تقسیم کار مناسب، رمز خوب اجتماعی شدن بچه هاست

در آخرین بخش گفت و گو با دکتر مریم نهاوندی جامعه شناس، در مورد مهم ترین مسائل اجتماعی دختران ایران، از تفکیک نقش ها در محیط خانواده و تاثیر آن بر تربیت بچه ها یا همان اجتماعی شدن شان در خانواده صحبت کردیم.

0

سرویس اجتماعی به دخت؛ فرزانه حکمت/

–   خانم دکتر نهاوندی، شما به لحاظ جامعه شناختی این نقش های تفکیک شده جنسیتی را در خانواده چگونه می بینید؟
–   ما، در خانواده برای زن و مرد نقش هایی را تعریف می کنیم و در عین حال می دانیم که نهاد خانواده از تعامل مناسب زن و مرد هم تعریفی دارد. تقسیم کار متعارف سنتی این بوده که  در  خانه آقا برود پول در بیاورد و خانم خانه خرج کند، غذا آماده کند، بپزد و … تا بقیه بخورند. اما می بینیم که در حال حاضر این تقسیم کار دارد عوض می شود. چون خیلی  خانم ها هم  در خانه ها هستند که دارند مثل آقای خانه نباید پول در می آورند. بعد طبیعتا انتظار دارند که این آقا در در امور خانه هم به خانم  کمک کند. یعنی بعضی نقش هایی که بر حسب جنسیت در گذشته به زنان و مردان واگذارشده بود، الان با تغییر شرایط تغییراتی کرده است و این طبیعی است . الان یک خانم می پرسد که مثلا آقای خانه چرا نباید غذا درست کند؟  در گذشته که این خانم در خانه نشسته بود و فقط مردان بودند که کسب درآمد داشتند، آن تقسیم کار بود که مرد پول دربیاورد و زن همه کارهای خانه را انجام بدهد. اما الان هم می شود همان  تقسیم کار را  در محیط خانه داشت؟  شاید در گذشته که خانمها در خانه بودند و کارهای خانه را می کردند، در مجموع راحت تر بودند. استراحت بیشتری داشتند و دغدغه ها و درگیریهای شان با محیط بیرون خانه کم بود. ارتباطات شان هم با دوست و همسایه و فامیل بیشتر بود.
ولی الان یک زن شاغل دیگر وقت ندارد که برای این ارتباطات وقتی بگذارد. بزحمت فامیل نزدیک می توانند چند وقت یک بار همدیگر را ببینند. چون خانم ها بیرون از خانه کار می کنند و فرصت کمتر و مشغولیت بیشتری دارند و  به هرحال در کسب درآمد برای خانواده سهیم شده اند. پس  در حال حاضر در جامعه ما باید آن تفکیک نقش ها یا تقسیم کار سنتی در خانواده تعریف مجدد بشود.
–  می دانید که خیلی از آقایان همین تحولاتی را که در این نقش ها پیدا شده، یعنی  اینکه زنان هم می خواهند پابه پای مردان کار کنند و  پول در بیاورند و بعد طبیعتا  از مردها انتظار دارند که در کارهای خانه همکاری کند ، همین راسرچشمه از دست رفتن  کارکرد خانواده  می دانند و معتقدند که این خانواده ایست که  برون دادهایش هم که بچه ها هستند، برون دادهای صحیح و سالمی از آب در نمی آید .
–  ببینید ما گفتیم که در حال حاضر مهمترین کارکرد خانواده کارکرد حمایت عاطفی از اعضای خود است. اجتماعی کردن بچه ها یا همان تربیت و بار آوردن آنها هم کارکرد مهم دیگر خانواده است.  