مشاور با مسأله ازدواج مجدد چگونه برخورد کند؟

روش برخورد درست با ازدواج مجدد در مشاوره ها موضوع صحبت این دفعه ماست با دکتر محبوبه آیت الله زاده متخصص روان شناسی آموزشگاهی و فارغ التحصیل دانشگاه ایالتی ایندیانا در امریکا.

0

فرزانه حکمت/

در مورد شروط خوبی که موجب دوام زندگی مشترک می شود، مثالی می زنید؟ – چند سال پیش دوستم به من گفت که دخترعمویش در حال جدایی از همسر خود است و در این مورد از من کمک خواست. با او گفت و گویی داشتم. دختر جوانی بود که اظهار می کرد زندگی خوبی داشته است. منتها در سفری با یک زن جوان که همسر شهید بود آشنا می شوند و بعد می فهمد که این خانم با همسرش ازدواج کرده و بچه هم دارد. من از او پرسیدم که الان چه می خواهی ؟ گفت: می خواهم که او را طلاق بدهد. گفتم: بنظر من کارغلطی صورت گرفته اما راه حلش لزوما برگشت به عقب نیست. الان که این خانم یک بار همسرش را از دست داده و یک بچه هم در این میان هست، نمی شود این کانون خانواده را متلاشی کرد. گفت: اگر شما بودید چه می کردید؟ گفتم: اگر می توانستم برای همسرم شرطی می گذاشتم مثل اینکه این خانم در شهر دیگر یا در قسمت دیگری از شهر زندگی کند یا مثلا فقط دو شب در هفته در خانه او بودن یا این که در جمع صحبت از همسر دوم نکردن و …این شرط ها برای زندگی کردن است. اگر هم نهایتا قرار باشد طلاقی واقع شود، شما باید خودت طلاق بگیری نه اینکه او را وادار به طلاق آن زن کنی .

در واقع توصیه شما در این گونه موارد ملاحظه جمیع جهات را کردن و مخصوصا در نظر گرفتن بچه هاست؟ – دقیقا، سالها قبل دوستی مسن داشتم که هم خودش و هم همسرش از خانواده محترمی بودند. این دوست من متوجه شد که همسرش یک خانم جوان را که از نظر اجتماعی خیلی هم با خود آنها فرق داشت، به عقد موقت خود درآورده است و یک بچه هم دارند. این دوست من که همسر اول بود از شوهرش خواست که آن دختر جوان را به عقد دائم درآورد. دلیلی که عنوان می کرد این بود که بچه پدر و مادر می خواهد. بعدها که بچه دوم این خانم جوان که بی سواد هم بود، به دنیا آمد، دوست من مقید بود که برای هردوی این بچه ها کتاب بخواند، آنها را به پارک ببرد و خیلی کارهای دیگر. یک بار از او پرسیدم: چطور توانستی وقتی فهمیدی همسرت با یک زن دیگر ازدواج کرده، بجای واکنش منفی و حرف ازجدایی زدن، این کارها را بکنی؟ گفت: برای اینکه به هرحال بین ما مودت و مهربانی بوده. بتازگی هم که پس از سالها او را دیدم، پرسیدم: چطورند بچه ها؟ گفت : خیلی خوب و ماهند. او این را بهترین انتخاب برای خودش در زندگی می داند. به همه هم می گوید: دو بچه جوان بجای اینکه مغضوب و منفور شوند به خانواده پیوسته اند. منظورم از طرح این مثال این بود که اگر می خواهیم ازداج مجدد را در جامعه مان برای شرایط بسیار خاص و نادری محدود کنیم، باید نوعی دیگر کار کنیم. باید در تربیت پسران و دختران مان تلاش کنیم. پیامدهای اجتماعی را باید درست تبیین کنیم.تا چند وقت پیش ازدواج موقت برای مردان متاهل در جامعه ما خیلی بد وقبیح بود و اگر هم انفاق می افتاد پنهانی صورت می گرفت اما الان رواج بسیار پیدا کرده و رواجش باعث از بین رفتن قبحش شده است. در مورد ازدواج مجدد هم الان دارد رواج پیدا می کند. در گذشته من کلا خانواده های کمی را در اطرافم می شناختم که دوهمسری باشند اما الان خیلی موارد بیشتری از ازدواج مجدد می بینم. درواقع قبح ازدواج مجدد هم دارد از بین می رود و در این صورت بایستی از نظر قانونی به آن بها بدهند.

به نظر شما مشاورین در برخورد با ازدواج مجدد که غالبا با تقاضای جدایی همسر اول همراه است، چه برخوردی صحیح است؟ – به نظر من بعضی از مشاورین ما نگاه ظاهرا مدرن و تا حد زیادی فردگرایانه به موضوع ازدواج مجدد دارند. در حالی که خیلی خانم هایی که بعد از ازدواج مجدد همسرشان از او جدا شدند، بعدا پشیمان شده اند. من صحبتم این نیست که ازدواج مجدد باید ترغیب شود بلکه صحبت از مشاوره ایست که وقتی که این امر انجام گرفته است صورت می گیرد. در اینجا غیر از تکنیک که خیلی مهم است، نگاه مشاوره و بستر فکری او هم تاثیر زیادی در نوع توصیه و راهنمایی اش به مراجعین دارد. موضوع مهم دیگر در مشاوره امین بودن مشاور است که خیلی اهمیت دارد. یکی از اصول مشاوره همین امین بودن است. باید مطالب مراجعه کننده که خیلی وقت ها برای او راز محسوب می شود، نزد مشاور به امانت و محرمانه بماند.

ولی ما بعضا مشاهده می کنیم که مشاورین خانواده حرفی را از آقا به خانم یا بعکس منتقل می کنند؛ حرفی که مراجعه کننده اصرار کرده نزد مشاور به امانت بماند. – این خلاف اصول حرفه ای کار مشاوره است و در بعضی کشورها مثل امریکا چنین مواردی می تواند موجب باطل شدن امتیاز مشاور شود.

قسمت دوم

مشاوره در کجا کار ساز است؟

/انتهای متن/