چه احتیاجی به این قانون داشته ایم؟

قوانین به دنبال تنظیم روابط افراد با هم و رفع تنگناها و خلأهای احتمالی در این زمینه هستند.با دکتر فرزانه اژدری حقوقدان در مورد لایحه ازدواج سرپرست با فرزند خوانده به لحاظ حقوقی گفت و گویی داشتیم تا مشخص شود که آیا این قانون هم چنین خاصیت و جایگاهی دارد یا نه.

3

–  به عنوان حقوقدانی که با مسائل و مشکلات حقوقی مختلفی در سطح جامعه سروکار دارید، نظرتان در مورد قانونی شدن ازدواج فرزندخوانده با سرپرست چیست؟

–  من فکر می کنم که اصلا قضیه ی ازدواج سرپرست با فرزند خانواده در جامعه ما مطرح نبوده است که بخواهد معضل و مشکلی در این زمینه وجود داشته باشد.

–   با توجه به اینکه پایه خیلی از قوانین مدنی ما فقه دینی است، آیا این قانون مبانی  فقهی داشته است؟

–   در قرآن فرزند خوانده حکم فرزند واقعی را ندارد. به همین دلیل هم کسانی از متدینین که این کار خیر و زیبا را انجام می داده اند، برای ایجاد فضای راحت و امن در خانواده مسئله محرمیت را در نظر می گرفته اند. این محرمیت دقیقا برای آن بوده که  فرزندخوانده نسبت به مردهای خانواده که مهم ترینش پدرخوانده است، یک حریم امن و مطمئن داشته باشد. از این محرمیت ممکن است بعضی برداشت ازدواج داشته باشند، که اشتباه است.

 

–  البته در این قانون، به ازدواج سرپرست با فرزند خوانده اشاره شده است؟

–   ازدواج یا همان عقد نکاح دو جور است: موقت و دائم. هرکدام هم شرایطی دارد. در هر صورت هم یک شرط مهم در ازدواج بحث بیرون بودن از دایره محارم است. دختری که نسبت به پدرخوانده محرم است، که اصلا بحث ازدواجش با او  مطرح نیست.

–  پس ممکن است با فرض نامحرم بودن دختر نسبت به پدر خوانده بحث ازدواج مطرح شود؟

–  بله متاسفانه این قانون فرضی را مطرح کرده است که خیلی دور از ذهن و واقع است. همانطور که گفتم در خانواده هایی که متشرع بوده اند و دین و احکام شرعی را  رعایت می کرده اند، چنین فرضی خیلی مطرح نبوده است . چون حرمت ها با دقت بسیار مورد توجه بوده است. این دسته از مردم برای تنظیم روابط شان در خانواده احتیاجی به چنین قوانینی  ندارند.خیلی از آنهایی هم که به شرع کاری نداشته اند، در این موارد  حریم های اخلاقی داشته اند و با رعایت همین حریم ها بی اشکال زندگی می کرده اند. در این صورت این قانون برای آنها هم لازم نبوده است. البته ممکن است کسانی هم باشند که اصولا بی قید وبندند و هیچ  حریمی را در زندگی شخصی و خانوادگی ندارند، اینها برای دختر خودشان هم ممکن است حریم قائل نباشند. برای امثال این گروهها این قانون کاری نمی کند و اثر بازدارنده ای ندارد. چون ضمانت اجرایی در آن نیست. ضمن اینکه اصولا چنین قضیه ای یعنی ازدواج سرپرست با فرزند خوانده بسیار کم و نادر مطرح بوده و پیش آمده است.سوالی که پیش می آید این است که چه ضرورتی برای وضع چنین قانونی بوده و اصلا پس قانونگذار برای چه کسی و چه چیزی آمده  یک مسئله ی  نادر را عمده  و افکارعمومی را دچار تشویش کرده است. و در نهایت این قانون کدام خلأ و تنگنایی را از بین می برد؟

–  به نظر شما تاثیر این قانون بر وضعیت فرزند خواندگی و روابط خانوادگی در این نوع خانواده ها چگونه است؟

 

–  فکر می کنم که چنین  قانونی  ممکن است راه سوء استفاده را برای بعضی ها باز کند. و البته کسی که اهل سوء استفاده باشد به این قانون هم احتیاجی ندارد.

در عین حال می بینیم که  این قانون نگرانی ها ودغدغه هایی ایجاد کرده است. و از همین الان که هنوز تصویب قطعی نشده، باعث تزلزل و خطر برای موقعیت بچه های فرزند خوانده شده است. اسلام سرپرستی کودکی یتیم را امری زیبا و پسندیده می داند و کسی را هم که عامل چنین کار خیریست، انسانی  شایسته می بیند، بخصوص اگر متشرع باشد و خودش سعی داشته باشد همه جهات شرعی و اخلاقی مورد نظر دین را رعایت کند.

متاسفانه  مطرح شدن این قانون، ممکن است در نهایت منجر به این شود که خیلی ها از اصل این کار خیر منصرف شوند و این، یعنی اینکه شماری از بچه های بی سرپرست که می توانند در فضای سالم و پرنشاط یک خانواده قرار بگیرند و پرورش پیدا کنند، از این امکان محروم می شوند و هم خیلی خانواده ها که با عشق و شور و انگیزه دنبال این کار زیبا یعنی نگهداری بچه بی سرپرست درخانواده بوده اند، از این فرصت خوب بی بهره بمانند.

/انتهای متن/