“هم سیب ، هم ستاره ” حدیث عشق و انتظار زنان

راضیه تجار را یکی از توانمندترین نویسندگان دهه 60 می شناسند، آن هم به جهت حفظ ادبیات مقاومت زنانه؛ چرا که این نویسنده ی زن، نخستین نویسنده ای است که در سال های پس از انقلاب اسلامی، آثاری در زمینه ی ادبیات مقاومت با شخصیت های برجسته ی زنانه خلق کرد.

3

سرویس فرهنگی به دخت؛ منیژه جانقلی/

راضیه تجار بانوی برجسته ی ادبیات کشورمان، سالهاست  رمان ها و مجموعه داستان هایی با مضامین مذهبی، دینی و ایثارگرانه، روانه ی بازار نشر نموده است. مضمون بیشتر آثار این نویسنده، پرداختن به دغدغه ی زنان، کشف جایگاه واقعی زنان و روایت های جنگی هشت سال دوران دفاع مقدس از زبان زنان است. خلق ادبیات زنانه، به دور از کشمکش های خاص فمینیست ها و فضای مهرآمیز حاکم بر شخصیت های زنان و مردان، از ویژگی های بارز نوشته های تجار است.

تجار در یک نگاه

تجار در سال 1326 در تهران متولد شد. او علاوه بر معلمی و تدریس در دانشکده ی صدا وسیما، خانه ی داستان و فرهنگسرای انقلاب، یکی از زنان فعال در عرصه ی نویسندگی است.

این نویسنده ی خوش قریحه، مسئولیت جلسات نقد حوزه هنری به مدت شانزده سال، صفحه ادب و هنر روزنامه جام جم و همكاری هفده ساله با این روزنامه، سردبیری مجله ی ادبیات داستانی، همکاری با فصلنامه ی قصه، مجله ی زن روز و سروش را نیز عهده دار بوده است. وی همچنین عضو شورای داستان نویسی بنیاد دفاع مقدس، شورای بررسی داستان و كارگاه قصه و رمان حوزه هنری، ارشاد، بنیاد شهید و بنیاد جانبازان  نیز بوده است. این بانوی نویسنده از بدو تأسیس انجمن قلم ایران تاکنون، به عنوان دبیر آن و چندین دوره نیز به عنوان هیات علمی بنیاد پروین اعتصامی، برگزیده شده است.

تجار تاکنون با چاپ بیش از سی عنوان کتاب با موضوعات مختلف با محوریت زن، واگوگر درد و سخن زنان بی شماری بوده است. رمان های «كوچه اقاقیا»، «نرگس ها» و «هفت بند» ایشان، به‌عنوان رمان برتر یك دهه در آموزش و پرورش انتخاب شد. همچنین ایشان از سوی حوزه هنری، به‌عنوان نویسنده زن برگزیده ی ادبیات هشت سال دفاع مقدس برگزیده شد.                                                                                            .

« راضیه تجار » علاوه بر نویسندگی شعر هم می سراید. وی سروده‌هایش را که عموماً کوتاه هستند در یک مجموعه شعر با عنوان « از وقتی که رفته‌ای » تدوین کرده است.

این نویسنده، تاکنون آثاری زیادی را نوشته و روانه ی بازار نشر نموده است؛ اما شناخته شده ترین آثارش « کوچه ی اقاقیا»، «نرگس ها»، «زن شیشه‌ای»، «هفت بند»، «بندهای روشنایی»، «سفر به ریشه‌ها»، «شعله و شب»، «جای خالی آفتابگردان ها»، «آرام شب‌بخیر»، «گمان مبر شعله بمیرد»، «از خاك تا افلاك»، « سنگ صبور»، «ستاره ی من»، « برگزیده ی ادبیات معاصر»، «جایی كه آسمانش آینه‌كاریست»، « بانوی آبی ها: زندگینامه ی داستانی خلبان، شهلا ده بزرگی»، «بانوی رنگین کمان» و … « هم سیب، هم ستاره» است.

هم سیب، هم ستاره
“هم سیب، هم ستاره”، متشکل از 22 داستان کوتاه است که شخصیت های اصلی هفده داستان آن را زن ها، تشکیل داده اند.

در واقع، محوریت تمامی این داستان ها زن، حضور و نقش اساسی آن ها در زندگی است. زن هایی که به شکلی مستقیم یا غیرمستقیم در رفتار و سرنوشت مردها نقش دارند.

