ملکه قدرتمندی که در مقابل شاه ایستاد

فرح دیبا همسر محمدرضا شاه که بود، چگونه به همسری شاه ایران درآمد و چگونه از موقعیت خود در دربار پهلوی در جهت اهداف فرهنگی و سیاسی خود سود جست ؟

0

در22 مهر 1317 در شهر رشت و در خانواده ای متوسط دختری متولد شد که او را فرح نامیدند. پدرش سهراب دیبا اهل آذربایجان ومادرش فریده زنی  گیلانی بود ساکن در تبریز به مقتضای شغل پدر. فرح در سن نه سالگی پدر را از دست داد وتحت سر پرستی مادر و  مراقبت و حمایت دایی اش محمد علی قطبی قرار گرفت.
در همان کودکی فرح به اتفاق مادرش راهی تهران شدند. اور ا در کودکستان ایتالیایی ثبت نام کردند . دوره سیکل  متوسطه را در مدرسه فرانسوی کاتولیک ژاندارک گذراند و بقیه تحصیلاتش  را در مدرسه رازی تهران که از مدارس درجه اول و مخصوص طبقه اشراف گذرانید. در مدرسه ی رازی  علاوه بر تحصیل، دیپلم زبان فرانسه را هم گرفت. فرح  اهل ورزش هایی مثل والیبال، بسکتبال وشنا بود. خودش می گوید که آن زمان که دختران ایرانی در خانه محبوس بودند مادرم مرا به استخر عمومی و مختلط برای تمرین شنا می فرستاد. شاید به همین جهت است که او موفقیت خود را مرهون تلاش و زحمت مادرش می داند.
فرح برای ادامه ی تحصیل راهی فرانسه شد.در پاریس در رشته معماری به درجه مهندسی رسید. در دوران دانشجویی فرح دیبا به حزب توده گرایش داشت و در بعضی فعالیت های ضد رژیم در پاریس هم شرکت می کرد. تاثیر این گرایش بعدها  که ملکه ی دربار پهلوی شد، همچنان سایه بر فعالیت ها و عزل و نصب ها و … حاکم بود.
فرح اولین بار در پاریس از طریق اردشیر زاهدی به شاه معرفی شد.
پس از آن در تابستان سال 1338برای تعطیلات و دیدن خانواده به تهران آمد ، عموی او اسفندیار دیبا که در دربار کار می کرد و قرار بود  فرح را  برای ادامه ی  تحصیل بورسیه کند. در جریان رفت و آمدهای او به دربار بود که  دختر شاه شهناز پهلوی ( دختر همسر اول شاه  فوزیه) فرح را دید و او را برای ازدواج پدر در نظر گرفت.
شهناز و اردشیر زاهدی  فرح را به ویلایی در حصارک دعوت کرد و غروب همان روز شاه بدون اینکه فرح از آمدنش مطلع باشد در حصارک  به دیدن او آمد. بعد از این آشنایی، بود که  شاه فرح و مادرش را به دربار دعوت کرد تا تاج الملوک عروس راببیند و مراسم  خواستگاری رسما صورت گیرد.
مراسم نامزدی شاه و فرح در اول آذر 1338 اعلام شد و بیست و نه آذر نیز برای مراسم عروسی تعیین شد.عروسی در تالار آینه کاخ گلستان در نهایت شکوه و جلال بر گزار شد و زندگی مشترک در کاخ سعد آباد آغاز شد.
سال بعد در نه آبان 1339 اولین فرزند فرح به دنیا آمد که به عنوان ولیعهد دربار پهلوی نام  پدر شاه را رضا بر او نهادند. به این ترتیب موقعیت فرح در دربار بیش ازپیش تثبیت شد. فرح در اسفند ماه سال ۱۳۴۱ دومین فرزند خود فرحناز را  و در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۵ علیرضا  و کمی بعد لیلا را به دنیا آورد.
با افزایش قدرت فرح در دربار شاه مخصوصا در ده سال آخر سلطنت پهلوی نقش او در امور فرهنگی و اجتماعی و هم در عزل و نصب های حکومتی بسیار زیاد شد. از مهم ترین این فعالیت ها تاسیس سازمان زنان، تاسیس بنگاه خیریه شهبانو فرح، جشن هنر شيراز، جشن هاي فرهنگ و هنر، مرکز حفظ و اشاعه موسيقي  و… سازمان ها و نهادهای دیگرفرهنگی و هنری بود که با عنوان اشاعه وگسترش فرهنگ و هنر و در واقع با هدف اشاعه ابتذال و بی قیدی  در میان جوانان خصوصا دختران پا می گرفت و البته در راس همه این سازمان ها و تشکیلات هم دوستان، همدانشگاهی ها، افرادی از خویشان و وابسته های او قرار می گرفتند که هم اعتبارات و بودجه های کلان در دسترس شان بود  و هم به لحاظ سیاسی ازمصونیت بالایی برخورداربودند.
با پیش بینی احراز مقام نیابت سلطنت از طرف فرح موقعیت او و باند دوستان و خانواده ی او در برابر شاه استحکام یافت. فرح دفتر مخصوص خود را توسعه داد و با مسئولیت دادن به همکلاسی قبلی خود  در پاریس، کریم پاشا بهادری به عنوان رئیس دفتر و جمع کردن  عده ای از کمونیست ها و چپ گرایان و شبه روشنفکرهای آن زمان یک دربار خصوصی برای خود تشکیل داد. در این زمان او با کمک اردشیر زاهدی برنامه های سفر خارجی را طراحی و اجرا می کرد .  اکثراً در این مسافرت ها حلقه ی دوستان  فرح در پاریس و اردشیر زاهدی همراه بودند و به همین دلیل هم شهناز از زاهدی طلاق  گرفت. در حالی که شاه به خوشگذرانی های خود مشغول بود، ‌فرح هم به فعالیت های مورد علاقه خود می پرداخت که همین  باعث سردی روابط میان شاه و فرح شد.
