مادر! تمام زندگی بوی تو را می دهد

صبح که از خواب بیدار شدم، نامه ای بالای سرم دیدم. خط دخترم بود، که با یادداشتش مرا غافلگیر کرده و روز مادر را تبریک گفته بود؛ یادداشتی که خاطره شیرین دیگری در ذهن ودفترچه خاطرات من به جای گذاشت. فکر کردم از جانب او، آن رابه مادران عزیز دیگر هم هدیه کنم، البته با اجازه خودش که الان برای خودش خانمی است مستقل، انتخابگر ودانشجویی که خیلی وقتها برای ما و دوستانش یک پا مشاور است :

8

سرویس ما و زندگی به دخت/

   هنوز هم پس از گذشت این همه سال،احساس می کنم که امن ترین نقطه دنیا، آغوش توست و زیباترین ترانه جهان، صدای تو.

هنوز هم برای خستگی هایم، پناهی بهتر از شانه های تو نمی شناسم

 و برای دردها و رنج هایم، مرهمی بهتر از نوازش دستان پر مهرت سراغ ندارم.                                                         

از یاد نمی برم آن بغض های کودکانه ام را که در آغوشت شکستم

و از خاطرم نمی رود، آن شب ها که با تن تب دار و ملتهب در میان پرنیان محبتت آسوده به خواب رفتم و چشمان نگرانت، بر بالینم بیدار ماند.

 از یاد نمی برم آن زمین خوردن های نا شیانه را و دستان مهربانی که هر بار از زمینم بر می گرفت.

از یاد نمی برم آن بی تابی های گاه بی گاه را و نگاه آرامش بخشی که هر بار، دریایی از اطمینان رابه قلب مشوشم هدیه می کرد.                                                                    

   مادر !

    همیشه بی هیچ شکوه ای،کنارم بودی و همواره بی هیچ چشمداشت پاسخی،مهربانی بی دریغت را نثارم کردی.

بدون هیچ گلایه ای، تلخی هایم را شکیب آوردی و بدون هیچ شکایتی،آخم هایم رابه لبخندی مادرانه پاسخ گفتی.    

مادر!           

 می گویند زن،تجلی جمال خداوندی است

 اما روح تو چنان بزرگ و پر توان است که گزاف نیست اگر بگویم تو تجلی جمال و هم جلال خداوندی.                                                 

تو تجلی آفرینندگی پروردگاری ونماد ربوبیت او بر زمین.

مادر تو چشمه ای جوشان از مهربانی کردگاری

و مبالغه نیست اگر بگویم که خدا، بار هستی وهستی بخشی را پس از خود، بر دوش تو نهاده است.

 مادر!

   تمام کودکی ام بوی تو را می دهد،

    وتمام نو جوانی ام،

    و تمام جوانی هم،

 مادر!

    تمام زندگی بوی تو رامی دهد ونام تو یعنی زیباترین ترانه بودن…

 

 

دخترت …/انتهای متن/