دخترم حرف‌شنوی ندارد!

زمانی که در سال 1385 روز میلاد حضرت معصومه (س ) را شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان روز ملی دختران نام‌گذاری کرد, بدون تردید توجه به اهمیت و نقش دختران این مرزو بوم مورد هدف بوده است.
در آستانه روز دختر با دکتر شهین ایروانی استادیار فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در خصوص نقشی که والدین در تربیت دختران ایفا می‌کنند و مباحث دیگر در این زمینه، به گفت و گو نشستیم.

0

سرویس اجتماعی به دخت؛سمیه سمیعی/

داشتنش نعمت، بودنش رحمت، سخنش شیرین و محبتش بی انتهاست؛ او دختر من است. شاید به جرأت می‌توان گفت که بسیاری از والدین در تعریف از فرزند دخترشان از این جملات و کلمات مشابه استفاده می‌کنند و با افتخار می‌گویند که صاحب دختر و یا دخترانی هستند از جنس تمام خوبی‌ها که باید مراقب باشند تا از گزند روزگار در امان بمانند و این امر خود، ما را به اهمیت توجه به اثربخشی و اثرپذیری دختران و چگونگی رشد و تربیت شان سوق می‌دهد.
در هر حال با توجه به شرایط کنونی جوامع که بسیار دیده می شود افراد به دلیل زن بودن با ناملایمات و چالش های فراوانی مواجه می شوند، به نظر می رسد تربیت و نحوه شکل گیری شخصیت این افراد یعنی دختران ما برای مقابله و ایستادگی در برابر این مشکلات بسیار حائز اهمیت باشد.
نقش برجسته پدر و مادر در کنار یکدیگر
دکتر شهین ایروانی ابتدا بیان داشت: به طور خیلی مشخص وظیفه تربیت دختران هم بر عهده پدر است و هم مادر؛ اما اینکه در تصور عموم اینگونه جا افتاده است که مادرها موظف‌ترند و ما به کرات می‌شنویم که گفته می‌شود تربیت فرزندان بر عهده مادر است و مادر باید دختر را تربیت کند، باید بگویم هم به نوعی اشتباه است و هم درست. واقعیت این است که تربیت فرزندان همان‌طور که گفتم بر عهده والدین هر دو است، اما در طول تاریخ به دلیل شرایط فیزیکی زنان یا مادران اینکه به طور مثال فرزندان را به دنیا می‌آورند، حضورشان در خانه پررنگ‌تر است و تغذیه و بهداشت فرزندان بر عهده مادر است، درواقع این تقسیم‌بندی وظایف به طور طبیعی موجب شده این تفکر ایجاد شود که وظیفه زن تربیت فرزندان به ویژه دختران است.
وی ادامه داد: اما مسئله این است که به دلیل نیازهایی که یک تربیت اصولی دارد، در این زمینه  هم پدر و هم مادر نقش مشخصی دارند. مادر مسئول  تربیت زن بودن دختر است و پدر برای اینکه تصور روشنی از مرد بودن و ویژگی هایی که یک مرد باید داشته باشد، به او بدهد. در مقابل فرزند دختر ،  در واقع هر کدام سهم خود را دارند، اما توجه کنیم که ما در ضرب المثل های خودمان هم داریم که “اگر می‌خواهی به خواستگاری دختری بروی, ببین مادرش چه شخصی‌ست” در واقع به دلیل اشتراکات جنسیت، دختر با مادر و پسر با پدر همانندسازی می‌کند.
این استادیار فلسفه تعلیم و تربیت ضمن تاکید بر اینکه ویژگی‌های رفتاری چیزیست که آشکار است تصریح کرد: اما تصورات و تعریفی که دختران در ذهن شان به طور مثال از مردان دارند و نسبتی که با ورود به جامعه با مردان و پس از ازدواج با همسرشان برقرار می کنند، به تعریف شان از زن بودن و اینکه چه تعریفی از مرد داشته باشند، بستگی دارد. این ها جزو تصوراتیست که آشکارا مشخص نیست.  اما رفتارهای زن بودن آشکار است به همین دلیل سهم مادر آشکار تر و سهم پدر پنهان‌تر است.
مادران گله می کنند
ایروانی اضافه کرد: بارها از سوی والدین به ویژه مادران این جمله را می‌شنویم که دخترم از من حرف‌شنوی ندارد. البته باید بگویم این مشکل عمومیست. اما چون تربیت تاریخی ما اینگونه بوده که دخترها و زن ها مطیع‌تر باشند، زمانی که این فرد که در تصور ما باید مطیع‌تر باشد, قدری نافرمانی می‌کند برایمان گران‌تر است. مثل اینکه بشنویم زنی همسرش را کتک زده. گرچه ما این را هم قبول نداریم،  اما درعین حال برایمان خیلی عجیب است که زنی همسرش را کتک بزند.  این در حالی‌ست که اگر بشنویم مردی این کار را انجام داده شاید عکس العملی هم نشان دهیم و این کار را هم بد بدانیم ، اما این برای ما به اندازه رفتار اولی عجیب نیست. چون خیلی وقت ها مردها زن ها را زده‌اند, در نتیجه چون در تصورات ما این سابقه وجود داشته، پذیرش عکس آن هم دشوارتر است. اما باید بگویم واقعیت این است که حرف شنو نبودن دختر به دلیل اشتباهاتیست که والدین در تربیت فرزندشان داشته اند.
 
