روز عشق و خانواده

روز ولنتاین را خیلی ها به روز عشق می شناسند و جشن می گیرند. بعضی ها هم معتقدند که اگردر فرهنگ امروز جامعه ما، روز مادر، روز تولد حضرت زهرا(س) و روز پدر، روز ولادت علی (ع) است، روز اول ذی حجه که سالروز ازدواج این دو بزرگوار است چر اروز “عشق و خانواد ه”نباشد؟

3

سرویس فرهنگی به دخت؛ مجید میرزا اسکندری/

 سال هایی  از انقلاب می گذرد،ارزش ها به فراخور تحولات تغییر کرده،مناسبت ها نسبت به گذشته و آنچه در حکومت پادشاهی ایران به عنوان هنجار و ارزش فرهنگی- اجتماعی شناخته می شدt دگر گون شده و بسیاری از شادی ها و غم های مردم این مرز بوم بر اساس پیوستگی به سنت ها و آداب رسوم دینی- سنتی آنها به جایگاه و خود برگشته است…
سالهاست اعیاد دینی چون گذشته های تاریخی ظرفی برای شادی های مردم شده(چون اعیاد غدیر و قربان و روزهای ولادت پیامبر(ص) و ائمه هدی (ع) ) و متعاقب آن غم های این ملت نیز با غم و مصیبت این بزرگواران در عرصه های تاریخ همسو و هم جهت شده است…
دیروز در عصر پهلوی روز مادر  در سالروز تولد ملکه مادر جشن گرفته می شد،و پس از وقوع انقلاب این روز بر اساس رویکرد دینی حکومت اسلامی به بیستم جمادی الثانی روز میلاد حضرت فاطمه(س) دخت مکرم رسول خدا(ص) تغییر کرد،و سیزدهم رجب روز میلاد امیرمومنان علی(ع) به عنوان روز پدر و مرد شناخته شده و مردم این سرزمین که درصد اعظم آن را شیعیان تشکیل می دهند، همین روزها را با توجه به تناسب آن با عقاید و فرهنگ دینی خود پذیرفته اند و به روال معمول این اعیاد هر سال مأخذی برای شادی های خود و اکرام پدران، مادران و زنان و  مردان ایران زمین محسوب می شود.
جا افتادن و تثبیت و پذیرش این ایام  به عنوان روزهایی نمادین را می توان در دو علت جستجو کرد:
اول-حکومت اسلامی به عنوان بخش مهم تأثیر گذار بر فرهنگ و جهت دهنده آداب و سنن به طور برنامه ریزی شده و هدفدار  و برای دگرگون کردن سمبل ها-نمادها-و ارزش های اجتماعی بر اساس مانیفست مذهبی و دکترین تبعیت از قوانین اسلامی و نهادینه کردن آن در کلیات و جزئیات شئون این مرز بوم و برنامه پیاده سازی آن به شکل منطقی و منظم به تدوین برنامه ریزی و انشاء این فرهنگ پرداخته است و در همین راستا با استفاده از عنصر رسانه و تبلیغات این سمبل ها و نمادها را در اجتماع به جریان انداخته است.
دوم- نوع تفکر دینی-سیاسی مردم ایران با ریشه های عمیق تاریخی- ملی که بر اساس عقاید اسلامی-شیعی سمت و سو گرفته است با پیش زمینه ای پذیرا و بستری مناسب برای به رسمیت شناختن این نمادها و سمبل ها همسو شده و نفس تاریخی این نگرش کاملا چنین مطلبی را در بطن جامعه به جریان انداخته و به صورت رویه در آورده است.
اما…
هنوز جای نمادهای ملی مذهبی دیگری در این فرهنگ غنی خالیست،تا جایی که با وجود ظرفیت های بالقوه و تاریخی-دینی، به علت عدم برنامه ریزی فرهنگی از سوی ارباب رسانه و فرهنگ کشور از یک سو و باز نشدن این ظرفیت های بالقوه در قالب ایده های نو از طرف اندیشمندان دینی آحاد جامعه هنوز در جریان درست این ظرفیت ها نیستند.
