آیا دهه ملل متحد زنان برای زنان کاری کرد؟

غرب در نگاه به زن و حقوق زنان سابقه ای روشن ندارد، زنان از جایگاه و حقوق انسانی بهر نداشتند، از تمدن طلایی یونان باستان تا اوایل قرن بیستم . جنبش های زنان در غرب که دریک سده اخیر پیدا شده و غالبا به دنبال حداقل حقوق و نهایتا برابری حقوق نسبت به مردان بوده است، برای جبران همین جایگاه فرودستانه نسبت به زنان بوده است. در دهه های اخیر تلاش برای این جبران در قالب کنفرانس ها و کنوانسیون های مختلف خود را نشان داده است.

0

 سرویس اجتماعی به دخت؛ الهام آخوندان/

 امروزه يكي از مهمترين مسائل مهم جامعه بين المللي مساله حفظ و رعايت حقوق زنان و عدم تبعيض بر اساس جنسيت است. اگرچه زنان از قرن ها پيش براي به دست آوردن حقوق خود مبارزه كرده اند، اما مبارزه براي رعايت حقوق بشر زنان توسط جنبش بين المللي آنان، مبارزه اي تازه است. جنبش حقوق بشر زنان شامل تلاش هايي است كه فعالين جنبش زنان را به ترويج دستاوردهاي حقوقي زنان در حوزه هاي سياسي، مدني، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي براي بكارگيري آنها در چارچوب حقوق بشر ترغيب مي كند. بنا به تشخيص اين فعالين زمان آن فرا رسيده است كه از تمركز صرف به گسترش برنامه هايي ويژه در سازمان هاي زنان به سوي گنجاندن مسائل زنان در جريان كار دستور جلسات بين المللي حركت كرد. از پايان جنگ جهاني دوم و تاسيس سازمان ملل متحد اسناد حقوقي گوناگوني در رابطه با مسائل زنان تنظيم شده است كه هر كدام از اين اسناد مبين و منعكس كننده بعد خاصي از مسائل زنان مي باشد.

مهمترين قوانين و اسناد بين المللي در اين زمينه منشور ملل متحد است كه بر تساوي حقوق زن و مرد تصريح مي نمايد و تحقق همكاري بين المللي را براي گسترش و تشويق حقوق بشر و آزادي هاي اساسي براي همگان فارغ از هرگونه تبعيض نژادي، جنسي، زباني يا ديني را از اهداف سازمان بر مي شمارد. همچنين مواد 1 و 2 اعلاميه جهاني حقوق بشر اعلام مي دارد كه تمامي افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند، از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند و از تمام حقوق و آزادي هاي ذكر شده در اعلاميه بهره مند مي گردند.به علاوه ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي، ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كه جملگي به رفع تبعيض از زنان تاكيد دارند را مي توان ذكر كرد. يكي از موثرترين ابزارها كه طي اين دهه به منظور ترويج برابري زنان كسب شده است، پيمان رفع هرگونه تبعيض عليه زنان (پيمان زنان، CEDAW) بودكه در آن وظايفي كه دولت ها مي بايست در كليه حوزه هاي زندگي از خانواده تا محل كار انجام دهند، گنجانده شده است. شايان ذكر است كه در رابطه با مسائل زنان كنفرانس هايي نيز در عرصه بين المللي برگذار شده است.

اولين كنفرانس جهاني زنان در سال 1975 برگزار شد. حاصل اين كنفرانس اعلاميه مكزيكو درباره تساوي زنان و سهم آنان در صلح و توسعه “طرح اقدام جهاني” به همراه 35 قطعنامه در چارچوب سه موضوع اصلي كنفرانس يعني تساوي، توسعه و صلح بود. كنفرانس از ملل متحد خواست كه دوره اي را از 1976 تا 1985 به عنوان “دهه ملل متحد زنان” اعلام نمايند و پيشنهاد نمود كه دومين كنفرانس جهاني زنان در سال 1980 برگزار گردد.

دومين كنفرانس جهاني زنان در سال 1980 در شهر كپنهاك دانمارك برگزار شد و در آن يك برنامه اقدام براي نيمه دوم دهه ملل متحد تنظيم شد و علاوه بر آن به بررسي و ارزيابي پيشرفت هاي ايجاد شده و موانع موجود در راه نيل به اهداف دهه و كنفرانس مكزيكو پرداخته شد كه در اين راستا 48 قطعنامه به تصويب رسيد.

سومين كنفرانس جهاني در سال 1985 در نايروبي كنيا برگزار شد. اين كنفرانس با مضمون ” اعتلاي زنان تا سال 2000″ به منظور بررسي و ارزيابي دستاوردهاي دهه در رابطه با هدف هاي سه گانه تساوي، توسعه و صلح برگزار گرديد. بررسي و ارزيابي پيشرفت هاي به دست آمده در روند اجراي برنامه هاي كنفرانس هاي قبلي و اتخاذ راهكار هاي آينده براي پيشرفت زنان از اهداف ديگر اين كنفرانس بود.

 سرانجام چهارمين كنفرانس در پكن چين برگزار شد.اهداف اصلي كنفرانس همان اهداف سه گانه دهه ملل متحد بود.

در این میان آنچه مهم است تاثیرات عملی این تلاش ها بر موقعیت واقعی زنان است. آیا امروزه واقعا این موقعیت بهبود یافته است؟آیا دهه ملل متحد زنان برای زنان کاری کرد؟

 

 /انتهای متن/