انواع مرد در مشاوره ازدواج

وقتی تری توپولوف برای مشاوره ازدواج میاد پیش عمه گوهر ولی بی اینکه نظر عمه رو بپرسه، پاشو می کنه تو یه کفش که حتما وحتما همین …

0

سرویس فرهنگی به دخت؛ فریبا انیسی/

سانی سوزنی، ابروان به شدت تتو کاریش را در هم کشید وگفت: اصلاً میدونی تو چند نوع مرد داریم؟هی مرد مرد می کنی؟

طرف حسابش تری توپولوف بود که هر چه می گفتند، می گفت، مرد من از همه مردها سره؟!

تری توپولوف گفت: انواعش را نمی دونم، اما بهترینش را انتخاب کرده ام.

سانی سوزنی نگاهی به عمه انداخت. هرچه باشد آمده بودند برای میانجیگری خدمت ایشون! و ادامه داد: تو اصلا میدونی شوهرانی هستند که تعصب بی جا را با غیرت اشتباه گرفته اند. مثلا: جواب دادن به تلفن ممنوع، رفتن به خانه پدر و مادر و دوستان ممنوع، درس خواندن ممنوع، داشتن شغل ممنوع، مسافرت ممنوع، استفاده از رایانه ممنوع، خندیدن با صدای بلند در محیط خانواده و محارم ممنوع، تعریف و توضیح در مورد آقایان ممنوع، بیرون رفتن از منزل ممنوع.

تری گفت: بله می دونم. مثل شوهر عمه سوری. تازه بعضی هاشون هم سلطه‌جو، زورگو و کنترل‌کننده هستند.  حق انتخاب را فقط برای خود به رسمیت می‌شناسند. تصمیم در انتخاب محل زندگی به تنهایی؛ تصمیم‌گیری در مورد فرزند داشتن؛ تصمیم در مورد رفت و آمد و میهمانی رفتن، تصمیم در ارتباط یا قطع رابطه؛ تصمیم‌گیری در مورد شغل خانم، تصمیم‌گیری در مورد رشته تحصیلی و محل تحصیل همسرشان بدون توجه به نظر او؛ دستور به خانمشان در مورد چگونه فکر کردن، چگونه حرف زدن، چگونه احساس کردن و چگونه رفتار کردن؛ انتخاب و تماشای برنامه‌های دلپسند خود از تلویزیون بدون توجه به خانواده و همسرشان؛ انتخاب نوع و رنگ لباس داخل منزل خانمشان. تقریباً شبیه هم هستند.

سانی بدون توجه به چشمان گرد شده ما با تحکم گفت: تو می دونی بعضی از شوهران بی مسئولیت هستند
که هنوز در پی لذت‌طلبی انفرادی خود هستند. بدون توجه به به مسئولیت‌هایی که باید بپذیرند و نیازهایی که خانواده به آنها دارد، به دنبال پارتی‌ها، تفریحات، مسافرت‌ها، کوهنوردی، فوتبال، استراحت، خواب، تلویزیون و فیلم و سینما، موسیقی و دوستان و کارهای انفرادی مربوط به خود هستند. رفیق بازند و با دادن پول زیاد به خانواده  آنها را رها می کنند.

–  بله! تازه بعضی شون هم فقط وفقط سخت کوش هستند، ولی بی احساس. این شوهران خلأ وجودی خود را فقط با پول و کار پر می‌کنند. به بهانه‌های مختلف مثل داشتن اقساط، تعویض منزل یا خودرو، فراهم آوردن رفاه، تامین آینده زندگی، مسئولیت کاری و… اکثر اوقات خود را از صبح تا آخر شب و حتی تعطیلات، به دنبال کار و اضافه‌کاری و تجارت و مدیریت و… هستند. گاهی بهانه‌های انسان‌دوستانه و خدمت به خلق را پیش می‌کشند و گاهی تعهدات کاری را دستاویز قرار می‌دهند.

–  و می دونی که همین ها باعث دور شدن مرد از خانواده می شه و زنجیر عاطفی سست و پاره می شه و …

من و ماری سرتق و نیلا بلا رسماً سنگ کوب کرده بودیم، از این همه اطلاعات این دو تا در باب شناخت مرد.

–  تازه مرد وابسته به خانواده مادرش را هم اضافه کن و هم چنین مردان کمال گرا وخسیس رو که در هر دو صورت زن بیچاره باید بسوزه و بسازه…

سانی سوزنی که دیگر سوزنش گیر کرده بود و به پته پته افتاده بود فریاد کشید: تو… تو… همه را… میدونی و آن وقت برای چه به …. اون… اون پسره که …

تری توپولوف گفت: سانی ! من اون را عوض می کنم؟

–  با چی؟

نیلا بلاگفت. ماری سرتق گفت: عوضش چی می گیری؟

–  معامله پایاپای یا مبادله کالا؟

تری نگاه عمیقی به ما انداخت که انگار سه کله پوک را می نگرد و گفت: اخلاق و ایده هایش را عوض می کنم. با عشق با محبت… با ایثار… با …

عمه گوهر که تا آن وقت ساکت نشسته بود گفت: چند سالشه؟

تری سر به زیر گفت: چهار سال از من بزرگتره!

–  تو این سی سال عوض نشده. تو تا کی می خواهی رویش کار کنی تا عوض بشه؟ مگر تو تعمیر گاه لوازم یدکی دل و مخ داری؟… دست ازین کارهایت بردار با چشم باز انتخاب کن تا دوباره مجبور نشویم بگردیم دنبال مشاور برای داوم زندگی تون…

–  آخه عمه تو که خبر نداری؟

تری گفت و زد زیر گریه.

–  آزارت داده؟ ازون اذیت ها…

–  ازت گرو کشی کرده؟… عکس داری پیشش؟

–  احساساتت درگیرش شده؟ … صبح و شب به اون فکر می کنی؟

با صدای ساکت باشید عمه گوهر سه تایی زبون به دهن گرفتیم که تری توپولوف دست از گریه و زاریش برداشت و با بغض گفت: در دو سال اخیر اولین خواستگارمه؟!

/انتهای متن/