چه بر سر ذائقه و درک مخاطب ایرانی آمده؟

سریال های ترکی حدود یک دهه است که مهمان خانه هموطنان ما شده است. رمز اقبال مخاطب ایرانی مخصوصا زنان به این گونه سریال ها چیست؟ آیا ذائقه و درک مخاطب ایرانی تا این حد پایین آمده است که نسبت به سریال هایی که خود مردم ترکیه آن را پس زده اند، اقبال نشان می دهد؟

2

سرویس فرهنگی به دخت؛ فاطمه قاسم آبادی/

سریال های ترکی که در دهه اخیر به فراوانی از کانال های ماهواره ای پخش می شود، اغلب موضوعات مشابه و مشترک زیادی دارند که با کمی تغییر در آن، هر بار یک چیز به خورد مخاطب خود می دهند. بسیاری از خانواده ها و به خصوص زنان دلیل علاقه ی خود به این سریال ها را لباس های رنگارنگ ، دکوراسیون مجلل و زندگی های لوکس و به دور از واقعیت  این سریال ها بیان می کنند، زندگی هایی که به نوعی الگو و حتی اغلب تبدیل به آرزوهای مخاطب خود می شوند و در مدت زمان کوتاهی سبک فکری مخاطب خود را عوض می کنند.

موضوع این سریال ها بیشتر در مورد یک خانواده و حواشی اطراف آن  است که در نهایت ، در پایان سریال، این خانواده از هم پاشیده می شود و اعضای آن هر یک به سمتی پرتاب می شوند. استفاده ی بسیار معمولی از مشروبات الکلی، رفتن به دیسکو و پارتی های آنچنانی و روابط نا مشروع ، در کنار هدف اصلی که از بین بردن بنیان خانواده است به نوعی نمک  این سریال ها محسوب می شود!

متاسفانه با آنکه در بسیاری از کشورهای غربی فیلم‌ها و حتی بازی‌های رایانه‌ای از درجه‌بندی برخوردارند و کودکان اجازه ندارند مخاطب هر برنامه‌ای باشند اما  خانواده های ما در حال حاضر به کودکان خود، اجازه ی دیدن این سریال ها را به بهانه ی اینکه مثل سریال های آمریکایی دارای صحنه های خیلی مبتذل نیستند! می دهند. حال باید ببینیم که چه بر سر دختر بچه ها و پسربچه های کوچکی می آید که با شخصیت های این سریال ها که اغلب بالای 100 قسمت هستند و به نوعی بعد از مدتی جزئی از خانواده ی آنها می شوند،… الگوهایی که اغلب  پای بند هیچ یک از ارزش های دینی و عرفی ما نیستند و در پس چهره های زیبای خود اعمالی وقیحانه دارند…

دکتر امان‌الله قرایی مقدم، آسیب‌شناس معتقد است: این قبیل سریال ها هیچ هدفی جز فروریختگی فرهنگی و کمرنگ کردن ارزش‌های اصیل اجتماعی و سنتی جامعه ندارند. آنها به طور کلی کشورهای جهان سوم و به طور خاص کشور ما را مورد هجمه قرار می‌دهند. این استاد دانشگاه ضمن اشاره به نقش  این سریال‌ها در کمرنگ کردن حرمت بین افراد خانواده می‌افزاید: رواج این سریال‌ها احترام‌ها، ارزش‌ها، معیارهای اخلاقی، سلسله مراتب خانوادگی و به تبع آن سلسله مراتب اجتماعی را از بین می‌برد و شکاف نسل‌ها را عمیق‌تر می‌کند و در این میان زندگي سالم خانوادگي و روابط پدر، مادر، برادر و خواهر بزرگ‌تر به مرز نابودی کشانده می‌شود و مهم‌ترین تأثیر منفی از بین رفتن اقتدار درون خانواده، از بین رفتن این تناسبات در درون اجتماع است.

برای روشن شدن مطلب به بیان داستان دو نمونه از پرمخاطب ترین سریال های ترکی می اندازیم.