به طور حتم، دغدغه ی نویسنده از نگارش چنین داستان هایی، ارتباط بین زن و مرد است. ارتباطی که یا به جدایی ختم می شود یا به عشق. و شاید به همین دلیل است که درون مایه یا مشخصه ی همه ی آثار، عشق و انتظار است. همه ی زن ها، رنج نامه ی خاص خودشان را دارند.

بیشتر این داستان ها واگوکننده ی سرگذشت تلخ و شیرین زنانی است که هر یک به نوعی درگیر مشقّت های زندگی هستند. هریک از این زن ها بار سنگینی را بر دوش می کشند و بیشتر آن ها خود را فدای دیگران به خصوص خانواده می کنند. این زن ها، به لحاظ شخصیتی در سه گروه قرار می گیرند. یک گروه، زنانی هستند که اسیر فقر، بی فرهنگی یا خودخواهی اطرافیان شان هستند و از قدرت تصمیم گیری زیادی برخوردار نیستند.

گروه دیگر، زنانی هستند که گاه در رفاه و مکنت به سر می برند؛ اما خود، خواهان رنج عشق یا رنج زندگی هستند و گروه سوم؛ زنانی هستند که مردها نقش چندانی در زندگی و سرنوشت شان ندارند، بلکه خودشان راه تحول، تنزل یا ارتقاء را برمی گزینند.

شخصیت های بیشتر داستان ها، با این که بی نام و نشان هستند؛ اما هویت دارند. گویا خواننده آن ها را با تمام وجودش حس می کند. برای خواننده مهم نیست که شناسنامه ی کاملی از شخصیت ها ندارد، او هر آنچه را که لازم است درباره ی شخصیت ها درک می کند. بیشتر آن ها را سرشار از احساس و لطافت زنانگی می بیند و در غم، عشق و شکست شان شریک می شود.

نویسنده، در تمامی این داستان ها یک طبقه از اجتماع را گلچین کرده و شخصیت های متعدد را با ذهنیت های مختلف، با مهارت کنار هم چیده و دنیایی واقعی ترسیم کرده است. او علاوه بر تصویر دنیای ساده ی این افراد خواننده را وامی دارد تا با آن ها همذات پنداری کنند.

نویسنده، روانشناسی قابل است؛ چراکه روح و روان تک تک شخصیت ها را می کاود. درواقع با بیان درد و رنج این زنان سعی در شناساندن باورهای گاه نادرست آن ها دارد و دنیای امروز و دیروزشان را به نمایش می گذارد. برای همین راه حلی ارائه نمی دهد. آن ها به همان شکلی که زندگی برای شان مقدر کرده است، زندگی می کنند و می میرند.

شخصیت های زن داستان به جز چند اثر انگشت شمار، زنانی سنتی هستند که ترجیح می دهند زیر فشار زندگی بمانند؛ اما تلاشی برای فرار از آن نکنند. آن ها تسلیم بی چون و چرای زندگی هستند. در واقع آن ها زنان شرقی اند و عشق شان هم ازنوع عشق شرقی است. زنانی که عشق شان را در پس نگاه شان و در نهانخانه ی دل، پنهان می کنند. نویسنده علاوه بر پاس داشتن و حرمت گذاری به این شکل از عشق و زندگی، آداب و رسوم و باورهای غلط شخصیت ها را نیز زیر سوال می برد.

زن ها، در این داستان های واقعیت گرا، بیشتر در حاشیه قرار دارند و گاه، مردها حاکمیت مطلق و تصمیم گیرنده ی نهایی در زندگی آن ها هستند. با این که این زن ها، دارای اندیشه، تفکر یا تصمیمی قاطع از خود نیستند و در بین آن ها کمتر زنی تلاشگر و تحصیل کرده دیده می شود؛ اما تأثیرگذارترین افراد هستند؛ مانند دایه ها که در تمام این داستان ها حضور دارند و نقش شان پررنگ تر از مادر است. این زن ها، با این که خانه دار هستند؛ اما به نوعی زحمت کش اند. هیچ یک از آن ها فیلسوف یا شاغل نیستند؛ اما تلاش می کنند زندگی کنند و زندگی بسازند و ناملایمات را با شکیبایی پشت سر بگذارند. آن ها با این که به نوعی زخم خورده ی جامعه هستند؛ ولی همگی درصدد التیام بخشیدن به زخم های خود و دیگران هستند. یکی با مبارزه علیه ظلم در درونش، دیگری با مبارزه بر تنهایی و حتی، یکی با پیش رفتن به سوی مرگ. آن ها حتی در ناامیدی مطلق هم دنبال روزنه ای می گردند و اغلب آن را پیدا می کنند؛ حتی اگر به قیمت جانشان باشد. اغلب این زن ها با این که شکننده هستند اما دیر می شکنند. بعضی از آن ها همسرانشان را به جنگ فرستاده و انتظار و تحمل، تنها قاب زیبای زندگی شان محسوب می شود. شخصیت بیشتر زنان، نماد عشقی سرسخت هستند؛ حتی اگر به شکست ختم شود.

