بهار است‌ و هنگام‌ گل‌ چیدن‌ من‌

سخن از بانوییست که قلم ، شعر ، فکر و اندیشه خود را در خدمت کشورش ، میهنش و اعتقادش قرار داده .

0

سپید به سپیدی شعرهایش و لطیف به لطافت طبع موزون  و کلام سبزش؛
سخن از بانوییست که قلم ، شعر ، فکر و اندیشه خود را در خدمت  کشورش ، میهنش و اعتقادش  قرار داده .
سپیده کاشانی که در سُرایش شعر مقاومت، ایثار و دفاع مقدس در قالب غزل، مثنوی و ترنم و سرودهای انقلابی سهم به سزایی در ادبیات معاصر داشته است .  از پیشتازان ادبیات متعهد در ایران است .
شاید به جرأت بتوان گفت بعد از پروین اعتصامی، شعر سپیده کاشانی به جهت اعتباری، اعتقادی و نگرش به تعالیم الهی، جایگاه خاصی در شعر عصر مقاومت و ایثار و دفاع مقدس داشته است. «سرور اعظم باکوچی» معروف به سپیده کاشانی، از جمله شاعران و نویسندگان مسلمان ایرانی است که به خوبی و با حس لطیف زنانه اش، درشتی و ضخامت کلام خون و آتش را، در اشعارش ادیبانه تلطیف کرد و به جرگه ی غزل سرایان حماسی و ایثار  پیوسته است.
اشعارش ساده و روان و به دور از هرگونه تکلف  بوده و بیشتر به مفهوم شعر توجه داشته  و شعرش نوعی واقعه نگاری  ایام و روز گار خویش است البته با این مفهوم که  در برابر حوداث روزگار خویش بی تفاوت نیست وشعرش با شرایط روز جامعه  هماهنگ می شود و دیگر پروانه  های شعرش  رزمندگان در جبهه می شوند وگلستان شعرش صحنه های  دفاع مقدس  درجنوب کشور و گلهای شعرش خون رنگین شهدا در گلستان ادبیات دفاع مقدس می گردد.

به خون‌ گر کشی‌ خاک‌ من‌، دشمن‌ من‌
بجوشد گل‌ اندر گل‌ از گلشن‌ من‌
تنم‌ گر بسوزی‌، به‌ تیرم‌ بدوزی
جدا سازی‌ ای‌ خصم‌، سر از تن‌ من

کجا می‌توانی‌، ز قلبم‌ ربایی‌
تو عشق‌ میان‌ من‌ و میهن‌ من

مسلمانم‌ و آرمانم‌ شهادت
تجلّیِ هستی‌ست‌، جان‌ کندن‌ من

مپندار این‌ شعله‌ افسرده‌ گردد
که‌ بعد از من‌ افروزد از مدفن‌ من

نه‌ تسلیم‌ و سازش‌، نه‌ تکریم‌ و خواهش
بتازد به‌ نیرنگ‌ تو، توسن‌ من

کنون‌ رود خلق‌ است‌ دریای‌ جوشان‌
همه‌ خوشه خشم‌ شد خرمن‌ من

من‌ آزاده‌ از خاک‌ آزادگانم‌
گل‌ صبر می‌پرورد دامن‌ من

جز از جام‌ توحید هرگز ننوشم‌
زنی‌ گر به‌ تیغ‌ ستم‌ گردن‌ من

بلند اخترم‌، رهبرم‌، از در آمد
بهار است‌ و هنگام‌ گل‌ چیدن‌ من‌