خانواده‌ها ضوابط و چارچوب مشخص داشته باشند
وی خاطر نشان کرد: والدین باید حقوق بچه‌ها را به رسمیت بشمارند و  البته در این امر گاهی خلط می‌کنند و دچار اشتباه می‌شوند و این برمی‌گردد به اینکه خانواده باید ضوابط و چارچوب‌هایی داشته باشد و اگر این ضوابط را ندارد، این اولین خطای تربیتی است. بچه‌ها باید در یک چارچوب مشخصی تربیت شوند. به تصور من خانواده‌ها این چارچوب را دارند. وقتی احساس می‌کنند بچه‌ها حرف شان را گوش نمی‌کنند، نه همه دلیل ناشنوی اما بخش مهمی از آن همین است که خانواده ها ضوابطی دارند و بچه ها تن به این ضوابط نمی‌دهند.
ابروانی تصریح کرد: نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که تشخیص اینکه حق بچه تا کجاست، برای والدین قدری مشکل است .به همین خاطر خانواده ها نمی دانند آیا باید فرزند خود را  از بعضی کارها ممنوع کنند یا خیر . این عدم تشخیص باعث می شود گاهی حقوق بچه ها نادیده گرفته شود. گاهی هم که والدین در برابر هیچ خواسته بچه ها مقاومت نمی کنند،  بچه معیار ندارد که کجا باید ایست کند و کجا به جلو رود. در هر حال خانواده باید خط قرمز داشته باشد و به آن پایبند باشد و نکته مهم دیگر این است که والدین باید برای این خط قرمز منطق داشته باشند و حتی اگر بچه کوچک است و منطق را متوجه نمی شود، حتماً برای او چرایی موضوع مناسب با فهم و سنش توضیح داده شود. والدین همچنین باید ثبات رفتار داشته باشند، نه اینکه وقتی خسته اند، بگویند باشد و وقتی سرحالند، بگویند خیر یا بالعکس.
این استادیارفلسفه تعلیم و تربیت اضافه  کرد: چه زمانی فرزند ما حرف گوش نمی دهد؟ زمانی که مطالبه ای دارد و والدین او را منع می کنند و او تن به این امر نمی دهد. این همان موارد خطایی ست که به عدم ثبات رفتار خانواده ها، نداشتن ضوابط و چارچوب مشخص و خلط کردن حقوق بچه ها در چارچوبشان بر می گردد. نکته دیگر اینکه یادمان باشد زمانی که امتیازی داده می شود، پس گرفتن ان بسیار سخت و هزینه بردار است. در نتیجه بهتر است از ابتدا با احتیاط عمل کنیم و پیشنهاد من در خصوص برخی از اشتباهات تربیتی این است از آنجا که نمی توان یکباره همه چیز را عوض کرد ، والدین نخست ایستادگی کنند، اما نه با خشونت بلکه با جدیت ، تا رفتارهای شرطی شده فرزند ما کم کم تغییر کند و او  کم کم بتواند خط قرمزها را بپذیرد.
وی ضمن اشاره به فاکتورهای درست تربیت دخترها بیان داشت: باید بگویم دخترها و پسرها از جنبه اینکه انسانند در برخی امور تربیتی مشترک هستند و قابلیت مشترک انسانی آن ها باید مورد هدف تربیت باشد.  باید فکر کردن، کنترل عواطف، احساس مسئولیت و وظیفه را بیاموزند. در واقع آن ها به دلیل نقش هایی که در جامعه ایفا می کنند و نقش های فردی که دارند، یعنی هر دو همسر می شوند اما یکی شوهر و یکی زن، و  این نقش ها متفاوت است، پس  تربیت آنها هم متفاوت است.
تجربه کردن و خودآموزی مفید است اما…
ایروانی ادامه داد: در هر حال باید بگویم جدای از آنچه گفته شد در تربیت بسیاری از شرایط محیطی را باید در نظر گرفت. به طور مثال آزادی بد نیست، تجربه کردن و خود اموزی از طریق تجربه بسیار خوب است اما اگر محیط تحت کنترل نباشد، آن آزادی بسیار اسیب رسان می شود . به همین دلیل در حوزه وسایل ارتباطی به دلیل اینکه نمی توانیم کنترل دقیق و زیادی داشته باشیم، لاجرم نمی توانیم مطلق استفاده از آنها را آزاد کنیم. اما نکته مهم در این زمینه این است که والدین دوست بچه ها باشند،  اما رئیس آن ها نیز باشند. یکسری موارد را نمی توان مستقیم از فرزند خواست باید محیط را طوری کنترل و تنظیم کنیم به گونه ای که دائم بتوانیم رفتار آن ها را  مشاهده کنیم .مثلاً ممنوع کنیم که در اتاق شان بسته باشد .وقتی در بسته است، نه اینکه پشت هر در بسته ای اتقافی می افتد، ولی در بسته یعنی زمینه پنهان کاری وجود دارد و البته نه اینکه بچه ها به دنبال توطئه بر علیه  خودشان یا والدین شان هستند، اما واقعیت این است که در معرض حوزه هایی قرار می گیرند که برای آنها آسیب زاست.
