حراج

گاهی تمام دارایی ت رو برمی داری و می ریزی پای حراج…
خوشحالی… اینقدر که فکر می کنی یک سال زحمت کشیدی و حالا زحمات یک ساله ت رو هدر ندادی…

0

شهلا پارسایی/

رفتی و گشتی و اونچه که می خواستی رو توی یه حراج واقعی پیدا کردی و خریدی و برگشتی خونه … خستگی ت که رفت می ری سراغ ش و هر اونچه که یکسال زحمت کشیدی وپای ش ریختی رو می کشی بیرون و دوباره نگاه ش می کنی …
آره ! دوباره که نه… چند باره نگاه ش می کنی …
– چرا رنگ ش تغییر کرده!؟ چرا گشاده !؟ چرا اندازه م نیست!؟ چرا مارک ش نیست!؟ چرا وچرا و چرا!؟
– موندی بین این همه چرا ها !؟
– اشکال نداره !؟
بمون بین این همه چراها… اشکال هم داره … خیلی زیاد! اینقدر که فکر کنی یک سال زحمت ت هدر رفته یا نه!؟
توی زندگی هم از این حراج ها زیاده اما نمی بینیم و نمی خونیم و یاد نمی گیریم …
داریم به آخر سال نزدیک می شیم …
یاد بگیریم چقدر می تونیم به این حراج ها نزدیک تر بشیم و یا دور تر !!
یاد بدیم که پای هر حراجی وانیستیم و اگر هم ایستادیم ، تامل کنیم … که بابت ش غصه نخوریم …
هیچ حراجی بی هدف نیست!

1                     2                       3

/انتهای متن/