در حدود دو دهه اخیر دسترسی و وجود  ماهواره برای بخش عمده جمعیت کشور و رواج روز افزون استفاده از فضای مجازی در قالب اینترنت و وب و… به خصوص در میان نسل نوجوان و جوان، که تأثیری بین المللی و فرامرزی دارند و بزرگترین نقش تأثیر گذار را در این” عصر رسانه”در انتقال فرهنگ یا(تزریق فرهنگی)جهت ایجاد “تغییر نرم” جوامع بازی می کنند، سمبل ها و ارزش هایی پذیرفته شده است که تناسب چندانی با آداب رسوم کهن این مرز بوم ندارد، اما وجود نیاز و تا حدودی خلأ ظاهری، جایی  برای این سمبل ها باز کرده است.از سوی دیگر با وجود نمادهای مشابه در فرهنگ ما نسبت به همین سمبل ها و نمادهای غربی و علیرغم وجود عناصری ریشه دار در فرهنگ دینی و هم سنن کهن این مرز و بوم به علت کم شناختی نسل جوان از این ظرفیت ها نسخه ی غربی آن مطرح شده است تا جایی که به عنوان یک نسخه ی بدل جای خود را به عنوان یک” رویه “که هر سال به آن پرداخته می شو، باز کرده است.
روز”ولنتاین”یکی از همین موارد است،روز 14 فوریه که معمولا هر سال مصادف با 25 یا 26 بهمن ماه سال ایرانیست، سالهاست به عنوان روز “عشق” در میان مردم ایران و به خصوص نسل جوان پذیرفته شده و تا جایی پیش رفته که زوجهای نسبتا جوان و حتی میانسال نیز این روز را به عنوان روز عشق و خانواده پذیرفته اند.در این روز به رسم معمول آن برای یکدیگر هدیه می خرند، مراسم ویژه برگزار می کنند و به رسم شادباش آن را جشن می گیرند! و این در حالیست که روز 29 بهمن ( روز پنجم اسفند ماه ایران باستان) که فاصله چندانی با این روز ندارد، در رسوم کهن ما که حتی به پیش از اسلام باز می گردد ، به نام روز “سپندار مزد” یا”عشق”وجود داشته اما به مرور مهجور و متروک مانده(اگرچههموطنان زرتشتی ما هنوز این روز را به عنوان روز عشق جشن می  گیرند) .
از سوی دیگر در فرهنگ ایرانی-شیعی ما بر اساس شواهد تاریخ  روز اول ذیحجه سالروز پیوند مبارک حضرت علی ابن ابیطالب(ع)و فاطمه زهرا(س) روز فرخنده و میمونیست که در میان جشنهای ما شیعیان و حتی در مکتوب معظمی چون مفاتیح الجنان روز متبرکی شناخته شده، اما در پرداختن به آن به عنوان یک ایده با ظرفیتی ویژه برای تبدیل شدن و نامیده شدن به عنوان روز”عشق و خانواده” غفلت شده است.
آیا با توجه با اینکه روز میلاد این دو بزرگوار به عنوان روز پدر و مادر-و روز زن و مرد – سالهاست در این مرز بوم نهادینه شده و به صورت یک رویه و روال اجتماعی در آمده است، متناسب با این روزها روز اول ذیحجه دارای این ظرفیت بالقوه و پتانسیل ویژه که به عنوان روز “عشق و خانواده”مد نظر ارباب فرهنگ و متعاقب آن آهاد مردم قرار گیرد نیست!؟ قطعا این روز که با یک برنامه تبلیغاتی منظم فرهنگی- دولتی  از سوی ارباب فرهنگ قابل به جریان انداختن و اجرا و نهادینه شدن است… یا اینکه  بر اساس زمینه فکری، پذیرش  این روز فرخنده دارای ضریب وزنی پایین تری از روز “ولنتاین”14 فوریه میلادی است که نه ریشه در رسوم سنن کهن پارسی دارد و نه پایه ای در اندیشه های ایرانی-شیعی ما ایرانیان!؟
…پس خوب است  ارباب فرهنگ و اندیشمندان و فرهیختگان با توجه به آنچه گفته شد بیاندیشند تا شاید بتوان جای خالی روز”عشق و خانواده” را با این روز عزیز پر کرد،به جای پذیرش نسخه های بدلی و غیر بومی مانند روز “ولنتاین”….
/انتهای متن/