نگاهی دیگری به شخصیت های زن این داستان ها، نمایانگر واقعیت های موجود در جامعه است. اغلب زنانی که مادر نشده اند، دغدغه ی اصلی شان توجه و عشق همسر است. آن هایی که محبت فرزند را در دل جای داده اند؛ توجه و محبت همسر را فقط به خاطر فرزندانشان طالب هستند. پس می توان گفت؛ اساس تنهایی تمامی این زنان، نداشتن فرزند است. ناگفته نماند زنان، بیشترشان زن های چند دهه ی پیش هستند و نماد کاملی از زنان آن دوره.

با این که مضامین داستان ها مشترک است، اما نگاه و زاویه ها با هم بسیار تفاوت دارد. از ابتدا همه چیز از دریچه ی ظریف زنانه روایت می شود و همین طور که پیش می رویم داستان ها از منطق بیشتری برخوردار می شوند. نویسنده یک سویه به اختلافات نگاه نمی کند و قضاوت را به خواننده محول می کند. داستان ها با این که سراسر اختلاف است ــ اختلاف فکری، سلیقه ای و عقیدتی – اما سخن همه ی آن ها مشترک است: عشق.

عشق به همسر، عشق به وطن، عشق به مادر یا دایه و عشق به فرزند. و حاصل این عشق رنج و عذابی است که خواسته یا ناخواسته گریبان شخصیت ها را گرفته است. بیشتر آن ها ناگزیرند با آنچه سرنوشت برای شان مقدر کرده است، بسازند. گاه حتی  با تمام تلخی ای که بر فضای بعضی داستان ها حاکم است، داستان ها رنگی رمانتیک دارند. دید ضدّ فمینیستی نویسنده، باعث شده او نسبت به هر دو جنس نگاهی  جانبدارانه داشته باشد و به دور از هرگونه شعارزدگی از صفات منفی آن ها انتقاد کند. او با تصویر زیبایی از رفتارهای ناخوشایند بعضی زن ها، چگونگی به هم ریختگی درون مردها و تحولات را به نمایش می گذارد؛ هرچند همیشه هم، در شخصیت ها تحولی ایجاد نمی شود. آن ها خط مستقیم زندگی را در پیش گرفته و ادامه می دهند و گاه فقط نقش تکمیل کننده ی داستان قبلی را برعهده دارند.

تجّار با ترکیب دنیایی خیالی و واقعی به بخشی از ارزش های انسانی هم اشاره دارد و به خواننده اجازه می دهد از موضوعاتی ساده، برداشت هایی جدّی و بزرگ داشته باشد، و شاید به همین دلیل به جزییات بیش از کلیّات اهمیّت می دهد. پرداختن به برش هایی از زندگی، که شاید از نظر برخی از نویسنده ها کم اهمیّت هم باشد و مهم جلوه دادن آن ها به زیبایی این اثر افزوده است. نگاه نو و غیرجانبدارانه ی نویسنده نسبت به جنگ، یکی از این زیبایی هاست و شاید درست به همین دلیل، می توان ادعا کرد، خانم تجّار جزء معدود زنانی است که نقش غیر قابل انکاری در روایت صحنه های حواشی جنگ، آن هم از زبان زنان دارد؛ زنانی که در خانه نشسته  و مبارزه می کنند و این مبارزه دلگرمی بزرگی است برای مردان شان.

داستان ها با این که ظاهری ساده دارند، اما در بطن شان ده ها رمز و راز وجود دارد، هرچند اگر بعضی از داستان های  این مجموعه در حد یک طرح باقی مانده باشند.

