زن در نگاه یونان و روم باستان

حقوق و جایگاه زنان در طول تاریخ و در میان ملل و جوامع مختلف فراز و نشیب زیادی داشته است. نگاهی گذرا به گوشه ای از این حقوق و جایگاه داریم.

1

 سرویس اجتماعی به دخت؛ الهام آخوندان/

در میان تمدن های باستانی، یونان را تمدن طلایی می دانند. اما جایگاه و حقوق زن در یونان باستان هم طلایی بوده  است؟

زن در یونان باستان

زن یونانی در زندگی دولت-شهر نقش کمی داشت. ارسطو در مورد اینکه زن دارای فضیلت هایی مانند احتیاط، عدالت، شهامت و یا اعتدال باشد، آشکارا اظهار تردید نمود.

زن در اندرون خانه به سر می برد، بدین معنا که کوشکی در طبقه فوقانی خانه به او تخصیص داشت، ولی در کانون خانواده از ارزش و احترام برخوردار بود. او که در خانه زندانی بود، نمی توانست در زندگی اجتماعی سهیم باشد.

زن در امپراطوری روم

قانون و سنت برای پدر خانواده در روم قدیم اختیارات نا محدودی قائل بود. زندگی فامیلی رنگ و بوی مذهبی داشت. بر اساس معتقدات مذهبی، پدر پیشوای دینی و دارای اختیارات نامحدود بود. او می توانست پرورش اولاد خود را نپذیرد و نوزاد را  سر راه بگذارد یا بفروشد. هرگاه زن یا فرزندش مرتکب گناهی می شدند، می توانست آنها را محکوم به اعدام کند.

زن از هنگام تولد تا روز مرگش همواره تحت قیمومت قرار داشت، یعنی از بچگی تا سن بلوغ و از آن پس تمامی دوران زندگی بزرگسالی اش زیر سلطه پدر یا شوهر می گذشت.

در این دوران دو گونه ازدواج وجود داشت: ازدواج اجباری و ازدواج اختیاری که مستلزم توافق و تایید پدر بود.

پیمان ازدواج اجباری، زن را به رفتن به خانه شوهر و فرمانبرداری از شوهر مجبور می کرد. زن رومی زیر دست شوهر و در مقابل قانون عاجز بود.

تا قرن سوم پس از میلاد، ازدواج اجباری همه گیر شده بود، اما از آن پس این شکل ازدواج که در آن، زن تمامی حقوق خود را از دست می داد، منسوخ و ازدواج اختیاری جایگزین آن شد که بنا بر آن زن در ماندن کانون خانوادگی خود مختار بود.

پیش از دوران امپراطوری، زن رومی به تنهایی و بدون کمک قیم خود نمی توانست پیمان ازدواج ببندد و نه وصیت نامه تنظیم کند و یا مالک خود باشد. پس از این دوران وی اجازه یافت که وصیت نامه خودش را تنظیم و امضا کند.

در جریان تحول آداب و رسوم، نهاد قیمومت رو به افول نهاد. طبق قانون “کلودیا” زنان از بدو تولد آزاد به شمار می آمدند و دیگر پدر خانواده مجاز نبود که در وصیت نامه خود دخترانش را تحت قیمومت کسی قرار دهد.

زن و حقوق کلیسا

حقوق مسیحیت عمیقاً از حقوق رومی ملهم بوده است.کشورهایی که بوسیله روم فتح شدند، بعداً به مسیحیت گراییدند. کلیسا نفوذ معنوی قابل ملاحظه ای در خانواده اعمال می کرد و مسائل مهم خانوادگی توسط قدرت های مذهبی که قوانین خود را اجرا می کردند، حل و فصل می شد. این قوانین هنوز هم هست، منتها قدرت و نفوذ کلیسا برای اجرای آن بسیار افول کرده است.

طبق قوانین کلیسا زنی که ازدواج کرد، شوهر حکم رئیس او را دارد. ازدواج یکی از مراسم هفت گانه ای است که موجب تقدیس زوجین می شد. ازدواج فسخ ناپذیر، دائمی و منطبق با تشریفات دینی است.

باید در نظر داشت که کلیسا همیشه توسط مردها اداره شده است و در سلسله مراتب کلیسا حتی یک زن هم دیده نمی شود.

حقوق زن در اسلام

مبنای اصلی تمدن اسلامی بر کتاب قرآن نهاده شده است. قرآن جایگاه رفیعی به زن اختصاص داده است. یک سوره در قرآن ، سوره نساء، بطور کامل به زن تخصیص داده شده است.

نخستین نکته ای که در سوره نساء مطرح است مساوات میان مرد و زن در خلقت می باشد:

 “ای مردمان، از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از او آفرید و از آنها مردان بسیار و زنان پدید آورد، بترسید.”

قرآن کریم وقتی مساله زن و مرد را مطرح می کند می گوید: این دو را از چهره ذکورت و انوثت نشناسید، بلکه از چهره انسانیت بشناسید و حقیقت انسان را روح او تشکیل می دهد، نه بدن او. انسانیت انسان را جان او تامین می کند، نه جسم او.

قرآن در حرکتی بدیع هرگونه قربانی کردن انسان را ممنوع کرده است از جمله در مورد زن. قرآن  شخصیت زن را به رسمیت شناخت و به او حق مالکیت اموالش را تفویض نمود. با این نگاه خانواده قویترین ساختار اجتماعی شد و پدر رئیس بلامنازع خانواده گردید؛ و البته ریاستی که قرآن تعریف کرده است.

/ انتهای متن/