عشق ممنوع

داستان این سریال در مورد خانواده ی بسیار ثروتمندی  است که، پسربچه ای را که پدر و مادر خود را از دست داده، به فرزندی پذیرفته است. سالها بعد پسر بچه که اسمش بهلول است(در ترجمه به اشتباه مهند نامیده شده) بزرگ می شود و جوان بی قید و بند و در عین حال دوست داشتنی ای می گردد که زیر بار هیچ مسئولیتی نمی رود و…

در روند داستان اتفاقاتی می افتد که باعث می شود بهلول عاشق” بیهتر ” زن عمویش ( همسرمردی که او را به فرزندی پذیرفته ) بشود و این به اصطلاح عشق، در نهایت بعد از 170 قسمت با تصمیم ازدواج بهلول با دختر عموی خود و خودکشی بیهتر برملا و باعث از هم پاشیدن خانواده می شود.

فقط با یک نگاه به مضمون کلی داستان این سریال می شود فهمید که قرار است چه هدیه ای به  مخاطب خود بدهد… روابط نامشروع، خیانت به حرمت نان و نمک و…. .

 جای تامل دارد که چرا چنین سریالی برای هموطنان ما اینقدر جذاب است که حتی از بازپخش آن استقبال می کنند؟

کوزی گونی

داستان زندگی دو برادر است که در همسایگی خانه شان، دختری به نام” جمره” زندگی می کند که هر دو برادر عاشقش می شوند و در نهایت این عشق باعث تصادف و به  زندان افتادن یکی از دو برادر و در نهایت کدورت بین دو برادر و حتی دشمنی و کینه توزی می شود. در این سریال هم مثل بقیه ی سریال های ترکی، زنان توطئه می چینند و در آخر تمام تار و پود خانواده از هم می گسلد…

 ترفند سریال های ترکی

اکثر سریال های پر مخاطب ترکی  از موسیقی بسیار زیبا، فیلمنامه و شخصیت پردازی قدرتمندی برخوردارند، شخصیت هایی که به قدری طبیعی  به نظر می رسند که مخاطب با آن ها همذات پنداری می کند و خودش را در وجود آنها می بیند، با آنها خشمگین می شود، می خندد، می گرید. مهم تر آنکه خیلی شخصیت ها درابتدا افرادی مقید به ارزش ها معرفی می شوند و بعد که از آنها  شخصیت های  دوست داشتنی برای مخاطب ساخته شد، دچارچرخشی اساسی می شوند که براحتی مظهر و مجسمه هر ضد ارزشی می گردند.

 برای مثال در سریالی مثل کوزی گونی در ابتدا یعنی  70 قسمت اول ، شخصیت های اصلی با وجود اشکالات و ضعف هایی که دارند باز به یک سری مسائل پای بندند و برای اصل خانواده ارزش قائلند ولی در روند ادامه ی داستان تمام به اصطلاح قهرمان های داستان تبدیل به  ضد قهرمان می شوند و هرارزشی را زیر پا می گذارند.

طبیعی است که مخاطب  طی 70  قسمت اول ، به این شخصیت ها اعتماد کرده، به آنها دل بسته  و حتی به نوعی از آنها الگو برداری کرده است.

تصویر خانواده در سریال های ترکی بقدری نازل و مخدوش است که در یک مقایسه  می توان گفت  حتی بعضی فیلم ها و سریال های هالیوودی بیشتر از سریال های ترکی برای خانواده ارزش قائلند.  عجیب آنکه نمایش این سریال ها که در حال حاضربا اقبال خانواده های ایرانی مواجه شده، در خود کشور ترکیه با اعتراض مردم روبرو شده است و از طرف مخاطب ترک به خاطر محتوایش  پس زده شده است . شاید مخاطب ترک هشیارانه تر به درون مایه های ضد دینی و ضد فرهنگی  این سریال ها واقف شده وتاثیر مخرب آن را  بر کانون خانواده بهتر از بعضی خانواده های ایرانی می فهمد.

 /انتهای متن/