قرار نبود مردها نقش های خود را رها کنند

این بار با خانم زهرا یوسف زاده استاد معارف قرآنی در مورد تحولاتی که در خانواده ایرانی با توجه به نقش زنان اتفاق افتاده، صحبت کردیم.

0

فرزانه حکمت/

بعضی صاحب نظران معتقدند( و البته خیلی از افراد معمولی درمیان مردم هم تایید می کنند) که عوض شدن ساختار خانواده و قدرت گرفتن زنان در کانون خانواده که بعد از انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، باعث شد که ریاست پدر در خانواده ضعیف شود و بعد هم بتدریج قدرت از دست زن ها خارج شد و به دست بچه ها افتاد. به نظر این عده وضعیت فعلی ما که دخترها و پسرهای مان مسئولیت پذیربار نیامده اند و قدرت سازگاری با هم را در محیطی مثل یک خانواده جدید ندارند، حاصل این تغییرات است. به نظرشما واقعا این جابجایی نقش ها در خانواده اتفاق افتاده و مشکلاتی را در تربیت بچه ها از جمله دخترها بوجود آورده است؟
– ببینید من درصدی از این جابجایی نقش را قبول دارم اما نمی توانم بگویم این حرف کاملا درست است. چون بعد از انقلاب یک تحول بزرگ در ورود خانم ها به عرصه های مختلف پیدا شد و این تحول در زندگی زن و مرد هم اثر داشت. مسئله جنگ هم مهم بود . البته توجه داشته باشیم که آن زن هایی که همسران شان یا فرزندان شان به جبهه رفتند، اصلا در این زمینه مشکل آفرین نبوده اند. اتفاقاً این گروه از زنان با این که مردها یا فرزندان شان نبودند، ولی بسیار صبور بودند. حتی اینها با این که بظاهر بایستی در بعد اقتصادی نیازمند هم می بودند، ولی همین زنها از باب آن جنبه های ارزشی و حماسی که در جنگ مطرح بود، گروه مهمی را در پشت جبهه تشکیل دادند که از جنگ و جبهه ها پشتیبانی می کرد. این طبیعت دهه اول انقلاب و دوره جنگ بود. اتفاقا این مشکلاتی که امروز ما در عرصه خانواده و جوان ها داریم مربوط به این گروه از خانم ها نمی شود. حتی می خواهم بگویم اگر کار امروز ما به همان شکل آن روز بود، جامعه ما با این مشکلات برخورد نمی کرد. ولی در کل باید گفت که در هر تحولی یک سری امور هم ناخواسته ورود پیدا می کند. مهم ترین عامل این حضور زنان بعد از انقلاب در درجه اول خود حضرت امام بودند. امام خواستند که خانم ها به صحنه اجتماع بیایند و ایشان بود که شخصیت خانم ها را در کنار مردم به عنوان نیمی از جامعه تاثیرگذار می دانستند و البته خانم ها هم آن نقش اساسی و الهی درست خودشان را در عرصه درست ایفا کردند. خانم ها حق تحصیل و حق ورود به عرصه های اجتماعی سلامت را به دست آوردند. اصل این قضیه درست بود ولی طبعا یک تحول که اتفاق می افتد ممکن است یک عوارض ناخواسته هم داشته باشد .

