این تصویر پسرها و دخترهای ماست؟

سریال «بچه های نسبتاً بد» را این روزها در سیما می بینیم؛ تصویری نه چندان خوشایند از دخترها و پسرهای این جامعه؛ تصویری که ما را می ترساند. آیا این تصویر واقعیت دارد؟

1

سرویس فرهنگی به دخت؛ فریبا انیسی/

در پسر با خوشحالی دسته گل را برداشت رفت طرف خونه عروس، چند نفر بیرون آمدند. آماده و با لباس و آرایش ویژه؛ مادرِدختر و شاید خواهرِعروس و چند آشنای دیگر… چشمان پسر گرد شد. مات ماند. دست به درخت گرفت تا نیفتد. دختری که برای خواستگاری اش آمده بود، در لباس عروسی از جلوی او گذشت. سوار ماشین شد در حالی که چشمان او در پی عروس بود و چشمان عروس در پی او. دختر به او نگاه می کرد. حتی وقتی ماشین حرکت کرد. در ماشین سر به شانه مادرش گذاشت و زار زد، با لباس عروس چشمش به دنبال خواستگار قبلیش بود..

پسر سکه های طلا را پیش پدر عروس گذاشت. مادر دختر رو به دختر گفت: انتخاب کن یا این سکه ها می ماند و تو با یک چمدون می روی یا سیامک را انتخاب می کنی و… دختر با مادرش با سکه ها بازی می کند…

دخترها در برده پول و سکه هستند، عاشق پول و ثروت. دل شان می خواهد بهترین زندگی را داشته باشند با کمترین زحمت. پسرها هم خود را به آب و آتش می زنند تا به دخترها دست پیدا کنند. از راه حرام،  ربا می گیرند. آدم ها را لت و پار می کنند. دروغ می گویند. دزدی می کنند … همه کار می­کنند تا به دختر مورد علاقه خود دست پیدا کنند.

می­گویند فیلم­ها آینه زندگی ما هستند. یعنی ما در جامعه خود دختری را نداریم که چشمش پی پول نباشد در ازدواج.

دختری نداریم که به قول امروزی­ها با عشق شان عروسی کنند.

دختری نداریم که بعد از ازدواج فکر هر چی خواستگار غریبه و آشنای نا محرم را بگذارد کنار و فقط به همسرش فکر کند.

پسری را نداریم که دخترها به خاطر خودش، ایمانش، وضعیت اجتماعی و.. با او ازدواج کنند. پسری نداریم که برود دنبال دختری که واقعاً او را بخواهد.

پسری نداریم که هدفش از ازدواج قیافه و خانواده دختر نباشد…

«بچه های نسبتاًبد» را که دیدم به حال خودم و جامعه ام ترسیدم. واقعاً دختر ها و پسر های ما این طورند…؟

/انتهای متن/