: به لحاظ فرهنگى جامعه اى هستيم كه منابع اطلاعاتى مورد نياز خود را نه با مراجعه به كتاب بلكه از طريق سينه به سينه و فرهنگ شفاهى به دست مى آوريم. يك زن ايرانى در ۲۴ ساعت، ۲۴ الى ۲۸ هزار كلمه حرف مى زند. اين آمار براى مردان ۱۴ تا ۱۸هزار كلمه در روز است. يعنى حاكم بودن فرهنگ شفاهى، توجه به مكتوبات را كاهش مى دهد.
وی می افزاید:. مشكلات اقتصادى موجود، پدر و مادرها را به صرف زمان طولانى براى تأمين نيازهاى اوليه خانواده مجبور مى كند و از آنجا كه رفتار آموختنى است تا وقتى پدر و مادرها رفتار مطالعه كردن از خود نشان ندهند، فرزندان آنها چنين رفتارى را بدون مشاهده نمى توانند بپذيرند و درونى كنند.

از آنجا كه رفتار آموختنى است تا وقتى پدر و مادرها رفتار مطالعه كردن از خود نشان ندهند، فرزندان آنها چنين رفتارى را بدون مشاهده نمى توانند بپذيرند و درونى كنند.

فقط به کتاب که می رسند یاد گرونی می افتند
در این بین به سراغ اقشار مختلف رفتیم تا نظر و میزان مطالعه آنها را بدانیم:
مریم ، یک دبیر رشته ادبیات می گوید:مشكلات معيشتي موجود در زندگي مان اكثراً زمان و حوصله مان را ازبين مي برد ، با قيمت هاي گزاف و گاهي با ترجمه هايچ ضعيف و چاپ اشتباه حروف و با سانسور زياد علاقه جهت تهيه و مطالعه كتاب هاي جديد از بين مي رود.
الناز، دانشجوی کارشناسی ارشد برخلاف مریم بیان می کند که مردم از لباسی که مد شده نمی گذرند، از تکلف در مهمانی ها نمی گذرند ولی به کتاب که می رسند یاد گرونی و کار زیاد می افتند! من از شکمم می زنم اما از اینترنت (اکثر تحقیقاتم با اینترنت است) و کتاب نمی گذرم.شاید پنج ساله کفش نو نخریدم اما اطلاعاتم و سوادم هر روز بیشتر می شود و این برای من مهم است.
یاسر، دانشجوی رشته حسابداری معتقد است: موضوع اصلی این است که مردم واقعا نمی دانند چه کتابی باید بخوانند و برای چه باید بخوانند و تا زمانی که به این فهم نرسیم تبلیغات و برگزاری نمایشگاه و غیره کمتر نتیجه خواهد داشت.چه بسیار کتاب که در خانه ها و کتابخانه ها خاک می خورند. باید به آدمها کمک کرد تا هدف برای کتابخوانی پیدا کنند.
سارا ، 30 ساله می گوید: من هر روز دست کم یک ساعت کتاب می خوانم. قبلا به بهانه این که وقت ندارم نمی خواندم ولی بعد دیدم که این یک خود فریبی است و می توان در اتوبوس، در مواقعی که منتظر هستیم، به جای نگاه کردن به برنامه های بی فایده تلویزیون ، قبل از خواب و … کتاب خواند.

کتاب تبدیل به نیاز شود
محمدرضا ، کارمند بانک می گوید: من معتقدم نباید ایراد و تقصیری رو متوجه مردم بدونیم . این وظیفه وزارت فرهنگ است که جریان فکری جامعه رو به سمت ایده های نو هدایت کند، ایده هایی که متناسب با نیاز جامعه باشد؛ اگر کتاب تبدیل شد به نیاز؛ مردم کتاب خواهند خرید.
علی، دانشجوی رشته مهندسی نظر خود را این طور بیان می کند: به باور بنده یکی از تفاوت های اصلی میان جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته میزان مطالعه در آنهاست. مطالعه بهترین ابزار است برای وادار کردن مردم به تحلیل و تفکر و اتخاذ تصمیم درست. در همۀ جوامع کسانی هستند که درک شان از متوسط جامعه بالاتر است و باعث پیشرفت جامعه می شوند و مطمئنا در این قشر سرانه مطالعه بالاتر است. اما اگر در جامعه ای سرانه مطالعه پایین باشد، سطحی نگری رایج می شود و جامعه زود راهش را گم می کند.متاسفانه دربارۀ جامعۀ ایران به نظر می رسد کمبود مطالعه و سطحی نگری فراگیر شده است.

