شجاعت و شهامتی که علی در وجود «سوده» زنده کرد

در میان شیعیان علی علیه السلام زنان شجاعی هم هستند که یکی از آنها «سوده» است؛ زنی که شجاعت و شهامتش معاویه را به شگفت آورد و او را به این اعتراف واداشت: این شجاعت و شهامت را علی در شما زنده کرده است…

1

سرویس اجتماعی به دخت؛ انوشه میرمرعشی/

سوده دختر عمار بن اسک همدانی دوبار در عمرش برای شکایت از کارگزاران حکومت راه سفر در پیش گرفت و نزد خلیفه مسلمین رفت. یک بار در زمان خلافت امیرالمومنین-علیه السلام- و یک بار هم در زمان معاویه بعد از آنکه او با نفوذ و خریدن برخی از سرداران سپاه امام حسن مجتبی-علیه السلام-او را وادار به پذیرش صلح کرد.

بار دوم اما وقتی سوده به شام و دربار معاویه رفت و شکایت از کارگزار منطقه شان را بازگو کرد، معاویه نه تنها به شکایت او اعتنا نکرد بلکه  سعی کرد سوده  را با تهدید و ارعاب از شکایت خود پشیمان کند. اینجا بود که سوده با شجاعت شرح ماجرای شکایت از کارگزار علی را برای معاویه گفت:

«در زمان خلافت علی بن ابی طالب من به عنوان نماینده ی قوم خودم حرکت کردم و برای  شکایت از کارگزار شهرمان به امیرالمؤمنین روانه ی کوفه شدم. وقتی وارد منزل علی شدم، دیدم در حال نماز و مشغول  عبادت خداست.

پس از خروج از نماز با نگاه مهربانانه ای به من فرمود: آیا کاری داری؟

عرض کردم: بله! کارگزار شما در مسائل مالی قسط و عدل را رعایت نمی کند و بر ما ستم م یدارد.

وقتی این گزارش به عرض علی بن ابی طالب رسید و از شواهد این گزارش، صدق اصل گزارش روشن شد، در حالی که  گریه می کرد، دست به آسمان برداشت و عرض کرد: خدایا! من کارگزارانم را چنان تربیت نکردم که به آنها ظلم را اجازه داده باشم و یا ترک حق خدا را تجویز کرده باشم.

 آنگاه قطعه پوستی را از جیبش درآورد و در آن فرمان عزل آن کارگزار را نوشت. بعد نامه را به من داد…

اما ای معاویه! اینکه من می گویم قبر علی-علیه السلام- عدالت را در آغوش دارد، برای این است که او فرمان عزل خائن را به من داد و ما رفتیم و مشکل حل شد. اما حالا که من از کارگزارت به تو شکایت می کنم، تو مرا تهدید می کنی.»

معاویه دستور داد که مشکل سوده را برطرف کنند و حقی را که از این زن ضایع شده به او برگردانند. سوده گفت: «من اگر فقط به فکر خودم باشم و تنها گلیم خویش را از آب بیرون بکشم، این فحشاست. و خدا از فحشا نهی فرموده است. من نیامده ام که فقط حق شخصی خود را احیا کرده باشم.»

پس معاویه به او گفت: این شهامت و شجاعت را علی در شما زنده کرده است…

                                                             ***

پس برای اینکه شجاعت و شهامت طرفداری از «حق» در وجودمان زنده شود چه راهی بهتر از پناه بردن به کلام امیرالمومنین علی-علیه السلام- که به یارانش فرمود:

«از خدا میخواهم که ما و شما را در مسیر اطاعت از خود و فرمانبرداری از رسولش(ص) قرار دهد و از لطف فراوان خود، ما و شما را عفو کند.

در جای خود بمانید! با مشکلات بسازید!… زیرا کسی که روی بستر بمیرد و حق خدا، حق رسول خدا-ص- و حق اهل البیت را شناخته باشد، شهید از دنیا رفته است و پاداشش به عهده خداست و خدا ثواب کار خیری را که در نظر گرفته است، به او عنایت میکند و نیت جهادی که در مغز داشته است جای شمشیر زدن را میگیرد. که هرچیزی وقت و زمان معینی دارد» -نهج البلاغه، خطبه 234-

منابع:

1-«نهج البلاغه»، ترجمه مصطفی زمانی، موسسه انتشارات نبوی، چاپ دوازدهم 1377.ش، خطبه 234، ص 589

2-«زن در آینه جلال و جمال»، آیت الله عبدالله جوادی آملی، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ سوم 1372.ش، صفحات 295 تا 297

 /انتهای متن/