به نظر شما نقش متولیان امور زنان در این سال ها در پیدایش این عوارض ناخواسته چه بوده است؟
– متاسفانه بعضی افرادی هم که در طول این سه دهه متصدی امور اجرایی در حوزه زنان بودند با حرکت های افراطی و تفریطی که داشتند، مثلا دیدن زن ها بدون مردها حرکت زنها را دچار مشکل کردند، در حالی که باید این دو را باهم دید. امام گفتند زنان دوش به دوش مردان باید در صحنه باشند. این فرق دارد با آن شعار طاغوتی محمد رضا پهلوی که بحث تساوی را مطرح می کرد. امام یک تساوی ارزشی بین زنان و مردان را مدنظر داشتند. این به آن معنا نبود که مردها کنار بروند و عملا بنوعی تفکر فمنیستی مطرح شود. قرار نبود مردها نقش خودشان را رها کنند و در وارد کردن زنها به همه امور و مسئولیت ها افراط شود. البته زن ها در خیلی موارد کارایی زیادی هم در عرصه های مختلف داشتند ولی طبیعتاً یک عده هم ظرفیت نداشتند. کلا الان یکی از مشکلات جامعه ما این است که افراد بعضا در جاهایی قرار گرفته اند که جای آنها نیست. از جمله بعضی خانم ها با توانایی هایی که در جنبه های مختلف دارند اگر در جایگاه خودشان قرار می گرفتند، قطعا بهتر نقش شان را بازی می کردند. متاسفانه در طول این سال ها عده ای در تعریف شخصیت واقعی زنان و جایگاه و نقش درست زنان در عرصه های مختلف زندگی بد عمل کردند که اولین اثر منفی این را هم در خانواده می تواند دید.

-می توانید مثالی در مورد این بد عمل کردن ها بزنید؟
– بله من به جلسه ای دعوت شده بودم که برای تدارک یک تحقیق با موضوع خانواده تشکیل شده بود تا در مورد نقش خانم ها درتحکیم خانواده صحبت کنند. جالب است که ساعت این جلسه را از 4 بعدازظهرتا 12 شب یعنی هشت ساعت گذاشته بودند. برای خود من سوال بود و مطرح هم کردم که چطور 30 خانم را در چنین ساعت های حساسی که وقت آنها برای خانواده است، از خانه بیرون می کشند تا به تبیین موضوع خانواده بپردازند!؟ برای تعریف خانواده ی متعادل این 30 خانم را وادار به کاری کنیم ک ضد تعادل است؟ یا مثلا برای تشکیل نمایشگاه قرآن از 4 تا 12 شب به یک دختر جوان مسئولیت غرفه را می دهیم! واقعا برای منِ شرکت کننده در جلسه یا بازدیدکننده از نمایشگاه، اینجا تعریف خانواده متعادل یا نگاه قرآنی به جایگاه زن دیگر چه معنا دارد؟ برای همین است که خیلی کارها و حرف ها از این سنخ بی اثر است . چون در بطن خودش دارد ضد هدف و جهت گیری خودش پیش می رود.

پس مشخصا به نظر شما برنامه ریزی ها در امور زنان اشکال دارد؟
– دقیقا . علتش هم این است که عقل در برنامه ریزی ها دخیل نیست. جایگاه عقل در دین ما خیلی مهم است . شما ببینید ما در قرآن چهار سوره داریم که این چهار سوره را به آنها اعاظم می گویند و همان سوره هایی هستند که سجده واجب دارند. به آنها اعاظم گفته شده چون در این سوره ها مبانی وحی مطرح است. اگر دقت کنیم در آیات این سوره ها، می بینیم محورهای این چهار سوره یکی علم است . سوره علق که اولین سوره ایست که آیاتش بر پیغمبر نازل شد. دومین سوره حم محورش عقل است. سوره سومین که نجم است محور وحی را دارد و محورچهارمین سوره عدل است. یعنی از نگاه قرآن حاصل علم و عقل و وحی،” عدالت” است. پس کاری که بر مبنای علم نباشد، ما را به تعادل نمی رساند. علم است که برای عقل خوراک تهیه می کند . عقل هم کارش توجه به حقوق و واقعیت هاست. عقل آدم ها را درجای خودشان قرار می دهد ، آنها را درست با هم مرتبط می کند و به زندگی آنها نظم می دهد . اگر این طور باشد دیگر آدمها خودشان می دانند چه کنند و چه بخورند و چه بپوشند و …خودشان و زندگی شان روی یک ریل درست حرکت می کند. اما الان غالبا می بینیم که افراد روی یک ریل درست و منطقی حرکت نمی کنند.

قسمت اول

انس با پدر نیاز اساسی دختر نوجوان است

/انتهای متن/