وی تصریح کرد: این نوع کنترل کردن بسیار لازم است ما به کرات دیده ایم که والدین خوش خیال فرزندانشان را عملاً از دست داده اند. من به خانواده ها می گویم نه اینکه ما بچه هایمان مشکل دارند، محیط ما محیطی ست که مشکلات رفتاری هجوم می آورد . پس ما فکر نکنیم بچه ها مصون هستند. کنترل های لازم را انجام دهیم نه با تحکم .خیلی وقت ها والدین روش شان مشکل دارد نه اصول شان، برخوردشان نادرست است. با بچه ها همراه بودن بسیار اثرگذار است.
والدین ابتدا به خود و بعد به فرزندان شان احترام بگذارند
این استادیار فلسفه تعلیم و تربیت اظهار داشت: پدر مادرها باید ابتدا به خودشان و سپس به بچه ها احترام بگذارند .گاهی می بینیم که متأسفانه بچه ها با والدین با بی ادبی بد برخورد می کنند. این به این دلیل است که والدین خود حریم شان را حفظ نکرده اند. با فرزندشان در دوران کودکی برخورد نکرده اند باید انچه را می خواهند از همان ابتدای کودکی رعایت کنند. یادمان باشد برای هر کاری باید زمینه سازی کرد. مثلا  اگر از بچه ها  فکر کردن می خواهیم باید دلیل رفتارهای شان را از انها پرس و جو کنیم . دائم بپرسیم چرا؟ تا آنها فکر کردن را بیاموزند.
تربیت دختر از رحم مادر شروع می‌شود
ایروانی با تأکید بر اینکه تربیت دختران از رحم مادر شروع می شود، اضافه کرد: وقتی والدین و به ویژه مادران می فهمند جنسیت فرزندشان دختر است، لباس ها و و سایلی که برای او آماده می کنند، رنگ هایی که مورد توجه شان قرار می گیرد با پسرها متفاوت است. در واقع ما با این نوع برخورد هویت جنسی زنانه را از زمانی که او هنوز به دنیا نیامده برایش تعریف می کنیم و البته این یکی از اسیب های ماست که گرچه بخشی از آن افراطی و بخشی از آن جایز است. این نکته ضروری ست که تربیت دختر باید از همان ابتدا اغاز شود، اما بسیار کم رنگ. مثلا خانواده ای که می خواهد دختر پوشیده ای داشته باشد باید ابتدا بداند که پوشیدگی دختر و پسر ندارد. به همین دلیل به فرزندانش باید بیاموزد که انسان باید رعایت کند که بدنش را بپوشاند و بعد ارام ارام طبیعتا نوع پوشش دختر و پسر تغییر می کند و دخترها زمانی که به سن تکلیف می رسند فشاری بر انها نیست.
وی افزود: در واقع برخی فاکتورها از کودکی قابل اجرا و برخی قابل اجرا نیست و من به عنوان سخن پایانی باید بگویم که خانواده ها اگر هنگام ازدواج فرزندشان توجه دارند که به اصطلاح یک شیر حلال خورده فرزندشان را خوشبخت کند و به دنبال کسی هستند که از نظر تربیتی مناسب باشد و خلق و خوی مناسب داشته باشد، باید به یاد داشته باشند که نگاهی هم به فرزند خود بیندازند که رفتار درست دارد یا نه. یعنی خانواده ها از زمان کودکی بدانند که بچه هایشان قرار است همسر کسی باشند. اگر می خواهند خوشبخت باشند، باید با تربیت اصولی و درست نقش هایی را که در آینده باید ایفا کنند را به آنها اموزش دهند.
ایروانی در پایان گفت: پدرها مسئول زندگی آینده دختران شان هستند و در نحوه زندگی کردن او، و نقش مهم تر و تعیین کننده تری دارند. نوع رفتار و جایگاه پدر در خانواده، نوع رفتار پدر با همسر و فرزند دختر، در زندگی دختر بسیار مؤثر است. اکثر افراد وقتی صاحب فرزند می شوند، الگوی رفتار با فرزندشان ناخودآگاه مقتبس از رفتار پدر و مادر با آنهاست. همان طور که پیش از این هم گفتم در تعریفی که دختر از مرد پیدا می کند، نوع مطالباتی که باید از همسر داشته باشد، در نوع رفتاری که باید با او داشته باشد، پدر همواره الگوی قاب گرفته دختر است.
/انتهای متن/