اتفاقا  اگر کارکرد عاطفی خانواده وجود داشته باشد، بقیه کارکردها مخصوصا کارکد اجتماعی کردن بچه ها هم تا حد زیادی برآورده می شود و می توان منتظر بود که بچه ها هم در این خانواده خوب بار بیایند. ببینید خانواده باید بچه ها را مناسب زمان و مقتضیات زمان بار بیاورد و این کاریست که یک خانواده با کارکرد عاطفی صحیح ، خیلی هم خوب از عهده اش برمی اید. برای مثال همانطور که اشاره کردیم، با تحولاتی که امروز در شرایط اجتماعی پیدا شده و باعث شده که در خانواده هم تغییراتی پیدا شود و مثلا زنها هم در بیرون از خانه کار کنند، لازم است که ما  تربیت فرزندان مان را با این تغییر شرایط هماهنگ کنیم. مثلا من به پسرم یاد بدهم که از همین حالا بجای اینکه توقع داشته باشد که کارهای شخصی اش را مادرش یا خواهرش انجام دهند، خودش انجام شان دهد تا فردا هم در زندگی خانوادگی اش انتظارات بی مورد از همسرش نداشته باشد و مسئولیت پذیر و وظیفه شناس باشد. البته محیط خانواده که عاطفی و انعطاف پذیر است کمک می کند که شرایط افراد هم در نظر گرفته شود. من ممکن است در ایام امتحانات پسرم وقتی می گوید درسهایم زیاد است، به او بگویم که اشکالی ندارد من خودم کارها  را می کنم  تا به درست برسی. اما او می داند که این همراهی  من بخاطر این است که شرایطش را درک می کنم و می خواهم به او کمک کنم، ولی یک توقع همیشگی برای این که همه کارها را من بکنم و او فقط به درسش برسد، ندارد.
منظور این است که این تقسیم کار تا حدی صرف نظر از بحث جنسیت می تواند در هر خانواده ای با در نظر گرفتن کارکرد عاطفی وجود داشته باشد. در حالی که  من خانواده هایی را می شناسم که نه دختر و نه پسر خانواده حاضر نیست حتی  این لیوان آب خودش را به آشپزخانه بیاورد و بشوید. وقتی  غذا می خورند، همه شان به اتاق های شان می روند برای خوابیدن و بازی کامپیوتری و درس و … و فقط مادر خانه است که همه کارها را باید انجام دهد، حتی کارهای شخصی این دختر و پسر را . به نظر نمی آید این تقسیم کار درستی باشد در خانواده و برای خود بچه ها در زندگی آینده شان تاثیر مثبتی داشته باشد. بعد جالب است که از خانم خانه می پرسیم که چرا حتی دختر خانواده برای کمک به جمع کردن سفره احساس وظیفه نمی کند؟ مادر جواب می دهد که او می گوید که چون برادرانم کاری نمی کنند، من هم نمی کنم. من شخصا برای این مادر و خانم خانه خیلی متاسف شدم. به نظرم آمد که این تقسیم کار خیلی غیرمنصفانه ای در این خانه است که هم به این خانم ظلم می شود و هم به این بچه ها هم که تاثیر منفی اش مخصوصا در آینده در زندگی های خانوادگی شان معلوم می شود که اصلا افراد مسئولیت پذیری نخواهند بود. به نظر من اینجا کارکرد عاطفی خانواده از میان رفته و آدمها با انصاف و مهربانی با هم رفتار نمی کنند و همین به اجتماعی شدن صحیح بچه ها هم لطمه می زند.  اینکه ما می بینیم که ازدواج  در بین جوانها هم اینقدر کم  شده و  زندگی خانوادگی هم کم دوام است، به همین عدم مسئولیت پذیری بر می گردد، چه در دخترها و چه در پسرها و این مسئولیت ناپذیری به همان بد اجتماعی شدن در خانواده برمی گردد.
بنابراین براحتی می توان گفت که همین الان هم اگر خانواده با کارکرد عاطفی اش درست عمل کند و بچه ها را منطبق بر شرایط امروز جامعه حمایت منطقی و درست کند، بچه های خوبی بار می آیند. در اینجا شاغل بودن مادر هم نقشی ندارد و اگر داشته باشد هم می تواند نقش مثبتی باشد، بستگی به این دارد که خانواده یعنی آن زن و مردی که از اول با هم بنای خانواده را گذاشته اند، چقدر توانسته اند کارکرد عاطفی و تقسیم کار مناسب و درست را در خانواده داشته باشند.
 پایان/ انتهای متن/