عرفان حلقه(1)

از طریق یکی از آشنایان و با اصرار او که مرا مورد مناسبی برای حضور در کلاس های عرفان حلقه یا همان عرفان کیهانی می دانست، در این کلاس ها شرکت کردم. نه اینکه من علاقه و یا حتی کنجکاوی نسبت به این کلاس ها داشته باشم ! نه اصلا ! اما…

1

 سرویس فرهنگی به دخت؛نرگس. م/

اول از همه بعد از حمد و سپاس خدای متعال دوست دارم تا حدودی با من آشنا شوید و سپس ماجرای حضورم در کلاس های عرفان حلقه را برای تان تعریف کنم.

خوشبختانه آگاه بودم

۳۲ ساله هستم و متأهل و تا سطح کارشناسی درس خوانده ام. در یک خانواده نسبتا مذهبی و پای بند به اصول اخلاقی اسلام بزرگ شده ام. پس با تعالیم دینم نا آشنا نبوده ام. از دوران نوجوانی که دوران سرکشی و سوال های بسیار و مبهم برای همه نوجوانان است، متوجه شدم که جواب تمام سوال های هستی شناسی ام در دین ما کاملا آمده و با آگاهی از دین همه  شبهه ها رفع می شود . عشق به خدا را با تمام وجودم حس می کردم و عاشق سیره و سلوک پیغمبر و اهلش بودم. منم مثل خیلی از شماها با شنیدن اسم حضرت زهرا بوی یاس را می شنیدم، با شنیدن اسم حسین چشمانم اشکبار عطشان کربلا می شد و نام مهدی (عج) انتظاری شیرین را در وجودم شکوفا می کرد.

همین عشق و علاقه به خدا و اهل بیت ( ع) بود که مرا ترغیب به مطالعه قرآن، احادیث، سیره و زندگی اهل بیت (ع) کرد. پس نمی شد اسمم را آدم بی مطالعه و نا آگاه در این زمینه گذاشت و در حد بضاعت خودم مطالعه داشتم.

با هم وارد کلاس شویم

از طریق یکی از آشنایان و اصرار ایشان که مرا موردمناسبی برای حضور در کلاس های مورد نظر می دانست به کلاس های عرفان حلقه یا همان عرفان کیهانی محمد علی طاهری شرکت کردم. نه اینکه من علاقه و یا حتی کنجکاوی نسبت به این کلاس ها داشته باشم ! نه اصلا ! ولی بالاخره اصرارهای چند ماهه این خانم مرا مجبور کرد که علی رغم میل باطنی ام وارد کلاسها شوم.

کلاس ترم اول: اولین روز کلاس در خانه یکی از دوستان همین ” خانم آشنا ” برگزار شد. حدود ۳۰ نفر زن و مرد همکلاسی هایم بودند که اغلب زن و شوهر هم بودند و جز من هیچ کدام از هم کلاسی های این  ترم تحصیل دانشگاهی نداشتند. مهم تر از آن اینکه بعد از آشنایی با همکلاسی هایم فهمیدم که هیچ کدام شان  علاقه و اعتقادی به اسلام واقعی ندارند. اصولا آدم های بسیار راحت و به اصطلاح خودشان روشنفکری بودند که به دنبال خلأیی که در زندگی شان احساس می کردند به دنبال خدا در کلاس های استاد طاهری می گشتند.

روز اول خانمی، که در تشکیلات خودشان “مَستِر” نامیده می شد، سر کلاس ما آمد. مستر یعنی کسی که تمام هشت ترم کلاس طاهری را با موفقیت گذرانده و دو یا سه ترم هم آموزش مستری دیده است. مستر شدن فقط مستلزم گذراندن این دوره هاست و همان طور که  قبلا گفتم، اصلا به مدارج تحصیلی خاصی نیازندارد. یعنی مهم نیست که مستر زیر دیپلم باشد و یا دکترا داشته باشد. فقط کافی است که فن بیان و یادگیری دوره هایش مورد تایید استادان بالاتر قرار گیرد تا به درجه مستری مفتخر گردد. به هر حال این خانم با یک وایت برد وارد کلاس شد: یک خانم کاملا امروزی، شیک پوش و بی حجاب.

روی وایت برد با خطی زیبا نوشته بود: ” به نام بی نام او”!

بعدها متوجه شدم تمام وابستگان به کلاس های طاهری این عبارت در بالای نوشته ها و یا در سخنرانی های خود استفاده می کنند. اینطوری خانم مستر شروع کردند به آموزش ما !!

/ انتهای متن/

ادامه دارد…