کتاب خریدن حیف و میل نیست
حمید که به عنوان پژوهشگر مشغول به کار است می گوید:من به مقتضای شغلم که پژوهشی است هر روز مطالعه تخصصی به مدت زمان ساعت کاری ام دارم، در منزل و اوقات فراغت در زمینه های زندگی، خانواده ، مدیریت، اقتصاد، بورس و روانشناسی برنامه ریزی و مطالعه می کنم.
خرید کتاب و روزنامه جزو سبد ماهانه مخارج من است و برعکس تفکر اطرافیان اصلا به این کار به مثابه حیف و میل اموال نگاه نمی کنم.
این پژوهشگر علت کمرنگی مطالعه در جامعه ایرانی را روزمرگی جامعه و مبتلا بودن به مشکلات رنگارنگ ، پر رنگ بودن عوامل موثر غیر مطالعاتی در کسب و کار ،غیر کارشناسی بودن فرهنگ سازی مطالعاتی ، تحمیل کتاب های با عدم جذابیت و کارآمدی در طول دوران تحصیلی به دانش آموزان و دانشجویان ،عدم آموزش سبک زندگی کردن به مردم ، عدم آموزش تفکر به مردم ، بی سیاستی در فرهنگ سازی چه توسط والدین و چه توسط جامعه آموزشی و رسانه ای(فرهنگ سازی در قالب خلاقیت، هنر، روان شناسانه و.. انجام نمی گیرد) در کل فرهنگ سازی خشک و به طور مستقیم تحمیل می شود؛ می داند.
یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی و محقق گفت: روزی بیشتر از 10 ساعت کتاب می خوانم، اوقات فراغتم هم با کتاب پر میشه و در حال حاضر کتاب جدیدی نمی خرم و بیشتر از گوگل بوک و سایت های آنلاین می خونم . قبلا شاید 20درصد درآمدم رو صرف کتاب خریدن می کردم ولی الان ترجیح می دم از اینترنت استفاده کنم.

من معتقدم باید در جامعه زمینه های فکری بوجود آورد تا مردم دنبال جواب بروند. وقتی سوالی بوجود نیاد مردم به دنبال جواب نمی روند.این سوال هایی که ایجاد می شوند هم باید متناسب با نیازهای روزمره مردم باشند و نه سوالاتی که مربوط به مسایل بی ربط به جامعه و زندگی مدرن امروزی است .

مردم باید احساس نیاز کنند
فرهاد 23 ساله با بیان این که من حداقل روزی سه ساعت مطالعه دارم حداقل ماهی دوتا کتاب رو می خرم می گوید: دلیل بی علاقگی مردم به کتاب خوانی بالا بودن فشار زندگی در جامعه است چون کتاب خوانی نیاز به تمرکز و راحتی فکر و روان دارد. همچنین فرهنگ کتاب خوانی در بین بزرگتر ها وجود ندارد. بین جوان های ما هم کلا ارزش ها عوض شده من خودم بالشخصه به دلیل کتاب خوانی مورد تمسخر دوستانم قرار می گیرم .شما ببینید که جوانان یک جامعه تا چه حد باید غرق در دنیای فانتزی خود بشوند که حتی این ارزش در نظرشان مسخره باشد.
وی می گوید: یک مسأله دیگه هم هست که در ایران چیزی به اسم تبلیغ کتاب وجود ندارد اگر هم هست در حد خیلی خیلی جزئی است به همین دلیل عامه مردم اصلا نمی دانند امسال چه کتاب های خوبی منتشر شده، چه کسانی این کتاب رو مطالعه کردند و در موردش چه نظرهایی دادند.
حسن با تأکید بر این که به نظر من باید افراد جهت کتاب خواندن نیاز داشته باشند می گوید: فرهنگ شفاهی ما یکی از دلایلی است که نیاز به کتاب خواندن کمتر ملاحظه می شود. وقتی این تصور وجود دارد که نیازهای خود را از طریق صحبت و نگاه کردن به تلویزیون و شبکه های دیگر مجازی پیدا می کنم دیگر نیازی به کتاب یافت نمی شود.

قيمت كتاب در مقایسه با كشورهاى ديگر گران نيست
بالا رفتن سطح سواد و ميزان باسوادان در كشور و امكان دستيابى به امكانات بيشتر، آمار زمان مطالعه را نسبت به سال هاى گذشته افزايش داده است و اين افزايش به گفته كارشناسان كتاب و استناد به آمارها به خوبى در پژوهش ها نمايان است.
مهدى جهرمى، مديرعامل خانه كتاب در اين باره مى گويد: متأسفانه آمار روزآمدى درباره ميزان مطالعه وجود ندارد اما پژوهش هاى صورت گرفته، افزايش را نشان مى دهد.
وى درباره عقيده برخى مبنى بر بالا بودن قيمت كتاب در كشور توضيح مى دهد: قيمت كتاب در کشور در مقایسه با كشورهاى ديگر گران نيست. مبالغى را كه در سال براى كيف و كفش و خوراك و پوشاك هزينه مى كنيم، بسيار بيشتر از قيمت يك كتاب است اما چون جايگاهى براى ورود كتاب در سبد خانواده تعريف نشده، تأمين هزينه كتاب براى برخى خانواده ها دشوار به نظر مى رسد.
به نظر می رسد معرفى منابع مفيد و برگزيده بويژه كتاب هاى منتخب سال در گروه هاى سنى مختلف از طريق رسانه هاى گروهى و ارائه شيوه هاى صحيح مطالعه و خواندن زندگي نامه بزرگان براى فرزندان و تأكيد بر پديده انفجار اطلاعات و لزوم كسب آگاهى در عصر اطلاعات را مى توان در ترغيب و تشويق خانواده و فرزندان به مطالعه مؤثر است.
همچنین به نظر می‏ رسد که ادامه این وضعیت برای هیچکدام از ایرانیان، به ویژه جامعه علمی، خوشایند نیست و باید به فکر چاره بود. به نظر مى رسد كتابخوانى يك رفتار آموختنى است و براى آموختن يك رفتار و درونى كردن آن، بدون شك نمى توان نقش خانواده را ناديده گرفت.

/انتهای متن/