حقوق زن و مرد: برابر یا عادلانه؟

دین اسلام نگاه ویژه و متمایزی نسبت به مکاتب موجود در دنیا نسبت به مسئله زن و مرد دارد. از نظر گروهی از منتقدین، دین اسلام به نوعی متمایل به برتری مردان بر زنان می باشد. زیرا حقوق اعطایی بیشتری را برای مردان قائل شده است. آیا این حرف درست است؟بررسی و شناسایی دیدگاه اسلام نسبت به جنس زن پاسخ این سوال را روشن می کند.

57

سرویس اجتماعی به دخت/

 قرآن در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریدیم . این کتاب مقدس تصریح می کند که رسیدن به قرب الهی و درجات عالی معنوی در پرتو ایمان و عمل صالح میسر می شود و ربطی به جنسیت ندارد . قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می کند . از همسر آدم ، ابراهیم ، مادر موسی و مادر عیسی تجلیل می کند.

در واقع اسلام در حرکت به سوی خداوند هیچ تفاوتی را بین زن و مرد قائل نمی شود و تمامی انسان ها فارغ از جنس خود، توانایی و استعداد رسیدن به مقامات والای انسانی و روحانی را دارند . اما آنچه مسلم است دین اسلام حقوق مشابهی را برای مرد و زن در نظر نگرفته است، در عین اینکه امتیاز و برتری حقوقی هم برای مردان نسبت به زنان قائل نیست . اسلام پای بند به اصل مساوات است. یعنی  در اصل ،اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، بلکه با تشابه حقوق  آنان مخالف است.

و همین تفاوت مکتب اسلام با دیگر مکاتب است.

اسلام معتقد است دستگاه خلقت، هر موجودی را در مدار مخصوص خود قرار داده و سعادت او را در این قرار داده که در مدار طبیعی خود حرکت کند. زیرا دستگاه آفرینش ، دستگاهی هدفمند است.

همه افراد به صرف انسان بودن شان از یک سری حقوق برخوردارند. این حقوق را می توان به حقوق اجتماعی و حقوق خانوادگی تقسیم کرد . نکته مهم این است که همه افراد بشر از لحاظ حقوق اجتماعی با هم برابر و مشابه اند. مثلا همه حق حیات ، حق اشتغال ، حق تحصیل و … را دارند.البته در اجتماع از لحاظ حقوق اکتسابی در وضعیت نامساوی قرار می گیرند. به این معنی که هیچکس ذاتا استاد یا صنعتگر یا رئیس و… به دنیا نیامده است . ولی در بستر اجتماع هر کس به تناسب استعداد و توانایی های خود این حقوق را از اجتماع می گیرد. اما در بعد حقوق خانوادگی ، حقوق طبیعی اولیه زن و مرد با هم متفاوت است . شوهر بودن ، زن بودن ، پدر بودن ، مادر بودن و فرزند بودن ،وظایف و حقوق خاصی را ایجاب می کند که هیچکدام مشابه یکدیگر نیست.

فرضیه عدم تشابه حقوق زن و مرد در اسلام مبتنی براین است که حساب اجتماع خانوادگی از اجتماع مدنی جداست و زن ومرد با استعدادها و احتیاجات مشابه در زندگی خانوادگی شرکت نمی کنند .

زن و مرد به حکم قانون خلقت ،متفاوت آفریده شده اند و این اختلافات و تفاوت ها وظایف و حقوق آنها را متفاوت می کند.

امروزه در پرتو پیشرفت های علمی، هر روزه بعد جدیدی از این تفاوت ها آشکار می شود. زن و مرد نه تنها از لحاظ ساختار جسمانی ،بلکه از لحاظ ساختار روانی و احساسات به یکدیگر متفاوت هستند.

اما این تفاوت به هیچ وجه به معنی برتری یکی بر دیگری نیست و هیچ لزومی هم ندارد که که تفاوت ها را برای یکی نقص و برای دیگری کمال بدانیم.  بلکه قانون خلقت این تفاوت ها را ایجاد کرده تا پیوند خانوادگی بین زن و مرد محکم تر شود و کشش و میل آن دو به هم بیشتر شود و بر همین اساس  حقوق و وظایف خانوادگی میان زن و مرد تقسیم می شود.

اسلام معتقد است با در نظر گرفتن این تفاوت ها، احکام صادره برای هریک از زن و مرد ، به عدالت که هدف هر قاعده حقوقی است ، نزدیک تر است. با یک مثال بحث خود را خاتمه می دهم . معلمی دو دانش آموز با استعداد دارد. یکی استعداد وافری در نقاشی دارد و دیگری استعداد بسیار در ورزش. معلم به اندازه مساوی مبلغی را برای پرورش استعداد هریک در نظر می گیرد، ولی هرکدام را به نوعی هزینه می کند تا  هر یک از این دو بنا به استعداد خود موفق شوند . در حالی که اگر معلم این هزینه را بدون توجه به استعداد آنها به کار گیرد ، هیچکدام رشد مطلوبی نخواهند کرد.

پروردگار جهانیان و خالق انسانها، از هر کس دیگری بیشتر آگاه به ساختار وجودی مخلوقاتش است و متناسب با آن ساختار، حقوق و وظایف خاصی را برای هر یک در نظر گرفته و عدالت را در تقسیم وظایف و حقوق و حدود زن و مرد به درستی رعایت کرده است.

الهام آخوندان /انتهای متن/