نویسنده بیشترین تلاش خود را روی شخصیت پردازی متمرکز کرده و فضاسازی ها در تمام داستان ها، خواننده را آماده ی پذیرش محیط غم انگیز و تلخ داستان می کند. شخصیت ها در فضایی که نویسنده نقاشی کرده، زندگی می کنند و زندگی آن ها زندگی مردمان عادی است؛ اما نوع بیان آن قدر زیباست که به نظر می رسد بعضی از داستان ها پیچیدگی دارند. ناگفته نماند استفاده از نماد و نثر شعرگونه هم در این امر دخالت چشمگیری داشته است.

اما چیزی که کمتر در آثار خانم تجار، به خصوص این مجموعه، به چشم می خورد نبود کشمکش و تعلیق است. داستان ها کمتر اوج و فرود دارند و یکنواخت هستند و به آرامی پیش می روند. تنها گره حاکم بر این داستان ها، حس عاطفی بین زن و مرد است.

زیرکی و مهارت نویسنده در ایجاد فضایی کامل و پیوسته، بسیار دیده می شود. این داستان ها با یک پرداخت کامل که بیانگر تمام واقعیت های موجود در جامعه است به بازگویی بخشی از زندگی پرداخته است. نویسنده با پرداختی زیبا، تمام دردها و رنج های زن روستایی را در قاب دستان خشکیده و متورمش می بیند. زنانی که به این نوع زندگی خو گرفته  و تن داده اند و با تصاویری کوتاه و واقعی از زمان جنگ روبرو می شوند.

خواننده گام به گام با شخصیت های داستان پیش می رود. رنج و دلشکستگی شان را هم احساس می کند. و آن چه باعث زیباتر دیده شدن چنین فضایی شده است، بدون شک نثر بی نظیری است که بر تمامی آثار حاکم است. نثر شاعرانه و توصیف های زیبا و ماندگار خانم تجار، در شکل گیری بُعد احساس زنانگی آثارش تأثیر زیادی دارد. او با دیدی زنانه و جزئی نگری های فراوان و جملات موجز، به سراغ روایت داستان هایش رفته است.

البته ناگفته نماند خواندن این سبک نگارش برای هرخواننده ای ساده نیست. نوشته های تجار به خاطر نثرش و استفاده از نمادهای مختلف گاه بسیار سخت فهم می شود؛ به طوری که خواننده ی عادی مجبور می شود چندین بار آن را بخواند. اما بهره بردن از این هنر، که کمتر نویسنده ای آن را داراست، باعث می شود زودتر به نتیجه رسیده و تلخی ها و نازیبایی های زندگی را به شکل زیبایی به تصویر بکشاند.

آن جا که خشونت های مردانه، اعم از جنگ یا رفتارهای خشونت آمیز، داستان را به سمت و سوی شعارزدگی می برد، نثر زنانه، لطیف و شاعرانه به یاری اش آمده و تصویری زیبا، از شخصیت های جنگ، ترسیم می کند.

در واقع می توان خانم تجار را از بهترین تصویرگرهای داستان یا از بهترین توصیف کننده های زنده نامید و داستان های او را داستان هایی سروده شده، عنوان کرد. سرودهایی که در قالب نثری جاندار آورده شده است و خواننده را با هزارتوی شخصیت ها آشنا می کند.

هوشیاری دیگر نویسنده، استفاده از نمادهای تکراری است. نمادهایی که در لابلای مکتوبات نویسنده دیده می شود. حتی انتخاب عنوان داستان ها هم، نمادین است. خواننده در بیشتر سطور به کلمات نمادگونه برخورد می کند. این کلمات، که بیانگر محتوای داستان ها هم هستند، به نویسنده کمک می کند تا جملاتی کوتاه تر و پرمعناتر خلق کند. استفاده مکرر از عدد هفت، که نشانه ی تقدس است، روح خواننده را با این تقدس ها بیشتر آشنا کرده و گره می زند.

در «هفت بند» مردی در سفر هفتمش شهید می شود. در «سفر به ریشه ها» زنی بعد از هفت سال دوری، به وطن بازمی گردد و متحول می شود. در«هفت قدم رنج تا باغ نارنج و تورنج» زن در هفت مرحله رنجنامه ی خودش را بازگو می کند.

در هر صورت، “هم سیب، هم ستاره”، رضایتمندی خاصی را در روح و روان هر خواننده ای به وجود می آورد و او را با دنیای ملموس پیرامونش آشنا می کند و این درک و آگاهی را ایجاد می کند، که می توان با هنرنمایی، از سوژه ای ساده، فضایی پرمعنا، زیبا و باورپذیر خلق کرد.

/انتهای متن/