من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد

سلام بر زینب و دستان قدرتمند و شفابخشی که زخم های دل بردار را التیام بود و هنگامه عظیمش را ماندگاری

0

سلام بر زینب
سلام بر زینب و دستان قدرتمند و شفابخشی که  زخم های دل بردار را التیام بود و هنگامه عظیمش را ماندگاری
سلام بر زینب در روز میلادش
که سلام بر او زینت زبان است و بیان
سلام بر نیکو دختری که پدر را مباهات بود  و مادر را افتخار
و این باز نیز دستان شاعری  بر دامان مطهرش دخیل بسته   و حروف و کلمات را نذر ساحت مهربانش ساخته است
آنچه میخوانیم نذری شاعرانه حسین رستمی است :

گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد
از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد
هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست
رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست
پی نبردیم به یکتایی نامت زینب
کار ما نیست شناسایی نامت زینب
من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد
جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد
من در اعماق خیالم … چه بگویم از تو
من در این مرحله لالم چه بگویم از تو
چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است
چه بگویم که خداوند روایتگر تو است
تار و پود همه افلاک نخ معجر توست
روبروی تو که قرآن خدا وا می شد
لب آیات به تفسیر شما وا می شد
آمدی تا که فقط زینت مولا باشی
تا پس از فاطمه صدیقه صغری باشی
آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند
تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند
چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد
باز تکرار همان سوره ی ” اعطینا ” شد
عشق عالم به تو از بوسه مکرر میگفت
به گمانم به تو آرام پیمبر می گفت:
بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود
جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود