بسته بندی یعنی حقه بازی؟!

در ز ندگی روزمره و در جریان تعاملات اجتماعی ما فقط پول و کالا و خدمات ردوبدل نمی کنیم، ما اعتماد و اطمینان را هم تبادل می کنیم.و وای از روزی که در این تعاملات یکسره بی اعتمادی و عدم اطمینان به همدیگر بدهیم!

1

سرویس اجتماعی به دخت/

در همه جای دنیا مواد بسته بندی شده از اعتبار بیشتری برخوردار است الا ایران ما. یعنی فرقی نمی کند که شما میوه ی بسته بندی شده را از کجا بخرید، میدان میوه و تره بار، میوه فروشی های میدان تجریش یا مغازه ی میوه فروشی سرکوچه. در هرحال باید منتظر باشید که احتمالا میوه هایی که ظاهر بهتر دارند روی بسته باشند و آنهایی که بدرد دور ریختن می خورند، زیر بسته ! یا حتی در یک بسته یک ردیفی میوه را طوری بچینند که قسمت خرابش مخفی و ته بسته باشد و قسمت سالمش روی بسته و معلوم! وقتی یک دسته سبزی خوردن می خرید، اگر بشکل بسته بندی دست تان بدهند، منتظر باشید که نصف آن را دور بریزید و شاید هم بیشتر از نصف، چه از سبزی فروش میدان میوه و تره بار با قیمت کیلویی 1000 تومان یا از سوپرمارکت محل با کیلویی4-3 هزار تومان.گاهی هم تقریبا همه سبزی را مجبورید دور بریزید ، اگر این بسته را آخر وقت از سبزی فروش خریده باشید. و همه اینها این حرف را در ذهن مصرف کننده جا می اندازد که: بسته بندی یعنی حقه بازی؟!

راستی چرا ؟ اگر ما مسلمانیم که در قرآن ما نوشته که:” وای بر کم فروشان ، آنها که وقتی از مردم پیمانه گیرند، تمام گیرند و چون برای آنهاپیمانه یا وزن کنند، کم دهند.” اگر اخلاق و وجدان را بها می دهیم، آیا نباید فکر کنیم کسی که میوه ای می خرد، یا سبزی می گیرد، شاید این همه بضاعتش باشد که برای حفظ آبرو در برابر مهمان صرف می کند یا فرصتی نداشته باشد که سبزی خراب  را کنار بگذارد و سبزی بهتری برای غذا تهیه کند؟

و اما در این میان بدتر از این که این میوه ی خراب یا سبزی دورریختنی ، پول و آبرو و وقت مردم را هدر می دهد، اعتمادیست که از بین می رود. همان که جامعه شناسان می گویند “سرمایه اجتماعی” است و بدون آن زندگی اجتماعی سخت و نامطبوع می شود و گاهی ناممکن و بسیار تلخ .

و پرسش آخر اینکه در میانه ی  این همه تورم و گرانی، مسئولین چه فکری برای دفاع واقعی از حقوق  مصرف کننده  کرده اند؟

/انتهای متن/