شاه می دانست که جدایی از سومین همسرش که مادر چهار فرزند او بود به حیثیت و اعتبار وی در داخل و خارج لطمه ی شدیدی وارد خواهد ساخت. بنابراین مجبور بود که خیلی از مشکلات فرح را نادیده بگیرد. همین باعث شد که فرح در سال های آخر سلطنت شاه رو در روی او ایستاد. او دربار خصوصی خود را به کانون فعالیت کمونیست ها تبدیل نمود و به عدم رضایت شاه  در این باره هم اعتنایی نکرد.
مهمترين اين افراد رضا قطبي پسردائي فرح، ليلي امير ارجمند دوست دوران دانشگاه، فرخ غفاري، بيژن صفاري، کامران ديبا، سردار افخمي، نادر اردلان و گروه بيشماري از متخصصان معماري، شهرسازي، نقاشان، مجسمه سازان، نظريه پردازان مسائل اجتماعي و فرهنگي و تاريخي و … بودند که به تدريج در بسياري از شئون حاکميت دست يافتند و امتيازات ويژه اي به دست آوردند. بدين ترتيب تعداد زيادي از متخصصين ايراني خارج از کشور توسط همين گروه به ايران آمدند و در رأس سازمانهاي مستقلي البته با اعتبارات ويژه قرار گرفتند. 1
پرويز راجي در کتاب خود به نقل از هويدا مي گويد:
موقعي که از هويدا راجع به نقش تعديل کننده شهبانو در تصميم گيري¬هاي شاه سوال کردم جواب داد: متاسفانه اطراف شهبانو را افرادي جاه طلب و بي رحم گرفته اند که فکر و ذهن او را شديداً تحت تاثير خود قرار داده¬اند. به همين جهت شاه به من دستور داد که هر نامه اي که به امضاي هوشنگ نهاوندي رئيس دفتر فرح به دستم رسيد، به جز آنها که مربوط به امور هنري و وظايف سازمانهاي تحت نظارت شهبانو است، بقيه را پاره کنم و دور بیندازم. 2
شايان ذکر است که افراد فوق پس از قرار گرفتن در اين گروه زير چتر حمايت فرح ديبا قرار مي گرفتند و تا حد زيادي از مخاطرات رژيم استبدادي در امان بودند. از جمله اين افراد ابراهيم گلستاني فيلمساز مشهور عصر پهلوي بود که در زمان نخست وزيري هويدا به دليل ساخت فيلم هاي مستند تحت تعقيب ساواک قرار گرفت و دستگير شد. اما يک روز بعد از اين جريان به محض اطلاع فرح از جريان دستگيري، آزاد شد. بي¬شک در بسياري از اوقات اين گروه غرب زده و متجدد که با کارهاي عجيب و غريب و متضاد خويش همه را به تعجب مي انداختند، مورد قبول رجال قرار نمي گرفتند. علم وزير دربار شاهنشاهي و دوست ديرينه شاه در اين باره مي¬گويد:
به هرحال، در دهه 50 اين گروه دوستان در سازمانهاي تابعه تحت رياست فرح ديبا به ويژه دفتر مخصوص شهبانو به نوعي قدرت رقيب براي دولت تبديل شده بود که در عزل و نصب وزراء دخالت مي کرد.
علاوه بر دوستان دوران تحصيل فرح در فرانسه و روشنفکران توده اي مسلک، اعضاي خانواده و فاميل فرح(قطبي و ديبا) نيز در رژيم و دربار نفوذ کردند که اين مسئله براي مادر شاه بسيار ناگوار بود:
از روزي که پاي اين دختر [فرح] به خانه ما باز شد، هرچه ديبا در سراسر ايران بود به تهران سرازير شدند و هر گوشه دربار و ادارات و موسسات که مي رفتم يک چندتايي ديبا مي ديدم که داير مدار امور دربار و دفتر مخصوص و بنياد پهلوي و ساير موسسات وابسته به دربار شده اند و سرگرم چاق کردن خودشان هستند! 3
يکي از مهمترين اين افراد، رضا قطبي، پسردايي فرح بود که بعد از تاسيس نخستين فرستنده تلويزيون دولتي در ايران در سال 1346، به رياست راديو و تلويزيون منصوب شد که خود نشان از نفوذ فرح بر شاه، در آن مقطع زماني داشت.
فرح دیبا در حال حاضر در آمریکا و در فرانسه زندگی می کند.

منابع:
1- نيلوفر کسري، زنان ذي نفوذ خاندان پهلوي، چاپ دوم، تهران: نشر نامک، 1380، ص165.
2-  پرويز راجي، خدمتگزار تخت طاووس، ترجمه ح.ا.مهران، چاپ نهم، تهران: اطلاعات، 1373، ص85.
3-   ملکه پهلوي، خاطرات تاج الملوک پهلوي، تهران: نشر به آفرين، 1374، ص457.
منابع دیگر:
-از طاووس تا فرح ، محمد طلوعی
-دخترم فرح، فریده دیبا
-خاطرات فرح، به قلم فرح دیبا