خانم دكتری با هزار قلب مهربان

پزشکان فرشته های نجات جبهه ها بودند با آن لباس های سفید و دل های بزرگ و عاشق شان. اما یکی شان فرشته تر بود و عاشق تر: خانم دکتر کیهانی . او دردفترچه خاطرات ذهن مریم کاظم زاده اولین خبرنگار زن جنگی مان ثبت شده به عنوان خانم دکتری با هزار قلب مهربان.

1

سرویس فرهنگی به دخت؛ مریم کاظم زاده/

وقتی آمبولانس از سراشيبیدرمانگاه شهيد نجمی* می آمد پايين تا مجروح را با برانكارد روی تخت بگذارد، دكتر كيهانی مثل فرشته نجات قبل از هر كس ديگري بالای سر مجروح می رسيد. مجروح درد داشت، جراحت ها خيلی عميق بود. يا تركش عضوی را قطع كرده بود يا بدن پرازتركش بود، اكثرا داد می زدند، بعضي ها هم ناله. دكتر كيهانی مهربان و آرام با اين تكيه كلام بالای سر هر مجروحی مي آمد:”جانم، جانم، می دونم خيلي درد داری، بذار ببينم ،جان، جان،” ان وقت مجروح كمتر ناله می كرد، كمتر فرياد مي زد.
درمانگاه شهيد نجمی، اولين درمانگاهی بود كه مجروح ها را از خط مقدم می آوردند. وقتی عمليات شروع می شد مجروح ها خيلی زياد می شدند. اكثرا جراحت شان آنقدر عميق بود كه به علت خونريزی، نرسيده به درمانگاه، شهيد می شدند. دكتر كيهانی به آقای تهرانی كه هم مسئول درمانگاه بود، هم همسرش، پيشنهاد كرد، موقع عمليات تجهيزات پانسمان و آنژيو كت و…را با نفربر زرهی** به خط مقدم ببرد و مجروح های بد حال را پانسمان كند. كار سختی بود، اما جان رزمنده ها مهم تر . شوهرش با ارتباطی كه با فرمانده های پادگان گرفت، اين كار را كرد. دكتر كيهانی هم كلاه سرش می گذاشت و با روپوش سورمه اي و شلوار مشكی با همسرش و يك كمك نفر، راهی خط مقدم می شدند. اين طور شد كه تعداد مجروح هايی كه بخاطر خونريزی شهيد می شدند، كمتر شدند.

*درمانگاه شهيد نجمی، درمانگاه سر پل ذهاب بود كه مجروح ها بعد از پانسمان به بيمارستان پادگان ابوذر اعزام مي شدند.
**نفربر:نیروهای نظامی درهر نبرد از نفربر زرهی، جهت دیدبانی  وهمچنین انتقال سربازان به خط مقدم  جبهه استفاده  مي کنند. یک وسیله آبی- خاکی است و به اندازه کافی جنگ افزار دارد تا بتواند تانک های دشمن رانابود و ازافراد درون خود محافظت کند.
/انتهای متن/